استقلال تهران

باشگاه فوتبال استقلال تهران از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (تغییرمسیر از استقلال تهران) پرش به: ناوبری، جستجو استقلال نام کامل باشگاه باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال تهران لقب(ها) آبی‌های پایتخت پسران آبی[۱] اس اس[۲] تاج[۳] آبی‌پوشان[۴] تاریخ تأسیس ۴ مهر ۱۳۲۴ (۶۷ سال پیش)[۵] با نام دوچرخه‌سواران نام ورزشگاه
ورزشگاه آزادی (گنجایش: ۸۴٫۴۱۲ نفر)[۶] مالک وزارت ورزش و امور جوانان مدیرعامل علی فتح‌الله‌زاده خویی سرمربی امیر قلعه‌نویی لیگ جام خلیج فارس ۹۲–۱۳۹۱ اول (قهرمان) آدرس اینترنتی fcesteghlal.ir لباس اول لباس دوم لباس سوم
فصل جاری
باشگاه فوتبال استقلال تهران یکی از پرافتخارترین و پرهوادارترین باشگاه‌های فوتبال در ایران و آسیاست[۷] که در سال ۱۳۲۴ در شهر تهران بنیانگذاری شده‌است. استقلال پیش از انقلاب ایران تاج نام داشت.[۳]
این باشگاه هم‌اکنون در لیگ برتر ایران بازی می‌کند. استقلال با دو قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا (مسابقات باشگاهی قهرمانی آسیا ۱۹۷۰ و جام باشگاه‌های آسیا ۹۱-۱۹۹۰) و دو نایب قهرمانی (جام باشگاه‌های آسیا ۹۲-۱۹۹۱ و جام باشگاه‌های آسیا ۹۹-۱۹۹۸) و دو مقام سومی (مسابقات باشگاهی قهرمانی آسیا ۱۹۷۱ و جام باشگاه‌های آسیا ۰۲-۲۰۰۱)، پُرافتخارترین باشگاه فوتبال ایران در رقابت‌های آسیایی و دومین باشگاه پرافتخار تاریخ قاره آسیا محسوب می‌شود.[۳][۸][۹] استقلال همچنین با ۸ قهرمانی در بالاترین دسته فوتبال ایران، لیگ منطقه‌ای ایران یک بار، جام تخت جمشید یک بار، لیگ قدس یک بار، جام آزادگان ۲ بار و لیگ برتر ۳ بار، دومین تیم پرافتخار در لیگ ایران[۱۰] و با ۶ قهرمانی و ۳ نایب قهرمانی، پرافتخارترین تیم در جام حذفی ایران است.[۱۱]
رقیب سنتی این باشگاه، پرسپولیس است. این دو باشگاه پرطرفدارترین و پرافتخارترین تیم‌های فوتبال ایران و برگزارکنندهٔ شهرآورد تهران هستند.[۳] فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال این باشگاه را پس از الهلال عربستان و یوکوهاما مارینوس ژاپن، سومین باشگاه برتر فوتبال آسیا در قرن بیستم اعلام کرده‌است.[۱۲] همچنین این فدراسیون، باشگاه فوتبال استقلال را با ۶۱۰ امتیاز در رتبه ۲۷۹مین باشگاه جهان در طی ۱۰ سال گذشته قرار داد که بر این اساس، بعد از باشگاه سپاهان که در رده ۲۳۳ جهان قرار دارد، تیم استقلال تهران دومین باشگاه فوتبال برتر ایرانی در طی ۱۰ سال اخیر می‌باشد.[۱۳] همچنین این باشگاه در مجموع امتیازات تیم‌ها در تاریخ لیگ برتر، در رتبه نخست قرار دارد و در مجموع تمام ادوار لیگ برتر ایران صاحب بیشترین گل زده و بیشترین برد می‌باشد.[۱۴]
طبق آخرین رده‌بندی برترین تیم‌های باشگاهی جهان در اوت ۲۰۱۳ میلادی که توسط فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال صورت گرفت، تیم استقلال تهران با کسب ۱۵۷۷٫۴۷ امتیاز و کسب رتبه ۱۰۱ جهان، بهترین تیم ایرانی بوده و در بین تیم‌های قاره آسیا در مکان پنجم قرار دارد.[۱۵]
همچنین باشگاه استقلال طی دو سال پیاپی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، عنوان پرتماشاگرترین تیم حاضر در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا به خود اختصاص داد.[۱۶][۱۷] محتویات ۱ تاریخچه ۱.۱ دوچرخه سواران۱.۲ تاج۱.۳ استقلال ۲ نام، نماد و رنگ۳ هواداران۴ رقیبان سنتی ۴.۱ شهرآورد تهران۴.۲ سپاهان اصفهان ۵ ورزشگاه و دارایی‌ها۶ آمار و رکوردها ۶.۱ فصل‌های اخیر۶.۲ عملکرد در آسیا ۷ تیم‌های دیگر ۷.۱ خانواده تیم‌های تاج۷.۲ تیم‌های پایه۷.۳ تیم زنان ۸ دست‌آوردها ۸.۱ کشوری۸.۲ استانی۸.۳ آسیایی ۹ بازیکنان ۹.۱ بازیکنان کنونی۹.۲ بازیکنان پیشین۹.۳ بازیکنان جام جهانی۹.۴ بازیکنان المپیک۹.۵ کاپیتان‌ها ۱۰ مربیان ۱۰.۱ کادر کنونی۱۰.۲ مربیان برجسته پیشین ۱۱ چارت مدیریتی۱۲ مدیران۱۳ منابع۱۴ پیوند به بیرون تاریخچه نوشتار اصلی: پیشینه باشگاه فوتبال استقلال تهران دوچرخه سواران نشان پیشین باشگاه تاج ویرایش جدیدنشان پیشین باشگاه تاج
در سال ۱۳۲۴ تعدادی از دوچرخه‌سواران باسابقه و دارای عناوین قهرمانی در کشور تصمیم گرفتند با ایجاد مرکزی برای گردهمایی‌های دوستانه، پایه‌های یک تشکل صنفی را برپا کنند. باشگاه دوچرخه سواران در ۴ مهر ۱۳۲۴ توسط چند جوان نظامی و دانشجوی دوچرخه‌سواری در تهران تاسیس شد و در ابتدا فقط به دوچرخه‌سواری اختصاص داشت. اما بعداً رشته‌های دیگر از جمله فوتبال نیز به به فعالیت‌های باشگاه اضافه شدند و این درحالی بود که علی دانایی‌فرد باشگاه فوتبال نور را هدایت می‌کرد که بعد از شکست تیم فوتبال کارگر آبادان، مورد توجه دوچرخه‌سواران قرار گرفت و با مذاکرات قرار بر آن شد تا از آن پس تیم نور تحت عنوان تیم فوتبال دوچرخه سواران فعالیت کند.[۱۸] تیم فوتبال دوچرخه‌سواران از ابتدا با لباس آبی رنگ در مسابقات حاضر[۱۹] و در میان تیم‌های شاهین، سرباز و دارایی در رقابت‌های اصلی فوتبال ایران بازی می‌کرد[۱۸]". اولین بازی رسمی تیم دوچرخه سواران در ۱۵ اسفند ۱۳۲۸ و در برابر تیم شاهین و در حضور بیش از ۲۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه امجدیه برگزار شد، که در آن دیدار تیم دوچرخه سواران توانست با نتیجه ۱-۰ پیروز شود.[۱۹] تاج تیم قدیمی تاج، منصور پور حیدری دومین نفر نشسته از چپ
در سال ۱۳۲۸ پرویز خسروانی امتیاز باشگاه دوچرخه‌سواران را در اختیار گرفت و نام آن بعد از بحث و رای‌گیری بین اعضای هیات مدیره به «باشگاه فوتبال تاج» تغییر و به ثبت رسید. مدیر باشگاه، سروان پرویز شیخان بود. حضور افرادی نظیر اسدالله علم، نخست وزیر وقت در هئیت مدیره باعث شد تا بودجه قابل توجهی در اختیار باشگاه قرار گیرد.[۱۸] استقلال
پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مشورت برخی از بازیکنان قدیمی باشگاه(ازجمله منصور پورحیدری، کردنوری و جلالی) نام باشگاه تاج به باشگاه استقلال، تغییر کرد.[۱۸] نام، نماد و رنگ
باشگاه در سال ۱۳۲۴ با نام دوچرخه‌سواران بنیانگذاری شد.[۲۰][۲۱] پس از ثبت باشگاه به نام پرویز خسروانی و علی عبدالهی نوروزی، نام باشگاه با تصویب هیئت مدیره در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۲۸[۲۲] به تاج تغییر یافت.[۲۰] پس از وقوع انقلاب، باشگاه استقلال نام نهاده شد.[۲۰][۲۱] رنگ لباس استقلال از آغاز، آبی بوده‌است[۲۰] و رنگ آبی یکی از نمادهای این باشگاه به شمار می‌رود و از این رو آبی‌پوشان یکی از لقب‌های باشگاه‌است.[۴] هواداران نمایی از هواداران استقلال در ورزشگاه آزادی در جریان بازی پایانی لیگ ۹۲–۱۳۹۱ با داماش گیلان اردیبهشت ۱۳۹۲
بر پایه نظرسنجی‌های انجام شده باشگاه استقلال به همراه پرسپولیس به عنوان پرهوادارترین باشگاه‌های فوتبال ایران معرفی شده‌اند. [۲۳] با این که باشگاه استقلال در تهران قرار دارد، در سراسر ایران هوادار دارد و در بازی‌های خارج از خانه نیز عده زیادی برای تشویق آن‌ها به ورزشگاه می‌روند. این باشگاه در اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس هم نیز هوادارانی دارد و بیشتر ایرانی‌ها ساکن در خارج از ایران هم از هواداران استقلال بشمار می‌روند در فصل ۹۹-۱۹۹۸ جام باشگاه‌های آسیا و در بازی، استقلال و جوبیلو ایواتا ژاپن که در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شد، با حضور ۱۲۰ هزار نفر، پرتماشاچی‌ترین بازی تاریخ جام باشگاه‌های آسیا بوده‌است.
همچنین در بازی پایانی پنجمین دوره لیگ برتر و در مقابل برق شیراز که به پیروزی ۴ بر ۱ استقلال و قهرمانی این تیم منجر شد، تعداد ۱۱۰ هزار نفر از هواداران استقلال برای دیدن قهرمانی تیم محبوبشان به ورزشگاه آمدند که پرتماشاچی ترین بازی تاریخ لیگ برتر ایران بوده‌است. البته لازم به ذکر است که طرفداران استقلال تهران در استان خوزستان نسبت به شهرهای دیگر حتی پایتخت بسیار بیشتر هستند و بسیاری از مردم شهر اهواز را به شهر استقلال تشبیه می‌کنند.[۲۴]
همچنین در سال ۲۰۱۰ میلادی بر اساس نظرسنجی سایت فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار، فرهاد مجیدی کاپیتان آن زمان استقلال به پشتوانه هواداران بیشمار استقلال به عنوان محبوب‌ترین بازیکن جهان در سال ۲۰۱۰ شناخته شد.[۲۵] رقیبان سنتی شهرآورد تهران نوشتار اصلی: شهرآورد تهران نمایی از هواداران استقلال در ورزشگاه آزادی در جریان ۶۹امین شهرآورد تهران، ۲۳ مهر ۱۳۸۹
بازی میان استقلال و پرسپولیس، دو باشگاه پرهوادار و پرافتخار ایران، مهم‌ترین مسابقهٔ باشگاهی فوتبال در ایران است.[۳] نخستین بازی دو تیم در روز ۱۶ فروردین ۱۳۴۷، نخستین بازی رسمی پرسپولیس بود که با نتیجهٔ بدون گل پایان یافت.[۲۶] فردای آن روز، روزنامه کیهان ورزشی (مهمترین روزنامه ورزشی آن زمان) روی جلد خود هیچ چیز از بازی ننوشت و تیتری از فوتبال دخترها داشت.[۲۷] بر خلاف گذشته، امروزه این بازی همواره با حساسیت بالا و تماشاگران زیاد همراه‌است و برگزاری آن بازتاب‌های زیادی در ایران دارد.[۳][۲۸] معمولاً این بازی را حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در ورزشگاه آزادی تهران تماشا می‌کنند.[۳] این شهرآورد گاهی به خشونت میان بازیکنان، و درگیری میان هواداران می‌انجامد و هولیگان‌ها به ناوگان حمل و نقل عمومی از جمله اتوبوس‌ها آسیب می‌زنند.[۲۸][۲۹] مجله ورلدساکر در شماره ژوئیه ۲۰۰۸ خود، فهرستی از ۵۰ شهرآورد دنیا منتشر کرد؛ و شهرآورد تهران را در رتبه ۱ام آسیا و ۲۲وم جهان قرار داد.[۳۰] سپاهان اصفهان نوشتار اصلی: هماوردی استقلال و سپاهان
از سال ۱۳۵۰ دو باشگاه استقلال و سپاهان دیدارهای متعددی در قالب مسابقات لیگ، حذفی و دوستانه با یک‌دیگر برگزار کرده‌اند. رقابت این دو تیم از دیرباز جذاب و دیدنی بوده و در حال حاضر این دیدار در لیگ برتر برای هر دوتیم و هواداران آن‌ها از جذابیتی خاص و حساسیت بالایی برخوردار است که این دیدار از مسابقات مهم هر فصل این دو تیم به شمار می‌رود. ورزشگاه و دارایی‌ها نوشتار اصلی: ورزشگاه آزادی تهران هواداران استقلال در ورزشگاه آزادی تهران استقلال–برق شیراز، هفته پایانی لیگ برتر پنجم
استقلال هم‌اکنون برای بازی‌های خانگی خود ورزشگاه آزادی را اجاره می‌کند.[۳۱][۳۲] این باشگاه پیش از ساخته شدن ورزشگاه آزادی تهران، در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی کنونی) به میدان می‌رفت. استقلال در پی بازسازی چمن ورزشگاه آزادی، در فصل ۸۲-۸۱ بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه تختی برگزار کرد.[۳۳]
در روز ۱۶ تیر ۱۳۸۷، کلنگ کمپ اختصاصی باشگاه استقلال در پارک ارم تهران به زمین خورد.[۳۴] علی فتح‌الله‌زاده، مدیرعامل آن زمان استقلال اعلام کرد که ارزش این کمپ ۷۰ میلیارد تومان است.[۳۵]
بالاخره در بهار سال ۱۳۹۰ انتظار هواداران استقلال به سر رسید و علی فتح الله زاده مدیرعامل استقلال کمپ اختصاصی باشگاه را افتتاح کرد. کمپ اختصاصی استقلال تهران به یاد و نام بازیکن و مربی سابق استقلال ناصر حجازی نامگذاری شده‌است.
باشگاه استقلال در تیر ۱۳۸۸، با پرداخت ۲ میلیارد تومان مالک ۱٪ از سهام بانک تات شد،[۳۶] این کار در آغاز با استقبال کارشناسان روبرو شد و اقدامی جهت سودآوری آینده باشگاه دانسته‌شد.[۳۷] در پایان سال ۱۳۸۸، استقلال به دلیل اختلاف‌های مدیریتی سهمش را با ۱۸٪ سود واگذار کرد.[۳۸] آمار و رکوردها نوشتار اصلی: آمار و رکوردهای باشگاه استقلال تهران فصل‌های اخیر نوشتار اصلی: فهرست فصل‌های باشگاه فوتبال استقلال تهران فصل لیگ برتر جام حذفی جام باشگاه‌های آسیا ۸۱–۱۳۸۰ دوم قهرمان سوم ۸۲–۱۳۸۱ ۹ام ۱/۸ نهایی حذف در مرحله گروهی ۸۳–۱۳۸۲ دوم نایب قهرمان ۸۴–۱۳۸۳ سوم ۱/۱۶ نهایی ۸۵–۱۳۸۴ قهرمان انصراف از ۱/۴ نهایی به دستور هیأت مدیره ۸۶–۱۳۸۵ ۴ام ۱/۱۶ نهایی حذف به علت ارسال نکردن مدارک ۸۷–۱۳۸۶ ۱۳ام قهرمان ۸۸–۱۳۸۷ قهرمان ۱/۱۶ پایانی حذف در مرحله گروهی ۸۹–۱۳۸۸ سوم ۱/۸ پایانی ۱/۸ پایانی ۹۰–۱۳۸۹ دوم نیمه پایانی حذف در مرحله گروهی ۹۱–۱۳۹۰ سوم قهرمان ۱/۸ نهایی ۹۲–۱۳۹۱ قهرمان نیمه پایانی درحال انجام عملکرد در آسیا ردیف سال عنوان بازی ها بازی برد تساوی شکست زده خورده تفاضل عملکرد آخرین دوره حضور ۱ ۱۹۷۰ قهرمانی باشگاه های آسیا ۴ ۴ ۰ ۰ ۱۰ ۱ ۹+ قهرمان ------- ۲ ۱۹۷۱ قهرمانی باشگاه های آسیا ۵ ۳ ۱ ۱ ۸ ۵ ۳+ سوم ۱۹۷۰ ۳ ۱۹۹۰-۹۱ جام باشگاه‌های آسیا ۷ ۵ ۲ ۰ ۱۱ ۴ ۷+ قهرمان ۱۹۷۱ ۴ ۱۹۹۱-۹۲ جام باشگاه‌های آسیا ۵ ۲ ۲ ۱ ۹ ۳ ۶+ نائب قهرمان ۱۹۹۰-۹۱ ۵ ۱۹۹۸-۹۹ جام باشگاه‌های آسیا ۶ ۴ ۰ ۲ ۱۱ ۸ ۳+ نائب قهرمان ۱۹۹۱-۹۲ ۶ ۲۰۰۱-۰۲ جام باشگاه‌های آسیا ۷ ۴ ۱ ۲ ۱۹ ۱۲ ۷+ سوم ۱۹۹۸-۹۹ ۷ ۲۰۰۲-۰۳ لیگ قهرمانان آسیا ۳ ۱ ۰ ۲ ۵ ۷ ۲- حذف در مرحله گروهی ۲۰۰۱-۰۲ ۸ ۲۰۰۷ لیگ قهرمانان آسیا به دلیل دیر فرستادن مدارک حذف شد کنارگذاشته شدن از طرف AFC ۲۰۰۲-۰۳ ۹ ۲۰۰۹ لیگ قهرمانان آسیا ۶ ۰ ۴ ۲ ۶ ۱ ۲- حذف در مرحله گروهی ۲۰۰۲-۰۳ ۱۰ ۲۰۱۰ لیگ قهرمانان آسیا ۷ ۳ ۲ ۲ ۱۱ ۸ ۳+ حذف در مرحله ۱/۸ ۲۰۰۹ ۱۱ ۲۰۱۱ لیگ قهرمانان آسیا ۶ ۲ ۲ ۲ ۱۱ ۱۰ ۱+ حذف در مرحله گروهی ۲۰۱۰ ۱۲ ۲۰۱۲ لیگ قهرمانان آسیا ۹ ۵ ۲ ۲ ۱۳ ۶ ۷+ حذف در مرحله ۱/۸ ۲۰۱۱ ۱۳ ۲۰۱۳ لیگ قهرمانان آسیا - - - - - - - - ۲۰۱۲ مجموع عملکرد (در ۱۳ دوره) ۶۵ ۳۳ ۱۶ ۱۶ ۱۱۴ ۷۷ ۳۷+ ۲ عنوان قهرمانی+۲ عنوان نائب قهرمانی+۲ مقام سومی ۲۰۱۲ تیم‌های دیگر خانواده تیم‌های تاج تاج مسجدسلیمان، سال ۱۳۵۰
در دهه ۱۳۴۰، باشگاه تاج و شاهین، اولین باشگاه‌هایی بودند که در ایران مدرسه فوتبال راه‌اندازی کردند.[۳۹] بازیکنان این مدارس فوتبال، پشتوانه‌ای برای آینده باشگاه بودند.[۳۹] باشگاه تاج در آن زمان پشتوانه مالی خوبی داشت،[۳۹] و در بیشتر شهرستان‌ها دارای شعبه بود.[۳۹][۴۰] اهواز، رشت، مسجدسلیمان و همدان از جمله این شهرها بودند.[۳۹] این شعبه‌ها، حتی پس از پیروزی انقلاب نیز بنیان باشگاه استقلال را تشکیل می‌دادند.[۴۰] یکی از شعبه‌های موفق، تاج اهواز بود که از همان ابتدا گروهی از بازیکنان خوب استان خوزستان را داشت و حتی توانست امتیاز لازم برای صعود به جام تخت جمشید ۱۳۵۲ را بدست‌آورد، اما چون مطابق قانون تنها یک تیم از هر باشگاه می‌توانست در بالاترین دسته بازی کند؛ (و تاج تهران نیز در این دسته بود) از صعود باز ماند.[۴۱] دو سال پیش از آن نیز، تاج مسجدسلیمان در سال ۱۳۵۰ در جام منطقه‌ای ایران شرکت کرده‌بود و در میان ۸ تیم، ششم شده‌بود.[۴۲] پس از انقلاب نیز، استقلال رشت (که زیر نظر شهرداری رشت بود)[۴۳] و استقلال اهواز در رده‌های بالای لیگ فوتبال ایران حضور داشتند. بعدها امتیاز استقلال رشت به پگاه گیلان فروخته شد، اما استقلال اهواز تاکنون در فوتبال ایران حضور دارد. با این که استقلال اهواز، برخلاف استقلال تهران توسط بخش خصوصی مدیریت می‌شود[۴۴] و دو باشگاه ارتباطی با هم ندارد، گاهی «برادر» یکدیگر خوانده می‌شوند.[۴۵][۴۶] تیم‌های پایه
تیم‌های پایه استقلال در چهار رده سنّی امید، جوانان، نوجوانان و نونهالان است.[۴۷] تیم زنان تیم فوتبال دختران تاج در سال ۱۳۴۹، پیش از برد ۶-۰ برابر دیهیم.
باشگاه تاج، نخستین باشگاه فوتبال در ایران بود که برای زنان کلاس فوتبال تمرینی گذاشت و از پیشگامان فوتبال زنان در ایران بود.[۴۸] در تابستان ۱۳۸۷، رئیس کمیته بانوان فدراسیون فوتبال ایران از این باشگاه درخواست کرد تا در لیگ شرکت کند.[۴۹] در بهمن ۱۳۸۷، خبر بازی دوستانه تیم نوجوانان پسر (به مربیگری علیرضا منصوریان) و تیم دختران استقلال منتشر شد. این واقعه پس از انقلاب بی‌سابقه بود و جنجال و واکنش‌های بسیاری برانگیخت.[۵۰][۵۱] این بازی دوستانه، منجر به انحلال تیم زنان استقلال شد.[۵۲] دست‌آوردها نوشتار اصلی: فهرست افتخارات باشگاه فوتبال استقلال تهران جدول زیر شامل موفق ترین تیم‌های ۱۲ دوره لیگ حرفه‌ای ایران می‌باشد.(این جدول تا پایان لیگ دوازدهم تنظیم شده‌است.) رتبه تیم دوره بازی برد تساوی شکست زده خورده تفاضل امتیاز بهترین عنوان بدترین عنوان تعداد قهرمانی ۱ استقلال ۱۲ ۳۷۲ ۱۸۳ ۱۱۷ ۷۲ ۵۶۸ ۳۶۰ ۲۰۸+ ۶۶۶ قهرمان سیزدهم سه بار ۲ سپاهان ۱۲ ۳۷۲ ۱۷۴ ۱۱۱ ۸۷ ۵۶۱ ۳۶۹ ۱۹۲+ ۶۲۸ قهرمان دهم چهار بار ۳ پرسپولیس ۱۲ ۳۷۲ ۱۵۸ ۱۲۷ ۸۷ ۵۳۱ ۴۰۸ ۱۲۳+ ۵۹۵ قهرمان دوازدهم دو بار ۴ ذوب آهن ۱۲ ۳۷۲ ۱۵۲ ۱۲۱ ۹۹ ۴۶۱ ۳۷۶ ۸۵+ ۵۷۷ نایب قهرمان چهاردهم - جدول زیر هم لیست باشگاه‌ها همراه با تعداد و سال‌های قهرمانی و نایب قهرمانی آن‌ها را در لیگ قهرمانان آسیا نشان می‌دهد (جام باشگاه‌های آسیا نیز گنجانده شده‌است). تیم قهرمانی‌ها نایب قهرمانی‌ها سال‌های قهرمانی سال‌های نایب قهرمانی پوهانگ استیلرز ۳ ۰ ۱۹۹۶-۹۷ ,۱۹۹۷-۹۸ ,۲۰۰۹ - استقلال ۲ ۲ ۱۹۷۰ ,۱۹۹۰-۹۱ ۱۹۹۱-۹۲ ,۱۹۹۸-۹۹ الهلال ۲ ۲ ۱۹۹۱-۹۲ ,۱۹۹۹-۲۰۰۰ ۱۹۸۶-۸۷ ,۱۹۸۷-۸۸ سئونگنام ایلهوا چونما ۲ ۲ ۱۹۹۵-۹۶ ,۲۰۱۰ ۱۹۹۶-۹۷ ,۲۰۰۴ الاتحاد ۲ ۱ ۲۰۰۵ ,۲۰۰۴ ۲۰۰۹ دلیل جایگاه دومی استقلال تهران دو عنوان سومی در سال‌های ۰۲–۲۰۰۱، ۱۹۷۱ در جام باشگاه‌های آسیا می‌باشد کشوری لیگ فوتبال ایران [۵۳][۱۰] لیگ منطقه‌ای، لیگ تخت جمشید، لیگ قدس، لیگ آزادگان، جام خلیج فارسقهرمانی(۸):۹۲-۹۱، ۸۸-۸۷، ۸۵-۸۴، ۸۰-۷۹، ۱۳۷۶، ۱۳۶۸، ۱۳۵۳، ۱۳۴۹نائب قهرمانی(۸): ۱۳۵۲، ۱۳۷۰، ۱۳۷۳، ۷۸-۷۷، ۷۹-۷۸، ۸۱-۸۰، ۸۳-۸۲، ۹۰-۸۹ جام حذفی [۱۱] قهرمانی(۶ بار): ۱۳۵۵-۵۶، ۱۳۷۴-۷۵، ۱۳۷۸-۷۹، ۸۱-۸۰، ۸۷-۸۶، ۹۱-۹۰نائب قهرمانی(۳):۶۹-۶۸، ۷۸-۷۷، ۸۳-۸۲ استانی جام باشگاه‌های تهران قهرمانی (۱۵): ۱۳۲۸، ۱۳۳۱، ۱۳۳۵، ۱۳۳۶، ۱۳۳۸، ۱۳۴۰، ۱۳۴۱، ۱۳۴۸، ۱۳۴۹، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۶۲، ۱۳۶۴، ۱۳۶۹ ۱۳۷۳نایب قهرمانی (۷): ۱۳۲۵، ۱۳۳۰، ۱۳۳۷، ۱۳۴۸، ۱۳۶۱، ۱۳۶۸، ۱۳۶۹ جام‌حذفی باشگاه‌های تهران قهرمانی (۴): ۱۳۲۶، ۱۳۳۰، ۱۳۳۷، ۱۳۳۸نایب قهرمانی (۲): ۱۳۲۵، ۱۳۴۹ آسیایی مقاله مرتبط: باشگاه فوتبال استقلال تهران در آسیا جام باشگاه‌های آسیا (۲ بار)[۵۴][۵۵][۸][۵۶] قهرمانی:۹۱–۱۹۹۰، ۱۹۷۰نائب قهرمانی:۹۹–۱۹۹۸، ۹۲–۱۹۹۱مقام سومی: ۰۲–۲۰۰۱، ۱۹۷۱ بازیکنان بازیکنان کنونی
مطابق با آیین نامه نقل و انتقالات لیگ برتر در فصل ۹۲-۱۳۹۱، باشگاه‌های لیگ برتری مجاز به استفاده از ۲۱ بازیکن بزرگسال، ۶ بازیکن زیر ۲۳ سال، ۵ بازیکن زیر ۲۱ سال و ۳ بازیکن زیر ۱۹ سال می‌باشند. در این میان هر تیم می‌تواند از ۴ بازیکن خارجی، شامل حداقل یک بازیکن آسیایی، استفاده کند.[۵۷]
فهرست زیر بازیکنان کنونی استقلال تهران را نشان می‌دهد.[۵۸][۵۹] شماره نقش بازیکن ۱ دروازه‌بان مهدی رحمتی (کاپیتان دوم) ۲ هافبک خسرو حیدری ۳ مدافع جی‌لوید ساموئل ۴ مدافع امیرحسین صادقی ۵ مدافع حنیف عمران‌زاده ۶ هافبک جواد نکونام ۷ مهاجم فرهاد مجیدی (کاپیتان اول) ۸ هافبک پژمان نوری ۹ مهاجم آرش برهانی ۱۰ مهاجم سیاوش اکبرپور ۱۱ مهاجم محمد قاضی ۱۲ مدافع میثم جودکی ۱۴ هافبک آندرانیک تیموریان شماره نقش بازیکن ۱۵ هافبک احسان پیرهادی ۱۶ هافبک هاشم بیک‌زاده ۱۷ هافبک حامد خسروی ۱۸ مهاجم بابک جباری ۲۰ هافبک احمد جمشیدیان ۲۱ هافبک حسین حسینی ۲۲ دروازه‌بان علیرضا واحدی نیکبخت ۲۶ هافبک فردین عابدینی ۲۸ هافبک مهران قاسمی ۳۱ هافبک گوران لاوره ۳۲ مهاجم محمدمهدی نظری ۳۳ مدافع پژمان منتظری (کاپیتان سوم) بازیکنان پیشین مقاله مرتبط: فهرست بازیکنان خارجی باشگاه فوتبال استقلال
برای دیدن نام بازیکنان پیشین باشگاه که در ویکی‌پدیا مقاله دارند، رده:بازیکنان باشگاه استقلال را ببینید. بازیکنان جام جهانی جام جهانی ۱۹۷۸ ایرج دانایی‌فرد حسن روشن حسن نظری آندرانیک اسکندریان جام جهانی ۱۹۹۸ علی‌رضا منصوریان جواد زرینچه مهدی پاشازاده پرویز برومند جام جهانی ۲۰۰۶ وحید طالب‌لو امیرحسین صادقی غلام‌رضا عنایتی بازیکنان المپیک
المپیک ۱۹۶۴ حسن حبیبی جلال طالبی کرم نیرلو کامبیز جمالی فریبرز اسماعیلی محمد بیاتی
المپیک ۱۹۷۲ علی جباری اکبر کارگرجم جواد الله‌وردی جواد قراب منصور رشیدی
المپیک ۱۹۷۶ آندرانیک اسکندریان حسن روشن حسن نظری ناصر حجازی منصور رشیدی کاپیتان‌ها # نام ملیت دوران بازی در استقلال دوران کاپیتانی شماره پیراهن ۱ محمدرضا عادلخانی ۱۹۷۲–۱۹۷۵ ۱۹۷۳–۱۹۷۵ - ۲ حسن روشن ۱۹۶۹–۱۹۷۸ ۱۹۸۴–۱۹۸۸ ۱۹۷۵–۱۹۷۸ ۱۰ ۳ ناصر حجازی ۱۹۶۷–۱۹۷۷ ۱۹۸۰–۱۹۸۶ ۱۹۸۰–۱۹۸۶ ۱ ۳ جعفر مختاری‌فر ۱۹۸۳–۱۹۹۲ ۱۹۸۸–۱۹۸۹ ۱۰ ۴ شاهین بیانی ۱۹۷۹–۱۹۹۲ ۱۹۹۰–۱۹۹۲ ۵ ۵ امیر قلعه‌نویی ۱۹۸۹–۱۹۹۷ ۱۹۹۲–۱۹۹۷ ۸ ۶ جواد زرینچه ۱۹۸۶–۲۰۰۱ ۱۹۹۷–۲۰۰۱ ۲ ۷ مهدی پاشازاده ۱۹۹۷–۱۹۹۸ ۲۰۰۰–۲۰۰۳ ۲۰۰۱–۲۰۰۳ ۱۰ ۸ محمود فکری ۱۹۹۲–۱۹۹۳ ۱۹۹۵–۲۰۰۷ ۲۰۰۳–۲۰۰۷ ۶ ۹ علی‌رضا منصوریان ۱۹۹۵–۱۹۹۷ ۲۰۰۳–۲۰۰۸ ۲۰۰۷–۲۰۰۸ ۱۰ ۱۰ فرهاد مجیدی ۱۹۹۷–۱۹۹۹ ۲۰۰۰–۲۰۰۱ ۲۰۰۷–۲۰۱۲ ۲۰۱۳– ۲۰۰۸– ۷ مربیان نوشتار اصلی: فهرست مربیان باشگاه فوتبال استقلال تهران کادر کنونی میرشاد ماجدی سرپرست امیر قلعه نویی سرمربی مجید صالح مربی ستار همدانی دستیار کریم بوستانی دستیار حمید بابازاده مربی دروازه‌بان‌ها دکتر امیر حاجی قاسم مربی بدنساز ایمان عالمی مربی آنالیزور نیما رسولی، شاهرخ بیانی و سیروس دین‌محمدی آنالیزور محمد حیرانی مدیر رسانه مدد جباری مدیر تدارکات حسین امانتی تدارکات مربیان برجسته پیشین
در این جدول تنها جام های رسمی شامل لیگ باشگاه های ایران، جام حذفی ایران، لیگ باشگاه های تهران، و جام باشگاه های آسیا ذکر می شود. نام دوران جام‌ها کشوری آسیایی جمع لیگ حذفی دیگر جام‌ها جام باشگاه‌ها زدراکو رایکوف ۱۳۴۸–۱۳۵۵ ۲ ۰ ۲ ۱ ۵ منصور پورحیدری ۱۳۶۴-۱۳۶۲ ۱۳۶۸–۱۳۷۱ ۱۳۷۴–۱۳۷۵ ۱۳۷۹–۱۳۸۱ ۲ ۲ ۳ ۱ ۸ ناصر حجازی ۱۳۷۵–۱۳۷۸ ۱۳۸۶ ۱ ۰ ۰ ۰ ۱ امیر قلعه‌نویی ۱۳۸۱ (مربی موقت) ۱۳۸۲–۱۳۸۵ ۱۳۸۸–۱۳۸۷ ۱۳۹۱–تاکنون ۳ ۲ ۰ ۰ ۵ پرویز مظلومی ۱۳۹۱–۱۳۸۹ ۰ ۱ ۰ ۰ ۱ چارت مدیریتی وزارت ورزش و جوانان مالک علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل علی نظری جویباری قائم مقام امیر عرب معاون اجرایی باشگاه مهدی پرهام معاون اقتصادی باشگاه علی امیری معاون ورزشی باشگاه محسن بزرگی معاون حقوقی باشگاه مهدی علوی معاون فرهنگی باشگاه امین نوروزی معاون پزشکی باشگاه غلام‌حسین مظلومی معاون فنی باشگاه محمد سررشته‌داری مسئول کمیته روابط عمومی باشگاه علی اکبر محمدزاده رئیس کمیته انضباطی علی جباری مسئول کمیته پیشکسوتان منصور پورحیدری رئیس کمیته فنی اصغر حاجیلو رئیس آکادمی باشگاه عباس نقدی‌زاده رئیس کانون هواداران مقداد نجف‌نژاد رئیس هیئت مدیره و سخنگوی باشگاه علی فتح‌الله‌زاده عضو هیئت مدیره منصور پورحیدری عضو هیئت مدیره مقداد نجف‌نژاد عضو هیئت مدیره حسن زمانی عضو هیئت مدیره احمد شهریاری عضو هیئت مدیره منابع [۶۰][۶۱][۶۲][۶۳][۶۴][۶۵] مدیران مدیر دوران مدیریت پرویز خسروانی[۶۶] ۱۳۲۴–۱۳۴۰ پرویز شیخان[۶۷] ۱۳۴۰–۱۳۵۷ علی عبدالهی نوروزی[۶۷] ۱۳۵۷–۱۳۶۰ کاظم اولیایی[۶۷] ۱۳۶۷–۱۳۷۵ علی فتح‌الله‌زاده[۶۷] ۱۳۷۵–۱۳۸۲ حسین قریب[۶۷] ۱۳۸۲–۱۳۸۴ کاظم اولیایی[۶۷] ۱۳۸۴–۱۳۸۴ حسین قریب[۶۷] ۱۳۸۴–۱۳۸۵ مقداد نجف‌نژاد[۶۷] ۱۳۸۵–۱۳۸۶ علی فتح‌الله‌زاده[۶۷] ۱۳۸۶–۱۳۸۷ امیررضا واعظی آشتیانی[۶۷] ۱۳۸۷–۱۳۸۹ علی فتح‌الله‌زاده[۶۸] ۱۳۸۹–تاکنون

دیوار بزرگ چین

دیوار بزرگ چین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از دیوار چین)
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۴۰.۶۷۶۹۳° شمالی ۱۱۷.۲۳۱۹۳° شرقی

دیوار چین
GreatWall 2004 Summer 4.jpg
اطلاعات اثر
کشور پرچم چین چین
نوع فرهنگی
معیار ثبت i, ii, iii, iv, vi
شمارهٔ ثبت ۴۳۸
منطقه آسیا و اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۱۹۸۷ (جلسه ۱۱ام) (طی نشست نامشخص)

منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

دیوار چین (به چینی: 中国的长城)‏ طولانی‌ترین و بزرگترین سازه مهندسی تدافعی نظامی از لحاظ زمان ساخت در جهان است. این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته‌است. این اثر در سال ۱۹۸۷ در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

تاریخچه

تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می‌گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت‌های شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد. در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوک‌ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی هوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوک‌ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد. او می‌خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.

در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می‌رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند. تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است.

تصویری از دیوار چین در سال ۱۹۰۷ (میلادی)

دیواری که امروزه قابل مشاهده است، دیوار متعلق به سلسله مینگ (۱۳۶۸ – ۱۶۴۴ میلادی) است از غرب به دروازه «جایو گوان» در استان گانسو چین و از شرق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائونینگ در شمال شرقی چین منتهی می‌شود و درمیان آن ۹ استان، شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم آنرا دیوار طولانی می‌نامند.

دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می‌شد از بیابان‌ها مراتع و لجنزارها عبور می‌کرد. کارگران طبق عوارض زمینی، ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می‌دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته‌است. در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می‌شود. در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده‌اند. لذا دشمن به هیچ وجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین معمولاً با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴-۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود. طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می‌کند. در فاصله معیینی سکوی دیواری و یا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده‌است. سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده‌است. هنگامی که دشمن دست به حمله می‌زد برج‌های آتش روشن می‌کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می‌شدند. اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته‌است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است. زیبایی دیوار چین پر ابهت، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می‌خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده‌است. از نزدیک، دروازه‌های پر ابهت، دیوارها، سکوهای دیوار ی، برج‌های دیده بانی، برج‌های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی‌ها می‌گویند «کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد، قهرمان نیست».

گردشگری

گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می‌کنند. حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی‌دهند.

برخی از بخش‌های دیوار چین بخوبی حفظ شده‌است از جمله دیوار «بادلینگ» در نزدیکی بیجنیگ دیوار «سی ما تای»، دیوار «موتیان یو»، دروازه‌شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می‌شود و دروازه «جایوگوان» در انتهای غرب در گان سو، این بخش‌ها همچنین از مکان‌های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می‌کنند.

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است. این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است. سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان «سمبل ملیت چین» در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

تصورات اشتباه

یک تصویر ماهواره‌ای از یک قسمت از دیوار چین، که به صورت قطری از پایین سمت چپ به بالا سمت راست کشیده شده‌است (با رودخانه‌ای که از بالا سمت چپ به پایین سمت راست کشیده شده اشتباه نشود. (ناحیه ثبت شده ۱۲×۱۲ کیلومتر است)

این ادعا که این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل رویت می‌باشد، بارها تکذیب شده‌است ولی هنوز در باور عوام جا دارد.[۱] در واقع بسیاری از پدیده های انسان‌ساز، به خصوص در نور شب از فضا قابل رویت هستند اما تشخیص دیوار چین با چشم غیر مسلح از هر نقطه‌ای در مدار زمین کاملاً غیرممکن است.[۲]

هیچ‌کدام از فضانوردان آپولو این ادعا را مطرح نکرده‌اند و حتی فضانوردانی که در مدار زمین می‌چرخند نیز به سختی می‌توانند چنین ادعایی مطرح سازند. گفته می‌شود که این تصور چند دهه قبل از اولین فرود بر سطح ماه توسط ریچارد هالیبرتون مطرح گردیده‌است. از یکی از فضانوردان نقل شده‌است که "دیوار چین از ارتفاع حدود ۱۸۰ مایلی ناپدید می‌شود."[۳]

نگارخانه

کره (هندسه)


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نگارهٔ یک کره.

کُره یک جسم هندسی کاملاً گرد در فضای سه بعدی است. برای نمونه توپ یک کره‌است. کره مانند دایره که در دو بعد است، در فضای سه بعدی یک کاملاً متقارن در گرداگرد یک نقطه‌است. تمام نقاطی که بر سطح کره جای دارند در فاصلهٔ یکسان از مرکز کره قرار دارند. فاصلهٔ این نقطه‌ها از مرکز کره، شعاع کره نام دارد و با حرف r نمایش داده می‌شود. بلندترین فاصله از دو سوی کره (که از درون کره عبور کند) قطر کره نام دارد. قطر کره از مرکز آن نیز می‌گذرد و درنتیجه اندازهٔ آن دو برابر شعاع است.

حجم کره

در سه بُعد، حجم درون یک کره از رابطهٔ زیر بدست می‌آید:

\!V = \frac{4}{3}\pi r^3

که در این رابطه، r شعاع کره و π عدد پی است. این رابطه را نخستین بار ارشمیدس بدست آورد. او نشان داد که حجم یک کره ۲/۳ حجم استوانهٔ محیطی آن کره‌است.

در ریاضیات امروزی حجم کره با کمک انتگرال‌گیری بدست می‌آید.

برآورد حجم کره با کمک مفهوم انتگرال

نیم کرهٔ مورد بحث

نخست حجم نیم کره را بدست می‌آوریم و چون کره متقارن است حجم یک کرهٔ کامل دو برابر حجم نیم کره می‌شود. فرض کنید این کره از تعداد بی شماری دیسک دایره‌ای با ضخامت بسیار کم ساخته شده‌است. مجموع (انتگرال) حجم این دیسک‌ها، حجم کرهٔ مورد نظر را می‌سازد. محور تمام این دیسک‌ها بر روی محور yها قرار دارد درنتیجه دیسکی که بر روی نقطهٔ h = 0 قرار دارد، شعاعی برابر با r دارد (s = r) و دیسکی که در نقطهٔ h = r قرار دارد، شعاعی برابر با صفر دارد (s = 0).

اگر ضخامت دیسک‌ها در هر نقطهٔ دلخواه h، برابر با δh باشد، آنگاه حجم دیسک برابر خواهد بود با مساحت مقطع دیسک در ضخامت آن:

\!\delta V \approx \pi s^2 \cdot \delta h.

پس حجم کل نیم کره برابر است با مجموع حجم دیسک‌ها:

\!V \approx \sum \pi s^2 \cdot \delta h.

در بالای کره، شعاع دیسک‌ها بسیار کوچک و نزدیک به صفر[۱] است. درنتیجه برای بدست آوردن مجموع حجم دیسک‌ها باید از رابطهٔ بالا، انتگرال گرفت:

\!V = \int_{0}^{r} \pi s^2 dh.

با توجه به قضیه فیثاغورس می‌دانیم که در هرنقطه بر روی محور عمودی:

\!r^2 = s^2 + h^2

پس به جای s^2 از رابطهٔ زیر که تابعی از مقدار h^2 است استفاده می‌کنیم:

\!r^2 - h^2= s^2

مقدار تازهٔ s^2 را در انتگرال جایگذاری می‌کنیم:

\!V = \int_{0}^{r} \pi (r^2 - h^2)dh.

مقدار انتگرال برابر است با:

\!V = \pi \left[r^2h - \frac{h^3}{3} \right]_{0}^{r} = \pi \left(r^3 - \frac{r^3}{3} \right) - \pi \left(-0^3 + \frac{0^3}{3} \right) = \frac{2}{3}\pi r^3.

حجم نیمی از کره برابر با \!V = \frac{2}{3}\pi r^3 است پس حجم کل کره می‌شود:

\!V = \frac{4}{3}\pi r^3.

حجم کره در دستگاه مختصات قطبی نیز قابل محاسبه است که در آن حالت باید از رابطهٔ زیر استفاده کرد:

\mathrm{d}V=r^2\sin\theta\,\mathrm{d}r\,\mathrm{d}\theta\,\mathrm{d}\varphi


مساحت کره

مساحت کره از رابطهٔ زیر بدست می‌آید:

\!A = 4\pi r^2.

ارشمیدس نخستین کسی بود که توانست مساحت کره را بدست آورد. مشتق حجم کره نسبت به r، شعاع کره، مساحت کره را بدست می‌دهد. می‌توان این گونه تصور کرد که حجم یک کره برابر است با مجموع مساحت‌های بیشمار پوستهٔ کروی با ضخامت ناچیر که شعاع آن‌ها از ۰ تا r می‌تواند متفاوت باشد. درنتیجه اگر هریک از جزء حجم‌های کره را با δV، ضخامت هر پوسته را با δr و مساحت هر پوستهٔ کروی با شعاع r با A(r) نمایش دهیم؛ رابطهٔ زیر میان این متغیرها برقرار خواهد بود:

\delta V \approx A(r) \cdot \delta r \,

حجم کل برابر است با مجموع حجم هریک از این پوسته‌ها:

V \approx \sum A(r) \cdot \delta r

هنگامی که δr به سمت صفر میل می‌کند[۱] باید از انتگرال بجای سیگما استفاده کنیم:

V = \int_0^r A(r) \, dr

چون قبلاً فرمول حجم کره را بدست آورده‌ایم، پس خواهیم داشت:

\frac{4}{3}\pi r^3 = \int_0^r A(r) \, dr

از دو سر رابطهٔ بالا مشتق می‌گیریم:

\!4\pi r^2 = A(r)

که در حالت عمومی به صورت زیر نوشته می‌شود:

\!A = 4\pi r^2

در دستگاه مختصات قطبی جزء سطح به صورت dA = r^2 \sin\theta\, d\theta\, d\phi و در دستگاه مختصات دکارتی به صورت dS=\frac{r}{\sqrt{r^{2}-\sum_{i\ne k}x_{i}^{2}}}\Pi_{i\ne k}dx_{i},\;\forall k بدست می‌آید.

مساحت کل کره از انتگرال جزء سطح در تمام سطح کره بدست می‌آید:

A = \int_0^{2\pi} \int_0^\pi r^2 \sin\theta \, d\theta \, d\phi = 4\pi r^2.

کوروش بزرگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (تغییرمسیر از کوروش) پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، کوروش (ابهام‌زدایی) را ببینید. کوروش بزرگ سنگ‌نگارهٔ مرد بالدار در پاسارگاد دوران حدود ۵۵۹–۵۲۹ پیش از میلاد. (۳۰ سال) زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد زادگاه انشان، پارس مرگ دسامبر ۵۳۰ پیش از میلاد مسیح[۱] محل مرگ محل قطعی مشخص نیست.[۲][۳] آرامگاه آرامگاه کوروش بزرگ پیش از کمبوجیه دوم پس از کمبوجیه یکم همسر کاساندان کاخ پاسارگاد دودمان هخامنشیان پدر کمبوجیه یکم مادر نامشخص فرزندان کمبوجیه بردیا آتوسا آرتیستون رکسانا
کوروش دوم (به پارسی باستان: )‏ که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است. بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند.
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.
کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.
در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.
استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.
هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگت‌ها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است. محتویات ۱ منابع زندگانی کوروش ۱.۱ منابع یونانی۱.۲ منابع یهودی ۲ نام۳ تبار و خانواده۴ کودکی و نوجوانی۵ جنگ با مادها۶ فروپاشی فرمانروایی لیدیه۷ تسخیر شرق ایران و غرب آسیای میانه و عیلام۸ فتح بابل ۸.۱ پس از فتح بابل ۹ نبرد با ماساگت‌ها و مرگ۱۰ شخصیت کوروش ۱۰.۱ کوروش از دیدگاه یهود۱۰.۲ دین کوروش۱۰.۳ ذوالقرنین۱۰.۴ کوروش در هنر و ادبیات جهان۱۰.۵ کوروش در روایات شفاهی ایران ۱۰.۵.۱ کوروش در کتاب‌های تاریخ مسلمانان ۱۱ آرامگاه کوروش بزرگ۱۲ بناها و کاخ‌ها۱۳ استوانه کوروش۱۴ ولیعهد و جانشین۱۵ جستارهای وابسته۱۶ پانویس۱۷ منابع۱۸ پیوند به بیرون منابع زندگانی کوروش نوشتار اصلی: منابع زندگانی کوروش بزرگ
مهم‌ترین منابع کلاسیک برای زندگانی کوروش، هرودوت، گزنفون و کتزیاس است. مهمترین منابع شرقی، رویدادنامه معروف نبونئید، شاه کلدانی است که از کوروش شکست خورد و گزارش خود کوروش، استوانه کوروش است.[۴]
از میان منابع کهن، نوشته‌های هرودوت تاحدودی قابل اعتماد است و پژوهش‌های نوین باستان‌شناسی هم در پاره‌ای از موارد، گفته‌های او را تأیید می‌کنند.[۵] اما نوشته‌های کتزیاس جنبهٔ داستان‌سرایی و تفریح‌انگیز دارند و تقریباً در تمامی مواردی که هرودوت و کتزیاس دربارهٔ واقعهٔ یکسانی صحبت کرده‌اند، گفته‌های آنان بسیار با هم اختلاف دارند و در مواردی که بتوان این اختلاف‌ها را از روی منابع دیگر بررسی کرد، گفته‌های کتزیاس نادرست است.[۶] کتزیاس ادعا می‌کند که از سالنامه‌های رسمی ایرانی و مشاهدات شخصی‌اش به عنوان پزشک دربار در نوشتن کتابش استفاده کرده‌است ولی بررسی‌های بیشتر نشان داده که وی حتی به زبان‌های شرقی آشنا هم نبوده‌است. اگر کتزیاس از سالنامه‌های رسمی استفاده می‌کرد، ممکن نبود آنچه را که نمی‌داند نداند ولی در عوض چیزهایی را «می‌داند» که وجود آن‌ها در سالنامه‌های رسمی، محال محض است. با این حال، نمی‌توانیم تماماً از نوشته‌های کتزیاس صرفنظر کنیم زیرا وی زمان درازی را در ایران هخامنشی بسر برد و با هخامنشیان زیادی رابطه داشت و روایات زیادی را شنیده‌است و گاهی در بین مطالب بی‌ارزشی که نقل می‌کند، یک نام یا روایتی یافت می‌شود که محال است خود او جعل کرده باشد.[۷] منابع یونانی
در میان منابع کهن یونانی موجود که دربارهٔ کوروش هخامنشی سخن گفته‌اند، مهم‌ترین آنها هرودوت، کتزیاس و گزنفون هستند. از این میان، هرودوت بیش از یک سده و کتزیاس و گزنفون - که هم‌عصر یکدیگرند - کمتر از ۲ سده با روزگار شهریار هخامنشی فاصله داشته‌اند. بی‌شک، این نویسندگان یونانی براساس سنت تاریخ‌نگاری یونانی و بر پایهٔ احتیاجات روحی و روانی قوم و ملت خود و برحسب ذات، تربیت و خواست خویش، تاریخ ایرانیان و کورش هخامنشی را می‌نگاشتند. با این همه، روایات یونانی به هرحال و لامحاله، بر پایهٔ گزارش‌های ایرانیان شکل‌گرفته و سپس در محیط فرهنگی یونان، ریخت نهایی خود را یافته است.[۸]
با بررسی نوشته‌های هرودوت، کتزیاس و گزنفون متوجه می‌شویم که که در روزگاران پس از مرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، جاذبه‌ها و دافعه‌های شخصیت وی، مانند مردان بزرگ تاریخ، سرگذشت او را نزد ایرانیان در هاله‌ای از ابهام روایات گوناگون و متناقض فرو برده بود. به نظر می‌رسد، می‌توان گزارش‌های ایرانی دربارهٔ کوروش را به ۳ دسته تقسیم کرد: روایت دوستداران، روایت مخالفان، روایت میانه‌روها.[۹]
از میان ۳ مورخ مشهور یونانی، گزنفون به تبعیت از کوروش جوان، روایت دوستداران کوروش بزرگ را گزارش کرد؛ کتزیاس به پیروی از فضای حاکم بر دربار اردشیر دوم، روایت مخالفان کوروش را نقل نمود؛ و هرودوت تحت تاثیر طبع معتدل و شخصیت معقول داریوش - که تا روزگار اردشیر یکم هخامنشی نیز تداوم یافت - روایت اعتدالیون و میانه‌روها را دربارهٔ کوروش در بیان آورد.[۱۰] منابع یهودی
در خلال فتح بابل، کوروش منشور خود در خصوص آزادی‌های اجتماعی و دینی را اعلام کرد. بنی‌اسرائیل نیز مشمول چنین قانونی شد و کوروش آنها را مخیر کرد که در بابل بمانند یا به سرزمین کنعان در ساحل مدیترانه بازگردند. در خصوص آنان که به کنعان بازگشتند، کوروش تمهیداتی را برای بازسازی هیکل یا معبد سلیمان فراهم آورد و استقرار آنان را در آن منطقه تسهیل کرد. این رفتار برای یهودیان، که نقطهٔ مقابل رفتار اسارت‌بار بابلیان بود، کوروش را به قهرمانی برای قوم یهود بدل ساخت که جایگاه ویژه‌ای در متون دینی آنان یافت. در شماری از کتاب انبیا از کتب عهد عتیق، نام کوروش به‌عنوان منجی برده‌شده و گاه اقدام او در جهت آزادسازی یهود از اسارت، به‌عنوان یک مأموریت خودآگاه یا ناخودآگاه الهی تلقی شده است. نمونه‌ای از این یادکرد را می‌توان در کتاب دوم تواریخ ایام (۲۲:۳۶-۲۳)، کتاب عزرا (۱، ۴:۳-۵، ۵:۱۳-۱۷، ۶:۳، ۱۴) کتاب اشعیا (۲۸:۴۴، ۱:۴۵ به‌بعد، ۱:۴۶-۲، ۴۷) و کتاب دانیال (۲۱:۱، ۶:۲۹، ۱:۱۰) بازجست.[۱۱] نام نوشتار اصلی: ریشه نام کوروش نوشتهٔ حکاکی‌شده به زبان پارسی باستان، عیلامی و زبان اکدی بر ستون پاسارگاد «من کوروش، شاه هخامنشی هستم».
نام کوروش در منابع مختلف به صورت‌های گوناگونی ذکر شده‌است. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شده‌اند، بصورت «کورو» یا «کوروش» (به پارسی باستان: )‏ و در صیغهٔ مضافٌ‌الیه «کورائوش» خوانده می‌شد. در نسخهٔ عیلامی سنگ‌نبشته‌ها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده‌است. این نام در تورات بصورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده و در زبان یونانی آن را «کورُس» می‌گفته‌اند که همین نام با اندکی اختلاف در اروپا «سایروس» یا «سیروس» خوانده می‌شود.[۱۲] از مورخین سده‌های اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر الدول و ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه عن القرون الخالیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در تاریخ کامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشته‌اند.[۱۳]
کهن‌ترین دیدگاه‌ها دربارهٔ معنی نام کوروش را در آثار کتزیاس، پلوتارخ و استرابو می‌توان یافت که هیچ پایهٔ علمی ندارند، ولی از لحاظ قدمت شایان توجه است.[۱۴] کتزیاس و پلوتارخ، نام کوروش را به‌معنی «خورشید» دانسته‌اند. به‌روایت کتزیاس (پرسیکا، بند ۴۹)، پس از پادشاهی داریوش دوم، همسرش «پسر دیگری برایش آورد و او را کوروش به‌معنی خورشید نامید». پلوتارخ (ذیل «اردشیر»، فصل ۱، بند ۲) نیز دربارهٔ کوروش، پسر دوم داریوش دوم، چنین می‌نویسد: «کوروش نامش را از کوروش قدیم گرفت که، چنانکه می‌گویند، از خورشید نام گرفت؛ زیرا Κύρος واژه‌ای پارسی برای «خورشید» است. واژهٔ «خورشید» در فارسی باستان باید -hvar* بوده باشد، از ایرانی آغازین xvar*؛ که قابل مقایسه با -hvar در اوستایی و svar در سانسکریت است.[۱۵] از سوی دیگر، در روایت استرابو (کتاب ۱۵، فصل ۳، بند ۶)، نام کوروش بزرگ در آغاز «آگراداتس» بود و «کوروش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از نام رود «کُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. سستی این نظر از آنجا روشن است که پیش از کوروش بزرگ، پدربزرگش نیز به همین نام خوانده می‌شد.[۱۶]
طی سال‌های اخیر، افرادی بدون آگاهی به تکنیک زبان‌شناسی، اقدام به ریشه‌سازی نام کوروش کرده‌اند، که رضایی باغ بیدی تعدادی از آنان را ذکر کرده‌است[۱۷]: به معنی «قوچ».به معنی «دورن‌گر، آینده‌نگر».به معنی «چوپان/شبان».واژه‌ای مادی و ترکیبی از «کور» (پسر) و «اوش» (روشنایی) به معنی «پسر روشنایی».واژه‌ای کردی و ترکیبی از «کور» (پسر) و «رش» (سیاه) به معنی «پسر سیاه»(در اینجا «سیاه» نشان بزرگی و احترام است.).ترکیبی از «کور» (پسر) و «روش» (خورشید) به معنی «پسر خورشید».ترکیبی از واژه مادی kora-* (پسر) و واژه اوستایی aša- (راستی) به معنی «پسر راستی».در اصل «خوروش» بوده به‌معنی «شبیه خورشید»مرتبط با واژهٔ یونانی κύρτός به‌معنی «سرور، سالار»مرتبط با واژهٔ یونانی κύρτός به‌معنی «خمیده، مجعد» به‌معنی «مجعدموی، کسی که موی مجعد دارد»
بعضی از دانشمندان به‌دنبال ریشه‌شناسی نام کوروش بودند که رضایی باغ بیدی به‌طور خلاصه ذکر کرده‌است[۱۸]: نام غیر ایرانی است و ریشه در زبان ایلامی دارد. که این نظریه بر دوپایه استوار است: پارس همان انشان/انزان باستانی و بخشی از پادشاهی ایلام بوده‌است.برخی از نام‌های برجای مانده ایلامی با ku-ri- آغاز می‌شوند. برای مثال زادوک با اشاره به فعل «کور» در ایلامی نو معنی «پرستاری کننده، مراقبت کننده» را برای نام کوروش پیشنهاد می‌کند. با توجه به حضور ایرانیان در بابل و ایلام و پرداختن آنان به بسیاری از امور اداری و اقتصادی در آن مناطق، نام‌های ایرانی در متون متاخر بابلی و ایلامی فراوان به کار رفته‌اند. از این رو، اساس این نظریه استوار به نظر نمی‌رسد. کهن‌ترین کاربرد نام کوروش در بابل، در متنی بابلی متعلق به سال ۵۴۰/۵۴۱ ق م به صورت ku-ui-ra-šú دیده شده است. به‌علاوه در الواح ایلامی تخت جمشید نام ku-ru-uk-ka/kurukka/ نیز آمده که می‌تواند بازماندهٔ نام ایرانی kuru-ka- به‌معنی «کوروش کوجک» باشد. نام ایرانی شرقی است.نام هندواروپایی، هم خانواده با kúru- سانسکریت و به معنی «کور، نابینا» است.کوروش به معنی «جوان، کودک» است.از ریشه هندواروپایی و هندوایرانی kaũ-* به معنی «خوار کردن، پست کردن»، مشتق شده است و به معنی «خوار کننده دشمن در مشاجره» است. شایان ذکر است این ریشه حتی یک مشتق در هیچ یک از زبان‌های ایرانی دورهٔ باستان تا کنون ندارد. تبار و خانواده       هخامنش شاه پارس                                                                                         چیش‌پیش شاه پارس                                                                                                     آریارمنه فرماندار پارس   کوروش یکم شاه انشان                                                                                   آرشام فرماندار پارس   کمبوجیه یکم فرماندار انشان                                                                                   گشتاسپ شاهزاده   کوروش دوم شاه ایران                                                                                                                                     داریوش یکم شاه ایران   کمبوجیه دوم شاه ایران   بردیا شاهزاده   آرتیستون شاهدخت   رکسانا شاهدخت   آتوسا ملکه      
نیای کوروش برای چندین نسل بر قبایل پارس حکمرانی می‌کرده‌اند که از حکاکی‌ها و گزارش‌های تاریخ معاصر کوروش هویدا است. در سنگ‌نبشتهٔ کوروش در پاسارگاد آمده‌است: «من کوروش شاه هستم، شاه هخامنشی»، «کوروش، شاه بزرگ، شاه هخامنشی» یا «کوروش، شاه بزرگ، پسر کمبوجیه، شاه هخامنشی». در حکاکی‌های شهر بابل از اور اینگونه شروع می‌کند: «کوروش، شاه تمام جهان، شاه سرزمین انشان، پسر کمبوجیه، شاه سرزمین انشان»[۱۹] و در استوانهٔ کوروش، کوروش خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ شهر انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان نواده چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی کرده‌است.[۲۰][۲۱] تندیس کوروش بزرگ در پارک المپیک سیدنی.
به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است. به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از پژوهشگران امروزی این روایت را معتبر می‌دانند.[۲۲][۲۳] اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند.[۲۴][۲۵][۲۶]
والتر هینتس در این زمینه بررسی‌هایی انجام داده و معتقداست که به‌سادگی می‌توان به این نتیجه رسید که ماندانا مادر کوروش نبوده‌است، البته برای رسیدن به این مقصود باید اندکی به تاریخ ماد بازگردیم:
هووخشتره، شاه ماد پس از اتحاد با بابلی‌ها در سال ۶۱۲ قبل از میلاد، نینوا پایتخت آشور را فتح کرد. وی در سال ۵۸۵ قبل از میلاد نیز همچنان فرمانروا بود و در این زمان با الیاتس شاه لودیه و پدر کرزوس در غرب آسیای صغیر در حال جنگ بود. هرودوت می‌نویسد که در حین جنگ، «روز ناگهان تبدیل به شب شد». دو طرف جنگ، وحشت‌زده از کسوف، بی‌درنگ تصمیم به صلح گرفتند.[۲۷] دانش اخترشناسی تاریخ دقیق این واقعه را روز ۲۸ ماه مه سال ۵۸۵ پیش از میلادی تعیین می‌کند.[۲۸][۲۹]
هووخشتره ۴۰ سال بر ماد فرمانروایی کرد که ۲۸ سال آن را زیر فرمانروایی سکاهای کیمری گذراند. بنابراین آستیاگ، پسر هووخشتره، احتمالاً در ۵۸۴ پیش از میلاد جانشین پدر شده‌است زیرا هرودوت ۳۵ سال فرمانروایی را به آستیاگ نسبت می‌دهد و می‌دانیم که او در سال ۵۵۰ پیش از میلاد از کوروش شکست خورد. به هر روی، آستیاگ به هنگام به تخت‌نشینی مردی میانسال بوده‌است و به این ترتیب می‌توانسته در حدود سال ۵۸۵ دختری دم‌بخت داشته‌باشد و اگر فرض کنیم که خواب‌های نگران‌کننده‌اش را درست در آغاز پادشاهی‌اش دیده باشد، ماندانا می‌توانسته پسری که گفته می‌شود کوروش است –اگر خیلی زود در نظر بگیریم– در سال ۵۸۳ پیش از میلاد به دنیا آورده باشد. اما در این هنگام کوروش تاریخی ۱۷ ساله بوده‌است زیرا در ۶۰۱ پیش از میلاد چشم به‌جهان گشوده بود. این نکته را علاوه بر نوشته‌های دینون و ژوستین، کتاب دانیال نیز به صراحت بیان می‌کند و می‌نویسد که کوروش، فاتح بابل به هنگام پیروزی در نبرد بابل [۵۳۹ پیش از میلاد] ۶۲ ساله بوده‌است.[۳۰]
سیسرون به استناد دینون، مورخ یونانی گزارش می‌دهد که کوروش در چهل سالگی شاه شد و ۳۰ سال سلطنت کرد. از آنجا که او در ۵۳۰ قبل از میلاد مسیح درگذشت، در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد به دنیا آمده و در ۵۵۹ پیش از میلاد جانشین پدرش به عنوان شاه پارس شده‌است.[۳۱]
داندامایف به استناد هرودوت می‌گوید که کوروش با کاساندان، شاهزادهٔ هخامنشی ازدواج کرد و ۲ پسر به‌نام‌های کمبوجیهٔ دوم و بردیا داشت و صاحب سه دختر به نام‌های آتوسا، آرتیستونه و احتمالاً رکسانا بود.[۳۲] کودکی و نوجوانی نوشتار اصلی: افسانه زایش کوروش بزرگ نقاشی دوران کودکی کوروش، اثر سباستیانو ریچی.
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود می‌دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند.[۳۳] ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند که این داستان هم از نظر داندامایف دارای عنصرهای فولکلور است.[۳۴] طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.[۳۵]
بنا به گفتهٔ هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوه‌اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفته‌است پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.[۳۶]
سال‌ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.
مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده‌اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم‌اکنون تعبیر شده‌است برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.[۳۷]
تقریباً همهٔ جماعات متمدن از همان دوره‌های اولیه در اشعار و افسانه‌ها، قهرمانانی از قبیل شاهان و بنیانگذاران مذاهب و سلسله‌های سلطنتی و بطورکلی قهرمانان ملی خود را ستوده‌اند. شباهت بهت‌آور و گاه یکسان‌بودن این افسانه‌ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله‌های زیادی دارند، از دیر باز معلوم بوده و در سبک و روال این نوع افسانه‌های ولادت معمولاً شباهت‌هایی به چشم می‌خورد.[۳۸] داستان هرودوت از تولد کوروش، نه‌تنها همانندهایی در داستان‌های تولد شخصیت‌های تاریخی دیگر مانند حکایت کودکی موسی و کودکی سارگن بزرگ (بنیانگذار بابل) دارد، بلکه دربارهٔ دودمان‌های شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستان‌هایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. داستان زادن و جوانی اردشیر بابکان نخستین پادشاه دودمان ساسانی نیز همانند داستان کوروش‌است.[۳۹] جنگ با مادها مقاله مرتبط: طغیان پارسی، نبرد هیربا، و نبرد مرز پارس [نمایش] نبو نبردهای کوروش بزرگ
اسناد موجود از منابع میخی بین‌النهرین حکایت از آن دارند که کوروش پس از به تخت‌نشینی در پارس، با بابل روابط سیاسی برقرار کرد تا از جانب غرب، خیالش آسوده باشد و احتمالاً همزمان توجه خود را به شرق و شمال ایران نیز معطوف کرده‌بود. کوروش برای رهایی از یوغ مادها لشکرکشی خود را با حمله به دژ مادی پاسارگاد آغاز کرد و به گفتهٔ هرودوت، تنها سه طایفه از شش طایفهٔ ساکن پارس، به شورش او پیوستند اما از قرار معلوم، وی تعدادی از نجبای مادی را به‌طرف خود کشید.[۴۰] در این شورش، نبرد سختی درگرفت، نیکولاس دمشقی گزارش می‌دهد که در ابتدا اوضاع جنگ اصلاً به سود سپاه کوروش نبوده و پارس‌ها از برابر مادها که ار نظر تعداد سپاهیان، وضع بهتری داشتند گریخته بودند. زنان پارسی با دیدن مردانی که در حال فرار بودند بر آنان بانگ زدند که آیا می‌خواهید دوباره به همان جایی بروید که از آن‌جا به‌دنیا آمده‌اید؟ این رفتار زن‌ها باعث شد مردان با سرسختی بیش‌تری بجنگند و فائق آیند.[۴۱]
کوروش احتمالاً توانسته‌است ظرف دو سال بعدی، کلیهٔ نیروهای مادی را از پارس بیرون کند. به گفتهٔ هرودوت، هنگامی که آستیاگ شنید که کوروش برای جنگ آماده می‌شود، قاصدی را نزد وی فرستاد و او را به دربار احضار نمود. کوروش پاسخ داد خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رود در آنجا حاضر خواهم شد. این عدم اطاعت کوروش از آستیاگ نشان یک طغیان بود.[۴۲] آستیاگ در سال ۵۵۰ پیش از میلاد همهٔ نیروهای کمکی خود را از شمال و شرق ایران برای لشکرکشی نهایی فرخواند. رویدادنامهٔ نبونعید گزارش می‌دهد: «آستیاگ سپاه خود را به‌کار گرفت و به‌سوی کوروش، شاه انزان، تاخت تا او را از پای درآورد».[۴۳]
هارپاگ فرماندهی سپاهیان ماد را برعهده داشت و بنابر روایت هرودوت، هارپاگ که آستیاگ شدیداً او را تنبیه کرده بود، تصمیم گرفت که از شاه انتقام بگیرد. رویدادنامهٔ نبونعید می‌نویسد: «سپاه آستیاگ در میان جنگ سرکشی کرد.»[۴۴] بخشی از سپاهیان مادی به کوروش پیوستند و بقیه، راه فرار پیش گرفتند و آستیاگ برای دفاع از پایتختش هگمتانه، شخصاً فرماندهی باقی‌ماندهٔ سپاهش را برعهده گرفت اما ناچار شد از برابر کوروش به دژ شهر پناه برد و شهر تسلیم کوروش شد.[۴۵] رویدادنامهٔ نبونعید گزارش می‌دهد که «آستیاگ اسیر شد و مادها او را تسلیم کوروش کردند». کوروش با وی رفتاری جوانمردانه داشت و زندگی آخرین شاه ماد را بدو بخشید و او را به هیرکانیا [گرگان امروزی] تبعید کرد و خود کوروش «زر و سیم و همهٔ گنجینه را از هگمتانه برداشت و به انزان برد». او پس از پیروزی سال ۵۵۰ پیش از میلاد بر مادها، به بخش بزرگی از ایران دست یافت اما به حریم خاندان‌های حاکم تعدی نکرد بلکه صرفاً آن‌ها را دست‌نشاندهٔ پارس کرد. وی سپس به سمت غرب آمد و در آوریل ۴۷۰ پیش از میلاد به منطقهٔ میان‌رودان وارد شد تا سرزمین‌هایی که مادها در جنگ با آشورها از آن خود کرده بودند را مطیع خود کند. «او بر شاه آن‌جا پیروز شد، گنجینه‌اش را از آن خود کرد و نیروهای خود را بر آن‌جا گمارد».[۴۶]
کوروش پس از تسخیر ماد، رسماً خود را فرمانروای ماد خواند و لقب شاهان ماد را به خود اختصاص داد، اما در عمل سرزمین ماد توسط یک فرماندار پارسی اداره می‌شد. پارس‌ها سیستم ادارهٔ کشور را از مادها به عاریت گرفتند که خود آنها نیز بسیاری از شیوه‌های آن را از آسوری‌ها به عاریت گرفته بودند. درون حیطه و قلمرو امپراتوری هخامنشی، سرزمین ماد، دقیقاً پس از خود پارس رتبهٔ دوم را داشت. بنابراین یونانیان، یهودیان، مصری‌ها و سایر مردمان دنیای قدیم، سقوط ماد را در حقیقت جانشینی کوروش به جای آستیاگ می‌دانستند و پارسی‌ها را مادی می‌دانستند و تاریخ پارس را توالی و دنباله تاریخ ماد تلقی می‌کردند. هر چند هرودوت در بخش‌های پژوهشی کارهایش، با کمال دقت بین آداب و رسوم مادها و پارس‌ها تفاوت قائل می‌شود، ولی در فصولی که به افسانه‌ها و داستان‌ها می‌پردازد، شیوه‌های این دو را با یکدیگر مخلوط می‌کند و درهم می‌آمیزد. تئوگنیس و سیمونیدس و سایر شاعران یونانی نیز پارسی‌ها را اهل ماد خواندند. منابع مصری و نیز سایر منابع نیز پارسی‌ها را مادی خوانده‌اند.[۴۷] فروپاشی فرمانروایی لیدیه موقعیت لیدیه و مرز آن با ماد.
پس از فتح همدان توسط کوروش و اسیر شدن آستیاگ، شوهرخواهر کرزوس شاه لیدیه، وی بسیار نگران بود که رقیب تازه‌ای پیدا کند و کوروش به سرزمین‌های به ارث رسیده از ماد قناعت نکند و آهنگ گرفتن سراسر آسیای صغیر را داشته باشد. از این‌روی تصمیم گرفت که نگذارد رقیب تازه‌نفس قوی گردد و برای اطمینان خاطر، از چند پیشگوی مشهور یک سوال آزمایشی را پرسید که پاسخش را تنها خود می‌دانست و درصورتی که غیب‌گوها پاسخ صحیحی دادند، نتیجهٔ جنگ را از آن‌ها بپرسد. از میان پیشگوها، فقط پیشگوی معبد دلفی به نخستین پرسش وی پاسخ صحیحی داد و کرزوس معبد مذکور را غرق در گنجینه‌ای از زر کرد و با اطمینان کامل از درستی بی چون و چرای پیشگویی معبد دلفی، پرسید که آیا می‌تواند وارد جنگ با کوروش شود؟ پاسخ مشهود پیشگو این بود: «در جنگ بین کرزوس و کوروش، فرمانروایی بزرگی فرو خواهد پاشید». اینکه منظور از «فرمانروایی بزرگ» خود لیدیه بود، از ذهن وی نگذشت و از این پاسخ خشنود شد و سرگرم تجهیز خود برای لشکرکشی علیهٔ کوروش شد. وی فرستادگانی به مصر و بابل فرستاد و از آن‌ها خواست علیهٔ کوروش با وی متحد شوند و هردوی آن‌ها که از بزرگ شدن دولت هخامنشی نگران بودند، این اتحاد را پذیرفتند و وعده کردند که در سال آینده به او کمک کنند.[۴۸] در این هنگام، یکی از فرستادگان کرزوس به وی خیانت کرده و نزد کوروش آمد و بدو اطلاع داد که کرزوس در حال تدارک نیرو برای جنگ با توست. کوروش فوراً مقدمات جنگ را آماده کرد و تشخیص داد که نباید به دشمن فرصت دهد و او باید حمله را آغاز کند.[۴۹] «کرزوس بر خرمن آتش»، نگاره‌ای بر گلدان در حدود سال ۵۰۰ پیش از میلاد، کشف در ایتالیا، نگهداری در موزهٔ لوور.
در بهار سال ۵۴۵ پیش از میلاد کرزوس با سپاه خود راه شرق را در پیش گرفت و از رود هالیس (قزل‌ایرماق) گذشت و کاپادوکیه را تسخیر کرد. در این فاصله ماه اکتبر فرا رسید و کوروش از ماد و از راه ارمنستان خود را به منطقهٔ پتریا رساند و نبرد سختی بین طرفین درگرفت که بی‌نتیجه پایان یافت. روز بعد کرزوس چون دید تعداد نیروهایش از نیروهای کوروش کمتر است، ترجیح داد که به‌طرف پایتخش سارد عقب نشیند، زیرا تصور می‌کرد که زمستان در پیش است و کوروش به‌واسطهٔ سختی زمان و اینکه از مرکز ایران دور است و دولت بابل را در پشت سرش دارد، هرگز به سارد حمله نمی‌کند و او می‌تواند در بهار سال آینده با رسیدن نیروهای متحدش، سپاهی به‌مراتب بهتر را تشکیل دهد. کوروش آن‌قدر صبر کرد تا مطمئن شد که سربازهای اجیرشدهٔ یونانی از اقامتگاه‌های زمستانی خود مرخص شده‌اند. سپس با دولت بابل وارد مذاکره شد و پیمان صلح با نبونعید منعقد کرد. به این ترتیب از جانب پشت سر مطمئن شد و به ناگهان و با وجود فصل سرما در نوامبر ۵۴۵ پیش از میلاد به سوی سارد لشکر کشید. کرزوس با شنیدن این خبر شگفت‌زده شد زیرا گمان نمی‌کرد حریفش در زمستان وارد جنگ شود. متحدین وی دور بودند و زودتر از بهار متصور نبود که کمکی به وی برسد، سپاهیان اجیرشده را هم مرخص کرده بود و چاره‌ای جز استفاده از سواره‌نظام نداشت.[۵۰] سواره‌نظام لیدیه یکی از سواره‌نظام‌های ممتاز بود و برای این منظور، کرزوس سپاهش را در طرف شرقی سارد در دشتی به نام هرموس آراست زیرا این دشت وسیع برای عملیات سواره‌نظام مناسب بود. کوروش برای فلج کردن سواره‌نظام لیدیه، تاکتیک هوشمندانه‌ای را بکار بست، چون اسب از بو و هیکل شتر رَم می‌کند، وی در جلوی صف لشگرش قطاری از شتر را آراست. اسب‌های لیدیه‌ای‌ها از بوی شتر رَم کردند و آشفتگی زیادی در صفوف سپاه ایجاد کردند و سواران نیز ناگزیر پایین آمدند و پیاده جنگیدند. سرانجام ایرانیان پیروز شدند و لیدیه‌ای‌ها به درون دژ عقب نشستند. کوروش بی‌درنگ دستور حمله به دژ را داد زیرا باستان‌شناسان در سارد تعداد زیادی نوک نیزهٔ پارسی یافته‌اند. حمله با شکست روبه‌رو شد و ایرانیان مجبور شدند خود را برای محاصره‌ای آماده کنند که در فصل زمستان بسیار دشوار بود زیرا شهر سارد از نظر آذوقه مشکلی نداشت و به راحتی تسلیم نمی‌شد.[۵۱][۵۲]
دو هفته از محاصره بی‌نتیجه سپری شد. آن‌گاه کوروش در میان سپاهیان اعلام کرد که به نخستین کسی که از بارو بالا برود، پاداش بزرگی خواهد داد. در این میان یکی از ایرانیان ساحل‌نشین دریای مازندران متوجه شد که قسمت جنوبی دژ که پشت به کوهستان بود، بی‌نگهبان است. علاوه بر این او دیده بود که چگونه یک سپاهی لیدیه‌ای از این سوی شیب به بالا خزیده‌است تا کلاه‌خودش را که از سرش افتاده بود بردارد. اینک این ایرانی شهامت به خرج داده بود تا از دیوار جنوبی بالا رود و به دنبالش دیگران نیز از این اقدام سرمشق گرفتند و به دنبالش از دیوار بالا رفتند و به این ترتیب دژ سارد در نوامبر ۵۴۵ پیش از میلاد تسخیر شد.[۵۳]
به نوشتهٔ هرودوت و برخی مورخان دیگر، کوروش پس از تسخیر سارد دستور داد تا کرزوس و ۱۴ نفر دیگر از بزرگان لیدی را دستگیر کرده و بسوزانند اما بر اثر استغاثه کرزوس، باران جاری شد و آتش را خاموش کرد و کوروش هم که تحت تأثیر سخنان او قرار گرفته بود وی را بخشید اما بعضی محققین جدید معتقدند با توجه به اعتقادات مذهبی پارسیان باستان در مورد قداست آتش، احتمالاً اصل قضیه به این صورت بوده که کرزوس برای مرگ شرافتمندانه تصمیم به خودسوزی گرفته ولی احتمالاً کوروش به‌موقع از خودکشی کرزوس جلوگیری کرده‌است.[۵۴][۵۵] یا در هنگام فراهم آوردن آتش باران آمده و کرزوس از خودکشی منصرف شده‌است.[۵۶] کوروش به هنگام ترک سارد در پایان نوامبر سال ۵۴۵ پیش از میلاد، کرزوس را با خود به هگمتانه به تبعید برد و پنج سال پس از سقوط سارد، سراسر آسیای صغیر ضمیمهٔ شاهنشاهی هخامنشی شد.
کوروش دوم، همواره نزد تاریخ‌نگاران به عنوان پادشاهی که با شاهان شکست خورده، به مهربانی و بزرگواری رفتار می‌کرده است، شهره و نامور بوده است. این شهرت و آوازۀ کوروش، هرچند که باید برخاسته از واقعیتِ ذاتی او بوده باشد اما گاهی به صورت افراطی در نظر مورخان کلاسیک، آب و تاب داده شده است تا جایی که به شاه مغلوب، مقام‌ شگفت‌انگیزی چون مشاور و اندرزگرِ کوروش نسبت داده شده است. چگونگی سرنوشت کرزوش و برکشیده شدن او به عنوان مقام مشاور، ماهیتی داستانی دارد. احتمالاً روایات شفاهی رایج در لیدیه منبع هرودوت بوده است. منشأ این روایاتِ مبنی بر مقام مشاورۀ کرزوس را برخی در این دانسته اند که کورش در اذهان عمومی، نقش جانشین و پسر از دست رفتۀ کرزوس را به خود گرفته است. [۵۷] تسخیر شرق ایران و غرب آسیای میانه و عیلام درفش هخامنشیان در دورهٔ کوروش.[۵۸]
توالی تاریخی جنگ‌های کوروش، پس از فتح آسیای صغیر مبهم باقی‌مانده‌است. کوروش مسئولیت فتح شهرهای آئونیان را در ساحل دریای اژه و بقیهٔ آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و به اکباتان برگشت تا مقدمات تسیخر بابل، باختر، سرزمین سکاها و بالأخره مصر را فراهم نماید.[۵۹][۶۰] اینکه چرا کوروش منتظر پایان کارها در آسیای کوچک نشده و با شتاب به درون ایران بازگشته، می‌تواند ناشی از این باشد که نبرد کوروش با کرزوس بی‌موقع بود و حمله از طرف پادشاه لیدیه صورت گرفت زیرا پس از انقراض دولت ماد، اوضاع ثابتی بر ایران حاکم نبوده و او می‌بایست به امور شرقی رسیدگی می‌کرد. مورخان یونانی دربارهٔ جنگ‌های کوروش در قسمت‌های شرقی ایران سکوت کرده‌اند و به جز هرودوت که آن هم به‌طور مختصر به این جنگ‌ها اشاره می‌کند، دیگران مطلبی ننوشته‌اند. داریوش نام ایالت‌های تحت فرمان امپراتوری هخامنشی را در سنگ‌نبشته‌های بیستون، تخت جمشید و نقش رستم ذکر می‌کند که نام سرزمین‌های شرقی ایران نیز در میان آنان است.[۶۱] در بند ششم سنگ‌نبشتهٔ داریوش در بیستون، وی به نام بیست و دو سرزمین اشاره می‌کند که امپراتوری او را تشکیل می‌دهند و چون در زمان نوشتن این سنگ‌نبشته، فقط سه سال از فرمانروایی داریوش می‌گذشت و این مدت هم صرف فرونشاندن شورش‌ها شده بود، می‌بایست این سرزمین‌ها در دوره‌های قبل به امپراتوری هخامنشی افزوده شده باشند؛ دوران پادشاهی کمبوجیه کوتاه بود و او تنها توانسته بود مصر را فتح کند. پس بی‌گمان این سرزمین‌ها را که در سنگ‌نبشتهٔ بیستون از آن‌ها به‌عنوان بخشی از پادشاهی هخامنشی نام برده شده، باید کمابیش همان سرزمین‌هایی بدانیم که در ابتدا به‌دست کوروش به امپراتوری هخامنشی افزوده شده بودند.[۶۲] این ایالات شامل «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» است.[۶۳]
پارس‌ها احتمالاً پارت، هیرکانی و احتمالاً ارمنستان که همگی جزئی از قلمرو سابق پادشاهی ماد در ۵۴۹-۵۴۸ پیش از میلاد بودند را اشغال کردند. به گفتهٔ گزنفون، هیرکانی داوطلبانه حاکمیت کوروش بر خود را پذیرفت. همانطور که برای عیلام والتر هینتس و ران زادوک با هم اختلاف نظر دارند که عیلام توسط پارس‌ها بعد از سقوط بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد گرفته شد. با این وجود براساس یکی از متون پیشگویی بابلی، «شاه عیلام حمله خواهد کرد و از تخت پادشاهی بیرون خواهد کرد»، پادشاه بابل کسی که «خاندان هارران را تاسیس کرد». این شاه عیلام به عنوان کوروش دوم و شاه بابل به عنوان نبونعید شناخته شده‌است. عیلام باید قبل از حمله کوروش به بابل فتح شده باشد.[۶۴] شهر مهاجرنشین مستحکم‌شدهٔ سایرس‌چتا (یعنی شهر کوروش) یا همان سایروپولیس در سغد، گواهی فعالیت کوروش در آن ناحیه‌است. پلینی گزارش می‌دهد که کوروش، شهر کپیسا در شمال افغانستان را ویران کرد و آریان حملهٔ او به سرزمین‌های هند (ظاهراً گندهارا) و فرمانبرداری مردم آریاسپائی در امتداد مرز جنوبی درانگیانا را گزارش داد. به استناد گزارش هرودوت و بروسوس حملهٔ او به سرزمین‌های آسیای میانه بعد از شکست‌دادن لیدیه در ۵۴۷ پیش از میلاد و پس از فتح بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد رخ داده‌است.[۶۵] فتح بابل وسعت امپراتوری هخامنشیان در دوران کوروش بزرگ. مقاله مرتبط: نبرد اوپیس
در بابل ده‌ها هزار نفر از جوامع خارجی وجود داشتند و در میان آنها تعداد زیادی یهودی نیز وجود داشت که به اجبار و فشار شاه کلدانی از کشورهای خودشان رانده شده بودند. این مردمان هرگز امید به بازگشت به میهن خود را از دست نداده بودند. اینها همگی آماده بودند تا به دشمن نبونعید کمک کنند و بدین ترتیب پارسیان را ناجی خود تلقی می‌کردند. کشمکش‌های اجتماعی از یک سو، نارضایتی کشاورزان، صنعتگران، اشراف و نجبا (کارمندان، کاهنان، بازرگانان و غیره) از سوی دیگر باعث شده بود که زیربنای اجتماع ویران شود.[۶۶] شاه بابل که ده سال از پایتخت دور بود و در تیما سکونت داشت، تجارت پُرسود کندر را به انحصار خویش درآورده بود و خدای سین را به مردوک ترجیح می‌داد که این امر موجب خشم و نارضایتی کاهنان را فراهم آورده بود.[۶۷] کشاورزان و صنعتگران که قسمت عمدهٔ جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، نسبت به فعالیت‌های نبونعید در زمینهٔ آماده‌شدن برای جنگ، بی‌تفاوت بودند و میل داشتند فرمانروایان قدیمی را، بی‌دردسر و زحمت با فرمانروایان جدید تعویض نمایند، ارتش بابل بر اثر جنگ‌های متعدد در عربستان خسته و فرسوده شده بود و به مشکل می‌توان انتظار داشت که چنین ارتشی توانایی آن را داشته باشد تا با سپاهیان دشمن که هم از نظر تعداد و هم از نظر تجهیزات برتر بودند بجنگد و در برابر آنها بایستد. بدین ترتیب بابل فاقد توانایی و قدرت لازم برای مقابلهٔ مؤثر در برابر سپاهیان کوروش بود. هنگامی که کوروش به بین‌النهرین حمله‌ور شد، کاهنان او را نمایندهٔ خدای مردوک دانسته، به وی خوش‌آمد گفتند و پیامبران یهودی اعلام داشتند که وی نجات‌دهندهٔ قوم آنان است و سایر طبقات خارجی نیز وی را به عنوان آزاد کنندهٔ خود دانستند.[۶۸]
بابل از استحکامات طبیعی برخوردار بود؛ چنانچه در غرب رود فرات، در شرق رود دجله و در جنوب خلیج فارس او را احاطه می‌کردند و برای محصور بودن بابل در شمال، نبوکدنصر دوم، فاتح اورشلیم، از سر احتیاط یک دیوار مادی ساخته بود که می‌توان آن را نمونهٔ بابلی دیوار چین دانست. این دیوار در نقطه‌ای که فاصلهٔ بین دجله و فرات به حداقل می‌رسد، بنا شد. سازندهٔ دیوار، نبوکدنصر، می‌نویسد: «برای اینکه فشار آب آسیبی به دیوار نزند، رویهٔ بیرونی آن را با آجر و ملات قیر استحکلم بخشیده‌ام». گزنفون که در سال ۴۰۱ پیش از میلاد این بنا را دیده‌بود، ضخامت آن را ۲۰ پا و بلندی‌اش را ۱۰۰ پا تخمین می‌زند.[۶۹]
کوروش با سپاه خود از میان گوتیوم به‌طرف جنوب حرکت کرد و از رود سیروان گذشت و در آغاز سال ۵۳۹ پیش از میلاد به شهر اُوپیس، دژ شرقی دیوار مادی رسید و اُوپیس محاصره و به آتش کشیده شد. ایرانیان از سر دوراندیشی، از کرکوک، قیر و قطران همراه خود آورده بودند. در نبردهایی خونین، اُپیس به تصرف درآمد و سپاه نبونعید شکست خورد. در روز دهم اکتبر شهر سیپار نیز سقوط کرد و دژ غربی دیوار مادی نیز بدون درگیری تسلیم سپاه کوروش شد.[۷۰] بدین ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با گذشتن از دجله، همهٔ استحکامات دفاعی نبوکدنصر را دُور زد و دو روز بعد، دوازدهم اکتبر، همزمان با جشن سال نوی تقویم بابلی، گئوبروه با سپاه خود وارد بابل شد و بدون جنگ و تلفات، شهر را تصرف کرد و مطابق با دستور کوروش، بلافاصله نظم سختگیرانه‌ای در بابل وضع شد. «سپرهای نیروهای گوتیوم، دروازه‌های اسانگیلا را احاطه کردند. هیچ عبادتی دچار وقفه نشد. نه در اسانگیلا و نه در دیگر معابد هیچ مراسمی از قلم نیفتاد.»[۷۱]
از خلال گزارش‌ها چنین استنباط می‌شود که کوروش می‌خواسته به هر نحوی که شده دل کاهنان را به‌دست آورد، تا به کمک آن‌ها مردم را به‌سوی خود جلب کند. از الواح برجای‌مانده به خط میخی که بی‌درنگ، از صبح روز بعد به‌نام کوروش تاریخ خورده‌اند، چنین برمی‌آید که تغییر حکومت بدون دردسر انجام پذیرفته‌است. این اسناد بابلی گواه ادامهٔ بی‌دردسر زندگی روزمره در پایتخت تسخیر شده هستند.[۷۲] پس از فتح بابل نقاشی یهودیان در نزد کوروش بزرگ، اثر ژان فوکه در سال ۱۴۷۰ میلادی.
هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد و همچون یک رهایی‌بخش مورد استقبال قرار گرفت. رویدادنامهٔ نبونعید در این‌باره گزارش می‌دهد: «شاخه‌های نی پیش پای او گسترانده شد. شهر غرق صلح و آرامش بود. کوروش برای سراسر سرزمین‌های بابل صلح را بشارت داده بود.»[۷۳]
برترین قدرت اجرایی در بابل متعلق به ساتراپ پارسی است. اولین حکمران شهر بابل، فرماندهٔ کوروش، گئوبروه بود که بر کل میانرودان تسلط داشت. گئوبروه ۳ هفته بعد از فتح بابل درگذشت. در ۵۳۸ پیش از میلاد کوروش، پسرش کمبوجیه را به عنوان شاه بابل منصوب کرد تا بر سایر امپراطوری تسلط داشته باشد. مدت حکمرانی کمبوجیه، در حقیقت محدودتر از اونی بود که به نظر می‌رسد: او تنها شاه بابل و بخش شمالی (کشور بابل) بود درحالی که مرکز و جنوب بابل در دستان کوروش و نمایندگانش بود. علاوه بر این کمبوجیه بیش از ۹ ماه حکمرانی نکرد. در ۵۳۷ پیش از میلاد، به دلایلی نامشخص، کوروش او را از سمتش عزل کرد.[۷۴]
کوروش حکمرانی بابل را به بابلی زاده، «نبوئَه بولیت» داد. او کسی بود که قبل از پیروزی پارس‌ها بر بابل، منصبی در حکومت نبونئید داشت. در ۵۳۵، کوروش استان مجزایی شامل میانرودان و نواحی غرب فرات (فنیقیه، سوریه، فلسطین) تشکیل داد و گوبارو را ساتراپ پارسی آنجا گماشت. گوبارو حداقل تا ۵۲۵ در آنجا حکمران بود.[۷۵]
تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و به‌دنبال آن سلطهٔ بیشتر ایرانیان را بر شهرهای سوریه و فلسطین و نیز سواحل فنیقیه در پی داشت که پیش از این در حوضهٔ قدرت بابل قرار داشت.[۷۶] اقدام تعیین‌کنندهٔ کوروش که سبب خشنودی کاهنان شد این بود که همهٔ بت‌هایی را که نبونعید به‌زور به بابل آورده بود را به جاهای خود بازگرداند.[۷۷] پیامد دیگر تصرف بابل، بازگشت یهودیان تبعیدی در بابل، به میهن خود بود.[۷۸] در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، کوروش اجازهٔ بازگشت این یهودیان به فلسطین را داد و شخصی به‌نام «شش بازار» که رهبر یهودیان در اسارت بود را به‌عنوان فرماندار منطقهٔ یهودیه منصوب کرد.[۷۹] همچنین دستور داد که معبد اورشلیم را بازسازی کنند: «در خصوص خانهٔ خدا در اورشلیم: معبد باید ساخته شود، به طول ۶۰ ارش و به بلندی ۶۰ ارش، با سه لایه از سنگ‌های مکعب و بر روی آن لایه‌ای از دیرک. مخارج را خزانهٔ دربار سوریه پرداخت می‌کند. همچنین باید اشیای زرین و سیمین خانهٔ خدا را که نبوکدنصر از معبد اورشلیم برداشته و به بابل برده‌است، بازگردانده شود».[۸۰] و میثرَداته [مهرداد]، خزانه‌دار مادی کوروش در بابل، از سوی کوروش فرمان یافت تا ظروف و اشیای زرین و سیمین را که نبوکدنصر در سال ۵۸۷ پیش از میلاد از اورشلیم ربوده بود، تحویل دهد. تعداد این قطعات به بیش از پنج هزار عدد می‌رسیده‌است.[۸۱] احتمالاً انگیزهٔ کوروش از اسکان دوبارهٔ یهودیان در اسرائیل، ایجاد یک ساتراپی (ایالت) حائل بین ایران و مصر بود اما نتیجهٔ آن، تجدید اسکان و نوسازی در اسرائیل شد.[۸۲] مدارک باستان‌شناختی بسیاری در دست‌است که نشان می‌دهد پس از بازسازی معبد اورشلیم، یک رشته پایگاه‌های مرزی از خلیج ایسوس تا سواحل فلسطین، بازسازی و ایجاد شد و دژهایی بر سر راه مصر در صیدا و اورشلیم و دیگر شهرهای این منطقه ساخته شد تا پایگاه مناسبی برای حمله به مصر باشد.[۸۳] نبرد با ماساگت‌ها و مرگ نوشتار اصلی: مرگ کوروش بزرگ
احتمالاً کوروش مقدمات امر را برای تسخیر مصر فراهم کرده بود و اقدامات وی بود که باعث شد در سال‌های بعد، ایرانیان مصر را تسخیر کنند[۸۴] ولی ابتدا تصمیم گرفت مرزهای شمال شرقی امپراتوری‌اش را از تاخت و تاز اقوام چادرنشین ماساگت‌ها در امان بدارد. این تاخت و تازها زیان‌ها و صدمات چشمگیری بر ایرانیان شهرنشینی که آمیخته امپراتوری هخامنشی شده بودند وارد کرده بود.[۸۵]
هرودوت می‌گوید که کوروش با حیله به یکی از اردوگاه‌های ماساگت حمله‌ور شد و بسیاری ساکنان آنجا را کشت. ولی پس از این جریان، قسمت اعظم نیروهای ماساگت تحت فرماندهی ملکه تهم‌رییش، شکست سنگینی بر ایرانیان وارد آوردند و کوروش کشته شد.[۸۶] ماساگت‌ها سر بریده کوروش را در کیسه‌ای انداختند و آن کیسه پر از خون شده بود. هرودوت می نویسد این نبرد شدیدترین نبردهایی است که «بربر»ها در آن شرکت جسته‌اند.[۸۷] البته هردوت می‌گوید که دربارهٔ مرگ کوروش حکایات زیادی وجود دارد و روایتی که من ذکر کردم به حقیقت نزدیک‌تر است. در نتیجه معلوم می‌شود که خود هرودوت هم از صحت این روایت مطمئن نبوده‌است.[۸۸] بنابر گزارش مورخین یونانی، کوروش در جنگ با ماساگت‌ها ۲۰۰ هزار مرد جنگی را از دست داد که اغراق آشکاری است.[۸۹][۹۰][۹۱]
از نگاه داندامایف داستان‌های روایت شده توسط مورخین یونانی بیشتر از آنکه شرح یک رویداد واقعی باشند، رنگ و بوی یک رمان را دارند.[۹۲] اگرچه حقیقت دقیق مرگ کوروش را نمی‌دانیم، اما مشخص است که او در پاسارگارد دفن شده‌است. این حقیقت ممکن است که گفته‌های هرودوت را دروغ جلوه دهد اما ممکن است جنازهٔ کوروش از دشمن پس گرفته شده و به پایتخت آورده شده باشد.[۹۳] ریچارد فرای می‌گوید احتمالاً داستان هرودوت ساختگی است، اما گرفتن آسیای میانه توسط کوروش صحیح است زیرا دورترین شهری که در سغد وجود دارد، سایرس‌چَتا (سایروپولیس) نام دارد که گستردگی فتوحات شرقی او را ثابت می‌کند.[۹۴] کتزیاس می‌گوید که کمبوجیه باگاپاتس – یکی از درباریان – را همراه جسد کوروش به مراسم دفن فرستاده‌است.[۹۵][۹۶]
انتقال جسد کوروش، یکی دیگر از نشانه‌های نادرست بودن جنگ کوروش با ماساگت‌هاست؛ زیرا اگر ملکه تهم‌رییش، کوروش را کشته و سر او را برده باشد، چگونه هخامنشیان توانسته‌اند با سپاهی شکست‌خورده جسد را از آنان پس بگیرند و آن را به درون قسمت‌های داخلی ایران وارد کنند؟[۹۷]
در دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد، زنی بابلی به نام «بورسیپه» زمینی را در نزدیکی دروازهٔ سنگ‌براق به نام یکی از خویشاوندانش کرد. تاریخ این لوح گلی که به خط میخی اکدی نوشته شده بود، «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌داد. در سی و یکم همین سال در پایتخت بابل، مردی بابلی الاغش را فروخت. تاریخ این لوح مربوط به «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها»ست. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است.[۹۸] ولی اخیراً سندی از کیش در بابل منتشر شده که مورخ نوزدهم ماه ارخسمنه در سال نهم سلطنتی کوروش است که برابر با ۴ دسامبر ۵۳۰ قبل از میلاد می شود. از اینرو به نظر می‌رسد جنگ با ماساگت ها در اواخر (دور) سال ۵۳۰ قبل از میلاد رخ داده باشد.[۹۹] بنابر گزارش هرودوت، کمبوجیه به اردوی جنگ علیه ماساگت‌‌ها پیوست اما پس از چندی، پیش از نبرد قطعی که طی آن کوروش به قتل رسید، به عنوان جانشین تاج و تخت به ایران برگردانده شد.[۱۰۰] شخصیت کوروش نوشتار اصلی: دیدگاه‌ها درباره کوروش بزرگ عکس پاسارگاد بر پشت اسکناس ۵۰ ریالی شاهنشاهی پهلوی، به سال ۱۹۴۴ میلادی. عکس پاسارگاد بر پشت اسکناس ۵۰۰ ریالی شاهنشاهی پهلوی، به سال ۱۹۳۸ میلادی. عکس پاسارگاد بر پشت اسکناس ۵۰ ریالی شاهنشاهی پهلوی، بین سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ میلادی.
کوروش در نزد بابلیان، برگزیدهٔ مردوک، در نزد یهودیان، مسح‌شدهٔ خداوند بود و به‌نظر نمی‌رسد که مادها او را سروری بیگانه فرض کرده‌باشند. هرودوت می‌گوید که پارسیان از او چونان یک پدر سخن می‌گفتند، زیرا وی مهربان بود و از آنچه برای ایرانیان نیکو بود، کوتاهی نمی‌کرد؛ در عین حال هرودوت وی را مردی زودخشم می‌داند.[۱۰۱] داندامایف می‌گوید «کوروش محبوبترین شاه پارس و بنیانگذار یک امپراتوری جهانی بود».[۱۰۲]«به نظر می‌رسد کوروش به سنت و ادیان سرزمین‌های فتح شده احترام می‌گذاشت. پارسی‌ها او را پدر، روحانیان بابل او را برگزیده مردوک، یهودی‌ها او را مسیح فرستاده شده از جانب یهوه و یونانیان او را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. گزنفون در کورش‌نامه او را حکمرانی آرمانی و ایده‌آل توصیف می‌کند».[۱۰۳]
والتر هینتس، می‌گوید: «کوروش سه امپراتوری را ساقط کرده بود: ماد، لیدیه و بابل. آیندگان فراموش نکردند که کوروش هیچ‌کدام از سه فرمانروا، نه آستیاگ، نه کرزوس و نه نبونعید را نکشت، بلکه به تبعید آن‌ها بسنده کرد و حتی برای آن‌ها زندگی شاهانه‌ای فراهم آورد. این رفتار در جهان باستان بی‌سابقه بود و تا زمان کوروش هرگز اتفاق نیفتاده بود».[۱۰۴]
اوریل رپپورت می‌گوید: «فتوحات کوروش مولد پهناورترین امپراتوری بود که تا به الان شناخته شده‌است».[۱۰۵] کوروش از دیدگاه یهود نوشتار اصلی: کوروش بزرگ در کتاب مقدس عهد عتیق خیابان کوروش در اورشلیم.
کوروش جایگاه ویژه‌ای در تاریخ اسرائیل دارد، در منابع عهد عتیق، با عناوین «مسیح خداوند» و «سرور، خدای بهشت» خطاب شده و به او «همهٔ پادشاهی‌های روی زمین» داده شده‌است. در کتاب عزرا و اشعیای نبی، از وی چنین یاد شده‌است: «او شبان من است و رضایت خاطر مرا فراهم خواهد کرد.»[۱۰۶] نام او در رسالت دیترو ایسایا در کتاب عزرا و در انتهای کتاب شرح وقایع تاریخی ۲ و در کتاب دانیال (۱:۲۱; ۶:۲۹; ۱۰:۱) ذکر شده‌است. در این پاراگراف‌ها او، هم به عنوان کسی که مقدر شده تا اسرائیل را حفظ نماید و عملیات مشخصی را از طرف خدای اسرائیل (دیترو ایسایا) برای آن به انجام رساند و هم به عنوان شخصی که فرمان و قانونش پایه و اساسی شد برای برگشت به زایون و برپاسازی معبد ویران شدهٔ عزرا، ظاهر شده‌است. ظاهراً موفقیت‌های کوروش، خصوصاً آماده‌سازی‌ها و اقداماتی که نشان می‌داد جنگ بین او و بابل به تأخیر می‌افتاد، در قسمتی از مسئولیت دیترو ایسایا برای نبوت مطلق او در آزادسازی و رستگاری قریب‌الوقوع اسرائیل و تخریب در شرف وقوع و احتمالی بابل بود. امیدهای پیغمبر به وضوح در بخش ۴۵:۱-۱۳ بیان شده‌اند. «خدا رو به تدهین شده‌اش [کوروش] نمود. کسی که در گذشته به او کمک نمود و در آینده نیز در ادامه فعالیت‌هایش به او کمک خواهد نمود». «من قبل از تو خواهم رفت و کوه‌ها را صاف می‌کنم، درهای برنزی را خُرد خواهم نمود و ستون‌های آهنی را به تکه‌های ریز خرد می‌کنم». کوروش بر آن است که اورشلیم را بازسازی نماید و جامعهٔ تبعیدشده را دوباره بازگرداند. در حالی‌که او هنوز خدای اسرائیل را نمی‌شناسد: «من تو را با اسم صدا می‌زنم، با نام فامیلی صدا می‌زنم، با اینکه تو مرا نمی‌شناسی» او در نهایت چنین خواهد کرد، بنا بر کمک بزرگی که از او دریافت خواهد نمود. این نبوت همانطور که قبل از این اتفاق تحویل شد، احساسات و امیدهای پیامبر را که منتظر تسخیر بابل و تنبیه آن است، نمایان می‌کند.[۱۰۷] در بسیاری از شهرهای بزرگ اسرائیل به دلیل جایگاه کوروش در تاریخ یهودیان، خیابانی به نام او نامگذاری شده‌است که نمادی از رابطهٔ کهن یهودیان و ایرانیان است.[۱۰۸] دین کوروش
در بابل و جاهای دیگر، مدارک فراوانی در ارتباط با تسامح کوروش در امور دینی بدست آمده و هیچ نشانه‌ای از تعصب وی به دین ملی‌اش دیده نشده‌است.[۱۰۹] دربارهٔ اینکه کوروش چه دینی داشت، اختلاف نظر وجود دارد و احتمالاً کوروش خود می‌بایست پرستندهٔ اهورامزدا بوده‌باشد، اگرچه تقریباً هیچ چیزی دربارهٔ باورهایش نمی‌دانیم. مطابق با گزارش گزنفون، کوروش در بارگاهش پیرامون مسائل دینی از رهنمودهای مغان پیروی می‌نمود. اگرچه بسیاری از پژوهشگران، کوروش را زرتشتی نمی‌دانند، مری بویس قویاً استدلال می‌کند که کوروش خود یک زرتشتی بود که چنان پا جای پای نیاکان خود می‌گذارد، نیاکانی که از سدهٔ هفتم پیش از میلاد هنوز پادشاهان کوچکی در انشان بودند. او خاطرنشان می‌سازد که آتشکده‌ها و نیایشگاه‌های پاسارگاد حاکی از عمل به آیین‌های زرتشتی‌است و متن‌های یونانی نیز به عنوان شاهد آورده‌اند که مغان زرتشتی جایگاه‌های ارزنده‌ای در دربار کوروش داشته‌اند.[۱۱۰] لوییس گری عقیده دارد که کوروش دقیقاً پیرو آئین ایرانیان‏ باستان قبل از گاتاهای زرتشت و بازماندهٔ آن در اوستای جدید بود و خدایانی که مورد تکریم کوروش بودند، با اهورامزدا، میترا، آذر و آناهیتا، قابل تطبیق هستند. وی معتقد است دین کوروش به آئین ارائه‏شده در اوستای جدید نزدیک‏ بوده و دلیلی برای زرتشتی دانستن او وجود ندارد.[۱۱۱] در برابر، پژوهشگرانی همچون جورج کامرون و والتر هینتس عقیده دارند که زمان زندگی زرتشت مابین سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده و کوروش در این مدت، حتی با زرتشت دیدار هم داشته و پیرو دین زرتشتی بوده‌است و دلیل این استدلال را آتشدان‌های ساخته‌شده در فضای آزاد و برج نگهداری آتش در پاسارگاد می‌دانند.[۱۱۲] ماکس مالوان می‌گوید که تاکنون هیچ مدرکی بدست نیامده که بر پایهٔ آن بتوان گفت، کوروش زرتشتی بوده‌است ولی رفتار او با آموزه‌های زرتشت و اصول دین او نقاط مشترک بسیاری دارد و شاید از دین زرتشتی تأثیر پذیرفته باشد.[۱۱۳] ذوالقرنین نوشتار اصلی: کوروش بزرگ در قرآن
اما آن قوچ صاحب شاخ که (در رویا) دیدی، پادشاه پارسیان و مادیان می‌باشد... « » عهد عتیق، کتاب دانیال، باب 8، آیه بیست[۱۱۴] نقش‌برجستهٔ انسان بالدار در پاسارگاد
نقش‌برجستهٔ انسان بالدار یکی از ستون‌های بازمانده از کاخ بارعام در پاسارگاد است که روزگاری روبروی دو درگاه تالار مسقف ستون‌دار قرار داشتند.[۱۱۵] برخی از پژوهشگران این نقش‌برجسته که شاخ‌های قوچ و بال‌های عقاب دارد را تصویر کوروش می‌دانند. دربارهٔ این نقش، تفسیرهای بسیاری انجام شده که یکی از آن‌ها این است که نقش مذکور ذوالقرنین یعنی «صاحب دو شاخ» است. دربارهٔ شخصیت ذوالقرنین که در کتاب‌های مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به‌واقع ذوالقرنین چه کسی بوده، به‌طور قطعی مشخص نشده‌است.
ابوالکلام آزاد با تفسیر آیات ۸۲ تا ۹۵ سوره کهف دلایلی آورده‌است که ذوالقرنین موصوف، کوروش هخامنشی می‌باشد.[۱۱۶][۱۱۷] علامه طباطبایی دربارهٔ ذوالقرنین دانستن کوروش چنین نوشته‌است که «هر چند بعضی از جوانبش خالی از اعتراضاتی نیست، بلکه از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرآنی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است.» در تفسیر نمونه از نظریهٔ انطباق کوروش با ذوالقرنین به عنوان نظریهٔ برتر یاد شده‌است و بر تأئید این نظریه در تفسیر من هدی القرآن، تفسیر الفرقان و تفسیر المنیر اشاره شده‌است. در تفسیر المنیر با قاطعیت، ذوالقرنین، همان کوروش دانسته شده که دو طرف جهان را گشت و احتمالاً به خاطر شجاعتش به ذوالقرنین ملقب شد.[۱۱۸]
علیرضا شاپور شهبازی این دلایل را نمی‌پذیرد و انتساب این نقش به ذوالقرنین را نادرست می‌داند. او معتقد است نقش‌برجستهٔ انسان بالدار نمی‌تواند تصویر کوروش باشد، بدلیل آنکه در هنر جهان باستان نمونه‌ها و همانندهایی دارد.[۱۱۹] کوروش در هنر و ادبیات جهان
گزنفون گزارش می‌کند که همسر یکی از دشمنان کوروش، پانته‌آ نام داشت و بدست وی اسیر شد ولی با وجود تمام زیبایی‌اش، کوروش به او دست‌درازی نکرد. این داستان در ابتدای قرن شانزدهم در آثار شاعر ایتالیایی ماتئو باندلو و نویسندهٔ انگلیسی، ویلیام پینتر و همچنین درام‌نویس آلمانی، هانس زاکس با اشعاری چنین مفهومی را به‌تصویر کشیده‌اند. پیر منفره، خالق کوروش پیروز در سال ۱۶۲۸ و آنتوان دانشه (کوروش ۱۷۰۶) جوانی کوروش را با روشی بسیار مثال‌زدنی تشریح کرده‌اند. گسترده‌ترین رمان نوشته‌شده در مورد شاهنشاه ایران، کتاب آرتامن یا کورش بزرگ (به فرانسوی: Artamène ou le Grand Cyrus)‏ است که شامل ۱۳٫۰۰۰ صفحه بوده و توسط نویسندهٔ فرانسوی، مادلن دو سکودری به رشتهٔ تحریر در آمده‌است. شاعر آلمانی، کریستوف ماتین ویلند برای بدست آوردن امتیاز از پادشاه پروس، در اثر خود به‌نام آئینه طلایی (به آلمانی: Goldenen Spiegel)‏، حکومت فریدریش دوم را پادشاهی جدید کوروش نامید.[۱۲۰]
از زمان تأکید بر اهمیت و ارزش مذهبی پادشاه، در شمار زیادی از نگاره‌نماها با موضوع کوروش در کلیساها و صومعه‌ها، به‌صورت گسترده‌ای روبرو هستیم. برای نمونه آثار ویترای صومعه ابسدورف شهر اویلتسن در نیدرزاکسن آلمان را می‌توان نام برد. نوشته‌های کنت لوسنا که بر پایهٔ تعالیم گزنفون از کوروش بود، برای شارل لو تمرر، دوک بورگوین، بصورت چهار فرش دیواری درآمد که هم‌اکنون این آثار در کلیسای نوتردام شهر بون کشور فرانسه نگهداری می‌شوند. نقاش آمریکایی بنجامین وست، تابلویی را برای جرج سوم پادشاهی متحده کشید که نگاره‌ای تأثیرگرفته از گزنفون و بخشش شاه ارمنستان توسط کوروش است. پرترهٔ نقاش ایتالیایی، جووانی بندتو کاتیلونه، نمایی از کوروش شیرخوار و سگ ماده‌ای را به‌تصویر کشیده‌است و دیگر نقاش اهل ایتالیا، پیترو دا کورتونا تابلویی به‌نام نجابت کوروش در برابر پانته‌آی زیبا دارد.[۱۲۱]
از قرن هفدهم میلادی، شخصیت کوروش گزینهٔ رایجی در موضوع اپراها شد، از جمله آنتونیو برتالی که در سال ۱۶۶۱ میلادی قطعهٔ رشد کوروش دوم (به ایتالیایی: Il Ciro crescente)‏ را ساخت. فرانچسکو کاوالی در سال ۱۶۵۴ در اپرانامه‌ای از جی سی سورنتینو بخش کوروش دوم (به ایتالیایی: Il Ciro)‏ را گنجاند. از شعرهای پیترو پاریاتی اپراهایی همچون کوروش (به ایتالیایی: Ciro)‏ در سال ۱۷۰۹ توسط توماسو آلبینونی و کوروش در بابل (به ایتالیایی: Ciro in Babilonia)‏ در سال ۱۷۱۶ توسط آنتونیو لوتی ساخته و پرداخته شدند. از اپرانامهٔ شاعر معروف پیترو متاستازیو، در سال ۱۷۳۷ میلادی بالداساره گالوپی و ۱۷۴۴ نیکولو جوملی قطعهٔ شناخت کوروش (به ایتالیایی: Ciro riconosciuto)‏ را ساختند، یوهان آدولف هاسه در سال ۱۷۵۱ میلادی، شناخت کوروش را عرضه کرد و جواکینو روسینی نیز در سال ۱۸۱۲ اپرای کوروش در بابل (به ایتالیایی: Ciro in Babilonia)‏ را با متنی از اف. آونتی بروی صحنه آورد.[۱۲۲]
مایکل اچ هارت نویسندهٔ کتاب صد، کوروش را به عنوان ۸۷اُمین انسان تأثیرگذار در تاریخ جهان معرفی کرده‌است.[۱۲۳] کوروش در روایات شفاهی ایران در سال ۱۹۷۱ ایران ۲۵۰۰ اُمین سال سلطنت کوروش را جشن گرفت.[۱۲۴]
بنابه گزارش روایی مورخان یونانی، آخرین پادشاه ماد، آستیاگ خوابی می‌بیند که آبی و سپس تاکی از شکم دختر او ماندانا که همسر کمبوجیهٔ اول پارسی است بیرون می‌آید و همهٔ جهان را فرا می‌گیرد. ماندانا باردار است و چون فرزند را به دنیا می‌آورد که کوروش بزرگ آینده‌است آستیاگ دستور می‌دهد او را به هارپاگ از سران ملازمانش بسپارند تا او را از میان بردارد. کوروش را خانوادهٔ شبانی می‌پروراند و چون مسئله آشکار می‌شود، هارپاگ کفارهٔ این گناه را بسیار سخت می‌پردازد.[۱۲۵]
همانندی‌هایی از این داستان کوروش را در داستان کیخسرو در شاهنامه می‌یابیم. پدربزرگ تورانی او افراسیاب نیز قصد نابود کردن او را دارد. به پیران دستور می‌دهد که او را به شبانان بسپارد و به سخنی دیگر، هارپاگ روایت هرودوت پیران شاهنامه‌است. با همهٔ اختلاف در جزئیات، همانندی‌ها را در داستان هرودوت و شاهنامه می‌توان چنین طبقه‌بندی کرد:[۱۲۶] افراسیاب همان آستیاگ است؛ کیخسرو همان کوروش است، پیران همان هارپاگ و جنگ تاریخی کوروش با آسیاگ و پناه گرفتن او در کاخ شاهی اکباتان و تسلیم شدنش برای این‌که خانواده‌اش شکنجه نشوند همانندی دارد با پایان کار افراسیاب که به کاخ کنگدژ پناه می‌برد و سپس در دریای چیچست ناپدید می‌گردد و کیخسرو دستور شکنجهٔ گرسیوز برادر افراسیاب را می‌دهد و افراسیاب تاب شنیدن فغان برادر ندارد و خود را تسلیم می‌کند. پایان زندگی کوروش نیز آن‌چنان که گزنفون نقل می‌کند و وصیت‌های او، صحنه‌های روزهای پایانی کیخسرو را در شاهنامه به یاد می‌آورد.[۱۲۷] کوروش در کتاب‌های تاریخ مسلمانان نوشتار اصلی: کوروش بزرگ در منابع اسلامی‎
ابوریحان بیرونی پیشنهاد می‌کند که کی‌قباد پس از اسرحدون (شناخته شده با نام زَو بن تهماسب) حکومت کرد و کی‌کاووس همان بخت النصر بود و نسل سوم بعد از کی‌قباد است؛ کورِش همان کی‌خسرو است که جانشین کوروش (شناخته شده به عنوان لهراسب) گشته است.[۱۲۸] آرامگاه کوروش بزرگ نوشتار اصلی: آرامگاه کوروش بزرگ آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد.
آرامگاه کوروش بزرگ در فاصلهٔ حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخ‌های پاسارگاد قرار داد. این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعهٔ پاسارگاد تحت شمارهٔ ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.[۱۲۹]
آرامگاه کوروش بر روی سکوی مرتفعی قرار گرفته که این سکو خود نیز از قطعات تراشیده شدهٔ سنگ تشکیل شده‌است. بر بالای سکو اتاق مخصوص دفن جسد قرار دارد. این اتاق ۲٫۱۰ متر پهنا، ۳٫۱۷ متر طول و ۲٫۱۰ متر ارتفاع دارد. مدخل آن ورودی کوچک و باریکی است. آرامگاه به وسیلهٔ سنگ‌های شیروانی‌مانند سه‌گوش پوشیده می‌شود، ارتفاع کامل ساختمان حدود ۱۱ متر است.[۱۳۰] ارتفاع کلی بنا اندکی بیش از ۱۱ متر است. سکوی اول که پلهٔ اول را تشکیل می‌دهد، ۱۶۵ سانتیمتر ارتفاع دارد، اما حدود ۶۰ سانتیمتر آن در اصل نتراشیده و پنهان بوده‌است، یعنی این هم مانند پلکان دوم و سوم دقیقاً ۱۰۵ سانتیمتر ارتفاع داشته‌است. پلکان چهارم و پنجم و ششم هر یک ۵۷٫۵ سانتیمتر ارتفاع دارند. پهنای سکوها نیم متر است و سطح سکوی ششمین که قاعدهٔ اتاق آرامگاه را تشکیل می‌دهد، حدود ۶٫۴۰ متر در ۵٫۳۵ متر است.[۱۳۱]
آرامگاه کوروش که به‌احتمال زیاد پیش از مرگش و به فرمان خودش ساخته شده‌بود، در همهٔ دوران هخامنشی مقدس به‌شمار می‌رفت و به خوبی از آن نگهداری می‌کردند.[۱۳۲] در دورهٔ اسلامی، این بنا به «مشهد مادر سلیمان» معروف بود و نخستین شخصی که دریافت مشهد مادر سلیمان همان آرامگاه کوروش بزرگ است، رابرت کرپورتر جهانگرد و دیپلمات انگلیسی بود که در سال ۱۸۱۸ میلادی از پاسارگاد دیدن کرده بود.[۱۳۳] بناها و کاخ‌ها مقاله مرتبط: پاسارگاد کاخ اختصاصی کوروش در پاسارگاد.
عمدهٔ بناهایی که توسط کوروش ساخته‌شده، در محوطهٔ پاسارگاد قرار دارد. آرامگاه کورش بزرگ که ساختهٔ خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همهٔ آن‌ها، یک نفر بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجهٔ سلیقهٔ کورش بزرگ بوده‌اند. کتیبه‌های سه زبانهٔ عیلامی، پارسی و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ، تأیید دیگری‌است که این کاخ‌ها توسط کوروش ساخته شده‌اند.[۱۳۴]
بدنهٔ اصلی کاخ‌های پادشاهی کوروش در پاسارگاد، از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده بود. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد و کاخ مسکونی کوروش (کاخ P) بین سال‌های ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.[۱۳۵]
کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است و ۸ ردیف ستون دارد.[۱۳۶]
کوشک‌های A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است که این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.[۱۳۷] استوانه کوروش نوشتار اصلی: استوانه کوروش استوانه کوروش در موزهٔ بریتانیا.
تنها سند نسبتاً مفصلی که از کوروش برجای مانده، استوانه‌ای به‌طول ۲۲٫۵ سانتی‌متر و عرض ۱۱ سانتی‌متر از جنس خاک رس با نوشته‌ای ۴۵ سطری به‌زبان بابلی است که امروزه با شمارهٔ ۹۰۹۲۰ در اتاق ۵۲ بخش ایران باستان موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود.[۱۳۸] تکهٔ اصلی این استوانه در سال ۱۸۷۹ میلادی توسط هرمزد رسام در حفاری معبد مردوک در بابل پیدا شد، این تکه حاوی ۳۵ خط بود. تکهٔ دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در سال ۱۹۷۵ میلادی در کلکسیون بابل دانشگاه ییل یافت شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید.[۱۳۹]
این استوانه پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. با این همه، به کمک آن نمی‌توان به تصویر درستی از پدیدآورندهٔ آن دست یافت، چون در این نبشته به همه‌چیز از چشم کاهنان بابلی نگریسته شده‌است. این متن ماهیتاً یک بیانیهٔ سیاسی نیست و نبشتهٔ پایِ بناست که به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کوروش در آنجا گذاشته‌شده‌است.[۱۴۰] اما این نبشته نشان می‌دهد که کوروش چگونه در بابل بی‌درنگ برنامهٔ ساختمانی گسترده‌ای را به اجرا درآورد. مثلاً باروی درونی و بیرونی شهر بابل را بازسازی و مرمت کرد و درگاه‌هایی از جنس برنز بر دروازه‌های شهر ساخت.[۱۴۱]
کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصری از فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل، سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده و پیکر خدایانی که نبونعید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند را به میهن‌شان بازگردانده‌است.[۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴]
در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیومت در شهر نیویورک قرار داده شد. در این مکان، نمونه‌ای از آثار فرهنگی کشورهای گوناگون وجود دارد.[۱۴۵][۱۴۶] ولیعهد و جانشین
کوروش از تنها همسر خود کاساندان، دو پسر به نام‌های کمبوجیه و بردیا داشت که کمبوجیه را پیش از لشکرکشی به شرق، به‌عنوان ولیعهد خود انتخاب کرد.[۱۴۷] کمبوجیه به‌واسطهٔ انتصابش به‌عنوان «شاه بابل»، عملاً به‌عنوان جانشین تعیین شده بود و کوروش، امور این مملکت را به او واگذار کرد. احتمالاً کمبوجیه پس از مرگ پدرش، به مرزهای شمال شرقی سامان داد و در پاییز سال ۵۲۸ پیش از میلاد، حمله به مصر را آغاز کرد و توانست آنجا را فتح کند.[۱۴۸]

فهرست برندگان جایزه نوبل فیزیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو
جایزه نوبل فیزیک (به سوئدی: Nobelpriset i fysik)‏ هر ساله توسط آکادمی سلطنتی علوم سوئد به دانشمندان در زمینه‌های مختلف فیزیک تعلق می‌گیرد.این یکی از پنج جایزه نوبل است که در سال ۱۸۹۵ توسط آلفرد نوبل برای مشارکتهای برجسته در زمینه‌های فیزیک، شیمی، ادبیات، صلح و فیزیولوژی یا پزشکی اهدا می‌شود.[۱] این جایزه توسط بنیاد نوبل اداره می‌شود و توسط یک کمیته که متشکل از پنج عضو منتخب آکادمی علوم سلطنتی سوئد هستند به برندگان اعطا می‌شود.[۲] اولین جایزه نوبل در فیزیک در سال ۱۹۰۱ به ویلهلم کنراد رونتگن از آلمان اهدا شد.هر جایزه شامل یک مدال، یک دیپلم افتخار و جایزه نقدی است که در طول سال‌های مختلف مقدار آن متفاوت بوده‌است.[۳] در سال ۱۹۰۱، مقدار جایزه رونتگن ، ۱۵۰۷۸۲ کرون بود که در دسامبر ۲۰۰۷ برابر با ۷،۷۳۱،۰۰۴ کرون است.در سال ۲۰۰۸، این جایزه به ماکوتو کوبایاشی و شیهید ماسکاوا که مقدار آن ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ کرون سوئد (اندکی بیش از € ۱ میلیون، یا ۱٫۴ میلیون دلار آمریکا) بود اهدا شد.[۴] این جایزه در سالانه استکهلم در تاریخ ۱۰ دسامبر برابر با سالگرد مرگ نوبل به برندگان اهدا می‌شود.[۵] جان باردین تا به حال دوبار در سال ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲ برنده این جایزه شده‌است.همچنین ماری کوری در فیزیک سال ۱۹۰۳ و شیمی در سال ۱۹۱۱ برنده جایزه نوبل شده‌است.ویلیام لورنس براگ جوانترین برنده این جایزه‌است.او این جایزه را در سال ۱۹۱۵ در سن ۲۵ سالگی به دست آورد.[۶] ماری کوری و ‫ماریا ژئوپرت مایر (سال ۱۹۶۳) تنها زنانی هستند که برنده این جایزه شده‌اند.[۷] از سال ۱۹۰۱ تا سال ۲۰۱۰ این جایزه به ۱۸۸ نفر اهدا شده‌است.جایزه نوبل فیزیک در سال‌های ۱۹۱۶، ۱۹۳۱، ۱۹۳۴، ۱۹۴۰، و ۱۹۴۲ به هیچ کس اعطا نشد. [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] برندگان
۱۹۰۱–۱۹۲۰ · ۱۹۲۱–۱۹۴۰ · ۱۹۴۱–۱۹۶۰ · ۱۹۶۱–۱۹۸۰ · ۱۹۸۱–۲۰۰۰ · ۲۰۰۱–۲۰۲۰ ۱۹۰۱–۱۹۲۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۱۹۰۱ ویلهلم کنراد رونتگن آلمان کشف پرتوهای رونتگن پرتوهای ایکس [۱۳] ۱۹۰۲ هندریک لورنتز هلند تأثیر مغناطیس بر تابش یا اثر زیمان[۱۴] پیتر زیمان هلند ۱۹۰۳ هانری بکرل فرانسه کشف پرتوزایی خودبه‌خودی، مطالعه پدیده‌های تابشی در کشف رونگتن[۱۵] پیر کوری فرانسه برای تحقیق مشترک در مورد پدیده رادیو اکتیویته که توسط بکرل کشف شده بود[۱۵] ماری کوری لهستان فرانسه ۱۹۰۴ جان استرات بریتانیا بررسی چگالی گازها و کشف آرگون[۱۶] ۱۹۰۵ فیلیپ لنارت آلمان کار برروی پرتوهای کاتدی[۱۷] ۱۹۰۶ جوزف جان تامسون بریتانیا رسانش الکتریکی گازها[۱۸] ۱۹۰۷ آلبرت آبراهام مایکلسون ایالات متحده آمریکا ساخت سنجش افزارهای دقیق اپتیکی و کاربردهای طیف نمایی و سنجه شناختی[۱۹] ۱۹۰۸ گابریل لیپمن فرانسه روش بازآفرینی رنگ در عکاسی بر اساس پدیده تداخل[۲۰] ۱۹۰۹ گولیلمو مارکونی ایتالیا توسعه ارتباط تلگرافی بی سیم[۲۱] کارل فردیناند برون آلمان ۱۹۱۰ یوهان دیدریک وان در والس هلند ارایه معادلات حالت گازها و مایعات[۲۲] ۱۹۱۱ ویلهلم وین آلمان به خاطر کشف قوانین تابش گرما[۲۳] ۱۹۱۲ گوستاف دالن سوئد به خاطر اختراع تنظیم کننده‌های خودکار، که در فانوسهای دریایی و راهنماهای شناور به کار می‌رود، فانوس دریایی[۲۴] ۱۹۱۳ هایک کامرلینگ اونس هلند پژوهش درباره فیزیک دماهای پایین و تولید هلیم مایع[۲۵] ۱۹۱۴ ماکس فون لائو آلمان برای کشف تفرق پرتوهای ایکس توسط بلورها[۲۶] ۱۹۱۵ ویلیام هنری براگ بریتانیا تحلیل ساختار بلوری توسط پرتوهای ایکس[۲۷] ویلیام لورنس براگ بریتانیا ۱۹۱۶ اعطا نشده ۱۹۱۷ چارلز گلوور بارکلا بریتانیا کشف پرتوی ایکس مشخصه عناصر[۲۸] ۱۹۱۸ ماکس پلانک آلمان برای خدمات او به پیشرفت فیزیک با کشف کوانتای انرژی[۲۹] ۱۹۱۹ یوهان اشتارک آلمان کشف اثر دوپلر در پرتوهای کانالی و شکافته شدن خطوط طیفی تحت تأثیر میدان الکتریکی[۳۰] ۱۹۲۰ شارل ادوارد گیوم سوئیس به خاطر کشف ناهنجاری‌های آلیاژ فولاد-نیکل که برای ساخت ابزار اندازه گیری دقیق فیزیکی کاربرد دارد[۳۱] ۱۹۲۱–۱۹۴۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۱۹۲۱ آلبرت اینشتین آلمان آمریکا به خاطر خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به دلیل توضیح‌هایش در مورد اثرهای فوتوالکتریک[۳۲] ۱۹۲۲ نیلز بور دانمارک به خاطر پژوهش بر ساختار اتمی و تابشهای اتمی[۳۳] ۱۹۲۳ رابرت میلیکان آمریکا برای اندازه گیری بار الکتریکی بنیادی و پژوهش بر اثر فتو الکتریک[۳۴] ۱۹۲۴ کارل مان گیورگ سیگبن سوئد کشف و پژوهشهای او درباره طیف نمایی پرتوی ایکس[۳۵] ۱۹۲۵ جیمز فرانک آلمان کشف قوانین برخورد الکترونها به اتم[۳۶] گوستاو هرتز آلمان ۱۹۲۶ ژان باپتیست پرن فرانسه پژوهش بر روی نا پیوستگی در ساختار ماده و به ویژه کشف تعادل رسوب گذاری[۳۷] ۱۹۲۷ آرتور هالی کامپتون آمریکا کشف اثری که به نام او نام گذاری شد، اثر کامپتون[۳۸] چارلز تامسون ریس ویلسون بریتانیا کشف روش آشکار سازی مسیر ذرات باردار در بخار متراکم[۳۸] ۱۹۲۸ اون ویلانز ریچاردسون بریتانیا کار بر روی پدیده ترمیونیک و به خصوص برای کشف قانونی که به نام او نام گذاری شد[۳۹] ۱۹۲۹ لویی دوبروی فرانسه کشف طبیعت موجی الکترون‌ها[۴۰] ۱۹۳۰ سی وی رامان هند به خاطر کار بر روی تفرق نور و کشف اثری که به نام او نام گذاری شد، پراکندگی رامان[۴۱] ۱۹۳۱ اعطا نشده ۱۹۳۲ ورنر کارل هایزنبرگ آلمان به خاطر ابداع مکانیک کوانتمی که کاربردهای آن علاوه بر چیزهای دیگر به کشف فرم‌های الوتروپیک هیدروژن انجامید، مکانیک کوانتوم[۴۲] ۱۹۳۳ اروین شرودینگر اتریش کشف مدلهای جدید پرباری در نظریه اتمی[۴۳] پل دیراک بریتانیا آمریکا ۱۹۳۴ اعطا نشده ۱۹۳۵ جیمز چدویک بریتانیا کشف نوترون[۴۴] ۱۹۳۶ ویکتور فرانتز هس اتریش آمریکا کشف تابش کیهانی، پرتو کیهانی[۴۵] کارل دیوید آندرسون آمریکا کشف پوزیترون[۴۵] ۱۹۳۷ کلینتون دیویسون آمریکا کشف آزمایشگاهی تفرق الکترون‌ها توسط بلورها[۴۶] جرج پاجت تامسون بریتانیا ۱۹۳۸ انریکو فرمی ایتالیا آمریکا آزمایش وجود عناصر جدید رادیو اکتیو تولید شده توسط تابش نوترونی و به خاطر کشف واکنش هسته‌ای توسط نوترون‌های کند.[۴۷] ۱۹۳۹ ارنست ارلاندو لارنس آمریکا ابداع و تکامل سیکلوترون و نتایج به دست آمده توسط آن به خصوص شناسایی عناصر رادیو اکتیو مصنوعی، شتاب‌دهنده حلقوی[۴۸] ۱۹۴۰ اعطا نشده ۱۹۴۱–۱۹۶۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۱۹۴۱ اعطا نشده ۱۹۴۲ اعطا نشده ۱۹۴۳ اتو اشترن آمریکا کمک به پیشرفت روش باریکه ملوکولی، کشف گشتاور مغناطیسی[۴۹] ۱۹۴۴ ایزیدور ایزاک رابی آمریکا ابداع روش تشدید برای ثبت خواص مغناطیستی هسته‌های اتمی[۵۰] ۱۹۴۵ ولفگانگ پاولی اتریش کشف اصل طرد پاولی[۵۱] ۱۹۴۶ پرسی ویلیام بریجمن آمریکا اختراع وسیله‌ای برای تولید فشارهای فوق العاده زیاد و کشفهایی که از این طریف در زمینه فیزیک فشارهای بالا داشته‌است، فیزیک فشاربالا[۵۲] ۱۹۴۷ ادوارد ویکتور اپلتون بریتانیا پژوهش‌هایش در مورد فیزیک جو بالایی، به خصوص به خاطر کشف لایه معروف به اپلتون[۵۳] ۱۹۴۸ پاتریک بلاکت بریتانیا تکمیل روش اتاقک ابری ویلسون، و واقعیتهایی که به وسیله این روش در زمینه‌های فیزیک هسته‌ای و تابش کیهانی کشف کرد.[۵۴] ۱۹۴۹ هیدکی یوکاوا ژاپن اثبات وجود مزونها بر پایه تحقیقات نظریش درباره نیروهای هسته‌ای.[۵۵] ۱۹۵۰ سیسل فرانک پاول بریتانیا برای تکمیل و گسترش روش نور نگاشتی فرایندهای هسته‌ای و کشفهایش در مورد مزونها.[۵۶] ۱۹۵۱ سر جان داگلاس کاکرافت بریتانیا در مورد استحاله هسته‌های اتمی به وسیله ذرات اتمی دارای شتاب.[۵۷] ارنست والتون ایرلند ۱۹۵۲ فلیکس بلاک آمریکا به خاطر روشهای جدید درباره اکتشافها و آزمایشات تشدید مغناطیسی هسته[۵۸] ادوارد میلز پورسل آمریکا ۱۹۵۳ فریتز زرنیکه هلند برای اختراع میکروسکوپ تباین فاز و روشهای مریوط به آن[۵۹] ۱۹۵۴ ماکس بورن بریتانیا به خاطر تحقیقات بنیادی‌اش در مکانیک کوانتمی به خصوص برای تعبیر احتمالاتی او از تابع موج.[۶۰] والتر بوث آلمان برای ارائه روش تطابق و کشفهایش با بکارگیری این روش[۶۰] ۱۹۵۵ ویلیس اوژن لمب آمریکا پیدا کردن ساختار ریز طیف هیدروژن[۶۱] پولیکارپ کوش آمریکا به منظور محاسبه دقیق گشتاور مغناطیستی الکترون[۶۱] ۱۹۵۶ جان باردین آمریکا برای مطالعه و تحقیق در مورد نیمرسانها و پیدا کردن اثر ترانریستور [۶۲] والتر هاوسر براتین آمریکا ویلیام شاکلی آمریکا ۱۹۵۷ تسونگ-دائو لی تایوان آمریکا به منظور تحقیق درباره قوانین پاریته که در نهایت منجر به کشف‌های مهمی در مورد ذرات بنیادی شد[۶۳] چن نینگ یانگ تایوان آمریکا ۱۹۵۸ پاول چرنکوف روسیه به خاطر کشف و تعبیر اثر چرنکوف، تابش چرنکوف[۶۴] لیا فرانک روسیه ایگور یوگنیویچ تام روسیه ۱۹۵۹ اوون چمبرلین آمریکا برای کشف پادپروتون[۶۵] امیلیو گینو سگر ایتالیا آمریکا ۱۹۶۰ دونالد آرتور گلایزر آمریکا به منظور ساخت و اختراع اتاقک حباب[۶۶] ۱۹۶۱–۱۹۸۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۱۹۶۱ رابرت هافستاتر آمریکا «به خاطر مطالعات بدیع اش در مورد پراکنش الکترون در هسته‌های اتمی و
کشفهایش در مورد ساختار نوکلئون ها»[۶۷] رودولف لودویگ موسبائر آلمان «برای تحقیف درباره جذب تشدیدی پرتوهای گاما و کشف اثری که به نام خود او می‌باشد.»[۶۷] ۱۹۶۲ لو لاندائو روسیه «به خاطر نظریه بدیع اش درباره ماده چگال، به خصوص در مورد هلیوم مایع.»[۶۸] ۱۹۶۳ یوجین ویگنر آمریکا «به خاطر کشف و کاربرد اصول بنیادی تقارن و تدوین نظریه هسته اتم.»[۶۹] ماریا ژئوپرت مایر آمریکا «به منظور تحقیق بر روی ساختار پوسته‌ای هسته»[۶۹] جی.هانس.دی جنسن آلمان ۱۹۶۴ نیکولای باسوف روسیه «به خاطر کارهای اساسی اش در زمینه الکنرونیک کوانتومی، که منجر به ساخت نوسانگرها و تقویت کننده‌ها بر پایه اصل میزر-لیزر شد.»[۷۰] الکساندر میخایلوویچ پروخورف روسیه چارلز هارد تاونز آمریکا ۱۹۶۵ ریچارد فاینمن آمریکا «به مننظور مطالعه در مورد الکترودینامیک کوانتومی که دارای اثرات مهمی در فیزیک ذرات بنیادی دارد.»[۷۱] جولیان شوینگر آمریکا سین‌ایترو تومونوجا ژاپن ۱۹۶۶ آلفرد کاستلر فرانسه «برای گسترش راههکارهای اپتیکی برای تحقیق در مورد تشدید هرتزی در اتمها»[۷۲] ۱۹۶۷ هانس بته آمریکا به خاطر کارهای ارزشمند او در زمینه واکنشهای هسته‌ای و
به خصوص کشفیات او درباره تولید انرژی در ستارگان.[۷۳] ۱۹۶۸ لوئیس والتر آلوارز آمریکا «به منظور گسترش و ارتقاء فیزیک ذرات بنیادی، به خصوص درباره حالتهای تشدیدی.»[۷۴] ۱۹۶۹ موری گل‌مان آمریکا «به خاطر مشارکتش در طبقه بندی ذرات بنیادی، و برهم کنش آنها و کشفهایش در این مورد»[۷۵] ۱۹۷۰ هانس اولوف گوستا آلفون سوئد «به منظور تحقیقاتش در مورد مغناطوهیدرودینامیک، و استفاده آن در فیزیک پلاسما»[۷۶] لوئیس نیل فرانسه «برای تحقیق در باره پادفرومغناطیس و فری مغناطیس، در فیزیک حالت جامد»[۷۶] ۱۹۷۱ دنیس گابور بریتانیا «به منظور پیدا کردن مبانی تمام‌نگاری»[۷۷] ۱۹۷۲ جان باردین آمریکا «برای ارائهٔ نظریه‌ای در بارهٔ ابررسانایی، نظریهٔ بی‌سی‌اس»[۷۸] لئون نیل کوپر آمریکا جان رابرت شریفر آمریکا ۱۹۷۳ لئو ایساکی ژاپن «کشف پدیدهٔ تونل ژنی در نیم رسانه‌ها و ابر رسانه‌ها»[۷۹] ایوار جیاور آمریکا نروژ بریان دیوید جوزفسون بریتانیا «به منظور تحقیقاتش دربارهٔ خصوصیات عبور ابر جریان از سد تونلی.»[۷۹] ۱۹۷۴ مارتین رایل بریتانیا «به خاطر کشف تپ اخترهاو کارهای انجام گرفته در زمینهٔ نجوم رادیویی»[۸۰] آنتونی هویش بریتانیا ۱۹۷۵ آگه بوهر دانمارک «به منظور پیدا کردن ارتباط میان حرکت جمعی و حرکت ذره، و ایجاد نظریه‌ای دربارهٔ ساختار هستهٔ اتم»[۸۱] بن روی ماتلسن دانمارک لئو جیمز رینواتر آمریکا ۱۹۷۶ برتون ریشتر آمریکا «برای کشف یک ذره بنیادی مهم.»[۸۲] ساموئل چائو چونگ تینگ آمریکا ۱۹۷۷ فیلیپ وارن اندرسن آمریکا «به منظور کارهای انجام گرفته در زمینهٔ سیستم‌های مغناطیستی و سیستم‌های نامنظم.»[۸۳] نویل فرانسیس مات بریتانیا جان هاسبورک وان ولک آمریکا ۱۹۷۸ پیوتر کاپیتسا روسیه «به خاطر کارهایش روی فیزیک دماهای پایین.»[۸۴] آرنو آلان پنزیاس آمریکا «به خاطر کشف تابش میکروموجی زمینهٔ کیهانی، تابش زمینهٔ کیهانی»[۸۴] رابرت وودرو ویلسون آمریکا ۱۹۷۹ شلدون لی گلاشو آمریکا «به منظور تحقیق در مورد مدل وحدت‌یافتهٔ نیروهای ضعیف و الکترومغناطیس و به خاطر پیشگویی در مورد جریان‌های بی‌اثر (خنثی).»[۸۵] عبدالسلام پاکستان استیون واینبرگ آمریکا ۱۹۸۰ جیمز کرونین آمریکا «به خاطر کشف موارد نقض اصول تقارن بنیادی در واپاشی مزون‌های کائون خنثی.»[۸۶] وال لوگسدون فیچ آمریکا ۱۹۸۱–۲۰۰۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۱۹۸۱ نیکولاس بلومبرگر آمریکا برای مشارکت در مورد طیف نمایی لیزری[۸۷] آرتور لئونارد شالو آمریکا کای سیگبان سوئد برای تحقیقاتش در باره پیشبرد طیف نمایی الکترونی با تفکیک زیاد.[۸۷] ۱۹۸۲ کنت ویلسن آمریکا برای ارائه روشی در مورد تحلیل پدیده‌های بحرانی[۸۸] ۱۹۸۳ سابراهمانین چاندراسکار هند آمریکا به پاس کارهایش در مورد ساختار و تحول ستاره‌ها.[۸۹] ویلیام آلفرد فاولر آمریکا به منظور بررسی در باره تشکیل عناصر شیمیایی در عالم.[۸۹] ۱۹۸۴ کارلو روبیا ایتالیا به خاطر سهم تعیین کننده اش در پروژه بزرگ که به کشف ذرات می‌دانی Wوz منجر شد.[۹۰] سیمون ون درمیر هلند ۱۹۸۵ کلاوس فون کلیتسینگ آلمان به منظور پیدا کردن اثر کوانتومی هال[۹۱] ۱۹۸۶ ارنست روسکا آلمان برای ساختن میکروسکوپ الکترونی[۹۲] گرد بینینگ آلمان به خاطر ساخت میکروسکوپ الکترونی تونلی روبشی، میکروسکوپ تونلی روبشی[۹۲] هاینریش روهرر سوئیس ۱۹۸۷ یوهانس جرج بدنورز آلمان برای کشف ابر رسانایی گرم.[۹۳] کارل الکساندر مولر سوئیس ۱۹۸۸ لیان لدرمن آمریکا به خاطر آزمایشهایشان با باریکه نوترینو و کشف نوترینوی موئون.[۹۴] ملوین شوارتز آمریکا جک اشتینبرگر آمریکا ۱۹۸۹ نورمن فاستر رمزی آمریکا به خاطر کشفهایش در زمینه طیف نمایی تشدید اتمی، که به ساخت میرز هیدروژن و ساعت اتمی منجر شد.[۹۵] هانس جرج دهملت آمریکا برای ارائه روشی به مظور دام اندازی اتم‌های منفرد.[۹۵] ولفگانگ پل آلمان ۱۹۹۰ جروم ایزاک فریدمان آمریکا به مظور پژوهشهایشان در مورد پراکنش الکترونها از هسته‌ها، که بیان کننده کوارک در نوکلئونهاست.[۹۶] هنری وی کندال آمریکا ریچارد ادوارد تایلور کانادا آمریکا ۱۹۹۱ پیر-ژیل دوژن فرانسه به منظور پیدا کردن آرایش مولکولها در موادی مثل بلورهای مایع، ابر رسانها، پولیمرها.[۹۷] ۱۹۹۲ جورج چرپک فرانسه به منظور مشارکتش در ذره‌سنج و کارهایشان در رابطه با آشکارسازی الکترونی سریع برای ذرات پر انرژی.[۹۸] ۱۹۹۳ راسل هالس آمریکا به منظور کشف نوع جدیدی از تپ‌اختر، که این کشف امکانات تازه‌ای برای مطالعهٔ جاذبه به وجود آورد.[۹۹] جوزف تیلور آمریکا ۱۹۹۴ برترام برکهاوس کانادا برای توسعه طیف سنجی نوترونی و برای مشارکت‌های پیشگام به توسعه تکنیک‌های پراکندگی نوترون برای مطالعات فیزیک ماده چگال[۱۰۰] کلیفورد گلنوود شال آمریکا برای توسعه روش پراش نوترون و برای کمک به توسعه ی تکنیک‌های پراکندگی نوترونی برای مطالعات فیزیک ماده چگال[۱۰۰] ۱۹۹۵ مارتین لویز پرل آمریکا برای کشف لپتون تاو و برای مشارکتهای پیشگام تجربی به فیزیک لپتون [۱۰۱] فردریک رینز آمریکا برای شناسایی نوترینو و برای مشارکتهای پیشگام در فیزیک لپتون [۱۰۱] ۱۹۹۶ دیوید موریس لی آمریکا برای کشف ابرشاره هلیوم [۱۰۲] داگلاس دین اشرفت آمریکا رابرت کلمن ریچاردسون آمریکا ۱۹۹۷ استیون چو آمریکا برای توسعه دادن روش‌های سرد کردن و به دام انداختن اتم‌ها با نور لیزری[۱۰۳] کلود کوهن تانوژی فرانسه ویلیام دانیل فیلیپ آمریکا ۱۹۹۸ رابرت لافلین آمریکا برای کشف جدید از یک فرم مایع کوانتومی[۱۰۴] هورست لودویگ اشتورمر آلمان آمریکا دانیل چی تسوئی آمریکا ۱۹۹۹ گراردوس توفت هلند برای مشخص کردن ساختار کوانتومی از فعل و انفعالات الکتروضعیف در فیزیک[۱۰۵] مارتینیوس ولتمن هلند ۲۰۰۰ ژورس آلفروف روسیه برای توسعه نیمه رسانا هترواستراکچرز مورد استفاده در سرعت بالا واوپتو الکترونیک[۱۰۶] هربرت کرومر آلمان آمریکا جک کیلبی آمریکا برای مشارکت در اختراع تراشه[۱۰۶] ۲۰۰۱–۲۰۲۰ سال برندگان نوبل فیزیک[الف] ملیت[ب] بر اساس[پ] ۲۰۰۱ اریک آلن کرنل آمریکا برای دستیابی به چگالش بوز-اینشتین در رقیق کردن گازها از اتم‌های قلیایی، و برای مطالعات اولیه اساسی خواص میعانات[۱۰۷] کارل ادوین ویمن آمریکا ولفانگ کترله آلمان ۲۰۰۲ ریموند دیویس پسر آمریکا برای سهم پیشگام دراخترفیزیک، به ویژه برای تشخیص نوترینوهای کیهانی [۱۰۸] ماساتوشی کوشیبا ژاپن ریکاردو جیاکونی آمریکا برای کمک‌های پیشگام به فیزیک نجومی، که منجر به کشف منابع اشعه کیهانی شد.[۱۰۸] ۲۰۰۳ آلکسی آلکسیویچ آبریکوسوف روسیه آمریکا برای کمک‌های پیشگام به تئوری ابررسانایی و ابرشاره[۱۰۹] ویتالی لازاریویچ گینزبرگ روسیه آنتونی جیمز لگت بریتانیا آمریکا ۲۰۰۴ دیوید گراس آمریکا برای کشف آزادی مجانبی در نظریه نیروی هسته‌ای قوی[۱۱۰] دیوید پولیتزر آمریکا فرانک ویلچک آمریکا ۲۰۰۵ روی جی. گلوبر آمریکا برای همکاری در نظریه کوانتومی انسجام نوری[۱۱۱] جان هال آمریکا برای مقالات خود جهت توسعه مبتنی بر لیزر، دقت طیف سنجی، روش شانه بسامد نوری[۱۱۱] تئودور هانش آلمان ۲۰۰۶ جان ماتر آمریکا برای کشف شکل مربوط به تابش جسم سیاه و ناهمسانگردی در تابش زمینه کیهانی[۱۱۲] جرج اسموت آمریکا ۲۰۰۷ آلبر فر فرانسه کشف مقاومت مغناطیسی بزرگ[۱۱۳] پتر گرونبرگ آلمان ۲۰۰۸ ماکوتو کوبایاشی ژاپن کشف منشاء تقارن شکسته و اثبات وجود حداقل سه دسته از کوارک‌ها در طبیعت[۱۱۴] شیهید ماسکاوا ژاپن یوایچیرو نامبو آمریکا کشف مکانیسم شکست خود به خود تقارن در ذرات زیراتمی[۱۱۴] ۲۰۰۹ 75px چارلز کائو هنگ کنگ بریتانیا آمریکا پژوهش منجر به اختراع فیبر نوری برای مخابرات نوری[۱۱۵] ویلارد بویل کانادا اختراع سی سی دی یا ردیاب نور، دستگاه جفت‌کننده بار[۱۱۵] جورج اسمیت آمریکا ۲۰۱۰ آندره گایم روسیه هلند برای آزمایش‌های پیشگامانه در رابطه با مواد دو بعدی گرافین[۱۱۶] کنستانتین نووسلف روسیه بریتانیا ۲۰۱۱ آدم ریس آمریکا برای کشف انبساط شتابان جهان از طریق ابرنواخترهای دوردست.[۱۱۷] سال پرلموتر آمریکا برایان اشمیت آمریکا استرالیا ۲۰۱۲ سرژ هاروش فرانسه برای پیدا کردن روشهای آزمایش تک سیستم‌های کوانتمی دیوید واینلند آمریکا
۱۹۰۱–۱۹۲۰ · ۱۹۲۱–۱۹۴۰ · ۱۹۴۱–۱۹۶۰ · ۱۹۶۱–۱۹۸۰ · ۱۹۸۱–۲۰۰۰ · ۲۰۰۱–۲۰۲۰ بر پایه کشور
جایزه‌های اشتراکی به عنوان نیم برای آن کشور محاسبه شده‌است. کشور شماره جوایز  ایالات متحده آمریکا ۸۴  آلمان ۲۳٬۵  بریتانیا ۲۱٬۵  فرانسه ۱۲٬۵  روسیه ۱۰  هلند ۹  ژاپن ۶  سوئد ۴  سوئیس ۳٬۵  دانمارک ۳  اتریش ۳  ایتالیا ۳  کانادا ۲ تایوان ۲  هند ۱  جمهوری ایرلند ۱  پاکستان ۱  استرالیا ۰٬

جایزه نوبل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، نوبل (ابهام‌زدایی) را ببینید. جایزه نوبل مجری آکادمی سوئد آکادمی سلطنتی علوم سوئد انستیتوی کارولینسکا کمیته نوبل نروژ کشور سوئد نروژ (تنها جایزه صلح) اولین جایزه ۱۹۰۱ [nobelprize.org وب‌گاه رسمی]
جایزه نوبل معتبرترین جایزهٔ علمی است که به یک دانشمند تعلق می‌گیرد.[۱] جایزه نوبل در سال ۱۸۹۵، به وصیت کارخانه‌دار و شیمیدان سوئدی، آلفرد نوبل که بیشتر او را به دلیل ابداع دینامیت می‌شناسند، پایه‌گذاری شد.
در سال ۱۹۰۱ میلادی، نخستین جوایز این بنیاد اهدا شد. طبق وصیت وی، پنج جایزه به‌طور سالانه در رشته‌های فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و پزشکی، ادبیات، جایزه نوبل اقتصاد و صلح؛ به افرادی تعلق می‌گیرد که بیشترین خدمت را به بشر کرده باشند.[۲]
ششمین جایزه یعنی نوبل اقتصاد نیز در سال ۱۹۶۸ میلادی، توسط بانک مرکزی سوئد پایه‌گذاری شد که البته در لیست جوایز مرتبط با بنیاد نوبل جایی ندارد.[۳] محتویات ۱ هیئت‌های مخصوص و کمیته‌های تخصصی۲ جشن‌های اهدای جوایز۳ وصیت نوبل۴ روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده۵ عدم گزینش نامزدهای درگذشته۶ انتقاد به اهدای جوایز۷ به رسمیت نشناختن موفقیت‌های مشابه۸ جای خالی جایزه ریاضیات۹ دانستنی‌ها۱۰ جستارهای وابسته۱۱ منابع۱۲ پیوند به بیرون هیئت‌های مخصوص و کمیته‌های تخصصی نقشه جهان بر حسب تعداد نوبلیست در هر کشور. کشورهای با برنده بیشتر رنگ تیره تری دارند.
چهار هیئت مخصوص اعطاء جایزه که تحت اساسنامه بنیاد نوبل فعالیت می‌کنند عبارت‌اند از: فیزیک، شیمی و اقتصاد
آکادمی سلطنتی علوم سوئد که وظیفه انتخاب برنده جایزه نوبل در رشته‌های فیزیک و شیمی را برعهده دارد.[۴] هم‌چنین فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد، وظیفه انتخاب برنده «جایزهٔ علوم اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل» که به جایزه نوبل اقتصاد معروف است را نیز برعهده دارد.[۵] ادبیات
آکادمی سوئد که وظیفه انتخاب برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات را برعهده دارد.[۶] فیزیولوژی و پزشکی
انستیتوی کارولینسکا که وظیفه گزینش برنده جایزه نوبل در رشته فیزیولوژی و پزشکی را برعهده دارد.[۷] صلح
کمیته نروژی نوبل وابسته به پارلمان نروژ (برای جایزه صلح).
ضمناً پنج کمیته نوبل هم وجود دارد که هریک برای توزیع یکی از جوایز مطالعه می‌کنند (از جمله کمیته نروژی برای جایزه صلح). به‌علاوه چهار مؤسسه نوبل هم وجود دارد که هریک برای یکی از چهار جایزه نام‌بدره فعالیت می‌کنند. نمودار توزیع جوایز کل نوبل بر حسب کشورها تا سال ۲۰۱۰. تعداد جوایز و سهم تقریبی از کل جوایز اعطا شده برای هر کشور نیز قید گردیده.
کمیته‏های پنجگانه نوبل هریک سه تا پنج عضو دارند که توسط هیئت مربوط تعیین می‌شوند. کسی نمی‌تواند خود را نامزد دریافت جایزه نوبل کند. کسانی‌که می‌توانند معرف نامزدهای جوائز نوبل باشند: برندگان سابق جوائز نوبل (در رشته‏ مخصوص خود)اعضاء هیئت اعطاء جوایز و اعضاء کمیته‌های نوبل (در رشته مخصوص خود)استادان برجسته دانشگاه و آن‌هائی که توسط اعطاء کنندگان جوایز انتخاب می‌شوند.ناشر اثر نامزد. (در مورد ادبیات)اعضاء پاره‌ای از سازمانهای پارلمانی یا حقوقی‏ بین‌المللی (برای جایزه صلح)اعضاء پارلمان‌ها و کابینه‌ها (برای جایزه صلح). جشن‌های اهدای جوایز تالار کنسرت استوکهلم که هر ساله جشن‌های اهدای جوایز نوبل در آن صورت می‌گیرد.
کمیته‌ها و مؤسساتی که جزو هیات انتخاب جوایز هستند اغلب نام برندگان را در ماه اکتبر اعلام می‌کنند. این جوایز در یک مراسم رسمی که در ۱۰ دسامبر یعنی سالگرد درگذشت آلفرد نوبل برگزار می‌شود به برندگان اهدا می‌شوند. مراسم جایزه صلح نوبل از ۱۹۰۵ تا ۱۹۴۶ در موسسه نوبل نروژ، پس از آن در ابتدا در دانشگاه اوسلو و از سال ۱۹۹۰ در عمارت شهرداری اوسلو برگزار شده‌است. سایر مراسم‌های اهدای جوایزاز سال ۲۰۰۵ در سالن کنسرت استوکهولم برگزار شده‌اند. هر سال هر یک از جوایز حداکثر به سه نفر اهدا می‌شود. هر جایزه عبارتست از یک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و مبلغی پول. در حال حاضر مبلغ اهدایی در حدود ۱۰ میلیون کرونای سوئد (اندکی بیش از یک میلیون یورو یا ۱/۳ میلیون دلار ایلات متحده) می‌باشد. اصولا اهدای این مبلغ با این هدف صورت گرفته‌است که برندگان نوبل، به دور از فشار تامین هزینه‌ها، به کار و پژوهش ادامه دهند. اما واقعیت اینست که بسیاری از برندگان، پیش از دریافت این مبلغ بازنشسته می‌شوند. اگر در یک گروه دو نفر برنده شوند، مبلغ نام‌برده میان دو نفر نصف می‌شود. اگر شمار برندگان سه نفر باشد، کمیته اهدای جوایز مختار است که این مبلغ را بطور برابر میان سه نفر تقسیم کرده یا اینکه به یک از برندگان یک‌دوم و به هر یک از دو نفر دیگر یک‌چهارم مبلغ مذکور را اهدا کند. معمولاً دریافت‌کنندگان این مبلغ، آن‌را برای اهداف علمی، فرهنگی یا انسان‌دوستانه، وقف می‌کنند.
از سال ۱۹۰۲، شاه سوئد، به‌جز جایزه صلح نوبل، رسما کلیه جوایز را در استوکهولم اهدا کرده‌است. پادشاه اسکار دوم در ابتدا با اهدای جوایز بزرگ ملی به خارجی‌ها مخالف بود، اما گفته می‌شود پس از آنکه به ارزش تبلیغاتی این جوایز برای کشورش پی برد نظرش عوض شد. اولین جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۰۱ توسط رییس مجلس نروژ اهدا شد تا اینکه در سال ۱۹۰۴ کمیته نوبل نروژ تشکیل شد. پنج عضو این کمیته توسط پارلمان نروژ (استورتینگت) گمارده می‌شوند و انجام امور مقدماتی مربوط به داوری و نیز اهدای جایزه صلح نوبل بر عهده این کمیته است. اعضای این کمیته مستقل هستند و به قانونگزاران پاسخگو نمی‌باشند. اعضای دولت نروژ حق عضویت در این کمیته را ندارند. وصیت نوبل آلفرد نوبل
پایه‌گذاری جوایز نوبل در پی وصیت آلفرد نوبل شیمیدان، کارآفرین سوئدی و مخترع دینامیت صورت گرفت. آلفرد نوبل در طول زندگی‌اش چندین وصیت‌نامه نوشت. آخرین وصیت‌نامه وی در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ اندکی بیش از یکسال قبل از مرگش نوشته شد. او در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ وصیت‌نامه مذکور را در باشگاه سوئد-نروژ پاریس امضا کرد. اختراع نوبل مستقیما در ساخت مواد منفجره مورد استفاده قرار گرفت و او از استفاده نظامی از اختراعش به شدت ناراحت بود. گفته می‌شود درآن زمان، یک روزنامه فرانسوی به مناسبت مرگ لودویگ برادر نوبل، به اشتباه یک اعلامیه‌های درگذشت کودکان را به چاپ رساند و در آن آلفرد نوبل را «سوداگر مرگ» لقب داد؛ نوبل با خواندن این مطلب تصمیم گرفت که آخرین وصیت‌نامه خود را بنویسید. بر اساس این وصیت‌نامه، نوبل ۹۶ درصد از ثروت خود را به پایه‌گذاری مراسم اهدای پنج جایزه اختصاص داد:
کلیه دارایی‌های نقدشدنی اینجانب باید صرف امور زیر شود:
این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه اینجانب، برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایه‌گذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده به حال بشریت بهترین بهره‌ها را به ارمغان می‌آورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد: یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که در عرصه ادبیات بارزش‌ترین اثر را با گرایشی آرمان‌گرایانه خلق کرده باشد؛ و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملت‌ها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری یا حمایت از همایش‌های صلح‌طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام می‌دهد.
جوایز فیزیک و شیمی باید توسط فرهنگستان علوم سوئد؛ جوایز فیزیولوژی و پزشکی توسط موسسه کارولین در استوکهلم؛ جوایز ادبیات توسط فرهنگستان استوکهلم و جوایز قهرمانان صلح توسط کمیته‌ای که توسط استورتینگ انتخاب شده اهدا شوند. خواسته آشکار من اینست که در اهدای این جوایز، ملیت شخص مورد توجه قرار نگیرد تا صرفنظر از آنکه او اهل اسکاندیناوی است یا نه، شایسته‌ترین فرد این جایزه را دریافت کند.
معروف است که نوبل بعلت خصومتی که با یک دانشمند ریاضی داشت جایزه ریاضی تعیین نکرد. اگرچه وصیت‌نامه نوبل بنیانگذار این جوایز بود، اما طرح او کامل نبود وبه دلیل پاره‌ای موانع ۵ سال طول کشید تا بنیاد نوبل تاسیس شود در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۰۱ اولین جوایز نوبل اهدا گردند. [۸] روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده
در مقایسه با سایر جوایز، روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده جوایز نوبل طولانی و موشکافانه‌است. به همین دلیل است که در گذر سالها، جوایز نوبل به مهمترین و پروجهه‌ترین جوایز در نوع خود تبدیل شده‌اند. فرم‌هایی که به منزله دعوتنامه‌های شخصی و اختصاصی است، به ۳۰۰۰ شخص منتخب ارسال می‌شوند تا از آنها برای اعلام نامزدی دعوت به عمل آید. به عنوان مثال بنیاد نوبل اعلام کرده‌است که در مورد جایزه صلح ممکن است افراد زیر نامزد شوند: اعضای مجامع ملی و دولت‌های کشورهااعضای دادگاههای بین‌المللیرؤسای دانشگاههااساتید علوم اجتماعی، تاریخ، فلسفه، حقوق و الهیاترؤسای موسسات تحقیقات صلح و موسسات سیاست خارجیافرادی که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده‌انداعضای هیات مدیره سازمان‌هایی که جایزه صلح نوبل دریافت کرده‌انداعضای فعال یا اعضای سابق کمیته نوبل نروژمشاورانی که سابقا توسط کمیته نوبل نروژ منصوب شده‌اند
برای جوایز دیگر نیز، این شرایط حکمفرما هستند.
مهلت دقیق اعلام نامزدی ۳۱ ژانویه است.[۹] اعلام نامزدی توسط خود شخص از درجه اعتبار ساقط است. همچنین افرادی که زنده هستند می‌توانند نامزد دریافت این جایزه شوند. بر خلاف بسیاری جوایز دیگر، نامزدهای دریافت جایزه نوبل بطور علنی معرفی نمی‌شوند و هرگز به آنها اعلام نمی‌شود که آنها برای دریافت جایزه مورد نظر هستند. موارد ثبت شده به مدت پنجاه سال مهروموم می‌شوند.
پس از اتمام مهلت اعلام نامزدی، یک کمیته موارد نامزدی را جمع‌آوری می‌کند تا به فهرست اولیه‌ای که از ۲۰۰ نامزد تشکیل شده برسد. این فهرست برای کارشناسان منتخب در حوزه کار هر یک از نامزدها فرستاده می‌شود تا اینکه فهرست مذکور به ۱۵ نامزد نهایی محدود شود. پس از آن گزارشی را به پیوست نظرات مربوطه تهیه می‌کند و آنرا به آکادمی یا بر حسب زمینه جایزه به دیگر نهاد مربوطه می‌فرستد. برای روشنتر شدن اینکه این موسسات در چه حد و اندازه‌ای هستند، مجمع جایزه پزشکی را مثال می‌زنیم که ۵۰ عضو دارد. اعضای موسسه تشکیل جلسه می‌دهند و برای انتخاب برنده(ها) جایزه رای‌گیری می‌کنند. روند انتخاب برنده نهایی در بین زمینه‌های گوناگون اندکی با هم متفاوت است. برای نمونه در ادبیات به ندرت به بیش از یک نفر جایزه اهدا می‌شود اما سایر جایزه‌ها معمولاً برای چند نام در نظر گرفته می‌شوند. عدم گزینش نامزدهای درگذشته
انتخاب افراد درگذشته به عنوان برنده جایزه مجاز نیست. گاهی با استناد به این واقعیت که برخی افراد که لایق دریافت جایزه نوبل بوده‌اند به خاطر اینکه پیش از مرگشان نامزد دریافت این جایزه نشده‌اند، انتقاداتی صورت گرفته‌است. در دو مورد جایزه نوبل به افراد متوفی‌ای که در هنگام نامزد شدن زنده بوده‌اند اهدا شده‌است. این دو مورد عبارتند از دگ همرسکیورد دبیر کل سازمان ملل (۱۹۶۱، جایزه صلح) و اریک اکسل کارفلت (۱۹۳۱، ادبیات) و mdash؛ به هر دو نفر در همان سالی که درگذشته‌اند جایزه اهدا شد. از سال ۱۹۷۴ به بعد، به افراد درگذشته جایزه اهدا نشده‌است. ویلیام ویکری (۱۹۹۶، اقتصاد) پیش از آنکه جایزه را دریافت کند درگذشت و این مسئله پس از آن بود که برنده شدن وی اعلام شده بود. انتقاد به اهدای جوایز
در طی سالها، افرادی که معتقدند توافقات رسمی و تایید اسامی از موفقیت‌های واقعی در روند تصمیم‌گیری در مورد اینکه جایزه باید به چه کسی اهدا شود مهمتر است، جوایز نوبل را مورد انتقاد قرار داده‌اند. شاید یکی از بدترین این موارد در ۱۹۷۳رخ داد که در آن هنری کیسینجر و لی دوک تو به خاطر بازگرداندن صلح به ویتنام به طور مشترک برنده جایزه صلح نوبل شده بودند و این در حالی بود که جنگ در ویتنام همچنان ادامه دشت. لی‌دوک‌تو با این استدلال که صلح هنوز محقق نشده‌است از دریافت جایزه خودداری کرد. به رسمیت نشناختن موفقیت‌های مشابه
در فاصله سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۸، ماهاتما گاندی پنج بار نامزد دریافت جایزه نوبل شد اما هیچگاه جایزه‌ای دریافت نکرد. تحقیقات نشان می‌دهد که مقامات مسئول قصد داشتند در سال ۱۹۴۸جایزه نوبل را به وی اهدا کنند؛ با این حال وی در همان سال ترور شد. گفته می‌شود کمیته در همان سال برای وی جایزه پس از وفات در نظر گرفت اما سرانجام این تصمیم را منتفی کرد و در عوض تصمیم گرفت که در آن سال جایزه نوبل را به هیچکس اهدا نکند.
یکی دیگر از نقاط مورد اختلاف، قوانین سختگیرانه‌ای است که با ارائه همزمان جایزه به بیش از سه نفر مخالفت می‌کند. در مواردی که جایزه برای ارج نهادن به موفقیت کار تیمی که بیشتر از سه نفر است در نظر گرفته می‌شود، ناگزیر یک یا چند نفر از دریافت جایزه محروم می‌شوند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۲، جایزه‌ای که به دلیل پیشرفت‌های صورت گرفته در زمینه طیف سنجی توده‌ای در شیمی پروتئین به کویچی تاناکا و جان فن اهدا شد تلاش‌های فرانس هیلن‌کامپ و مایکل کاراس را از موسسه شیمی فیزیک و نظریه‌ای دانشگاه فرانکفورت را به رسمیت نشناخت. [۱۰] همچنین، قانون عدم ارائه جوایز به اشخاص متوفی، اغلب موفقیت‌های کسانی را که پیش از دریافت جایزه در پیشبرد آن رویداد علمی خاص همکاری داشته‌اند را به رسمیت نمی‌شناسد. به عنوان مثال در سال ۱۹۵۳، روزالیند فرانکلین در کشف ساختار دی ان ای به پیشرفت‌های مهمی رسید اما وی در سال ۱۹۵۸ در پی ابتلا به سرطان تخمدان درگذشت و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل به فرانسیس کریک، جیمز دی واتسون و موریس ویلکینز (یکی از همکاران فرانکلین) اهدا شد.[۱۱] جایزه نوبل فیزیک در سال ۲۰۰۵ و بویژه برنده شناختن روی گلابر و برنده ندانستن جورج سودارشان انتقادات فراوانی را به همراه آورد. در حالیکه نقل قول‌های ارئه شده در مقاله گلابر در سال ۱۹۶۳ نشان می‌دهند که کار وی از منابع بیشتری بهره برده، اما کاملا روشن است که مقاله‌های هر دو فیزیکدان، در زمینه نورشناسی کوانتوم و فرضیه همگرایی تاثیر بسزایی داشته‌است. متاسفانه در این مورد نیز درگذشت لن ماندل و دان والز که به پیشبرد موارد مذکور کمک‌های فراوانی کرده بودند، باعث شد این دانشمندان نیز از گردونه حذف شوند.
همچنین جایزه نوبل شیمی در سال ۲۰۰۰ برای «کشف و پرورش پولیمرهای آلی رسانا»، اکتشاف پولیمرهای درهم تنیده انتقال شارژی با همان سطح رسانایی بالا، که قبلا کشف آن توسط ویس ات آل در گزارش وی در سال ۱۹۶۳ در مورد رسانایی بالای پولی‌پیرول اکسید شده آیودین دارشده [۱] و نیز گزارش قبلی وی در مورد یک ابزار الکترونیکی آلی با رسانایی بالا [۲] اعلام شده بود را نادیده گرفت. همچنین مراجعه کنید به پولیمرهای رسانا. جای خالی جایزه ریاضیات
دلایل فراوانی وجود دارد که چرا نوبل برای ریاضیات جایزه‌ای در نظر نگرفت. در وصیتنامه نوبل از ارائه جوایز به آندسته از«اکتشافات و اختراعاتی» صحبت به میان آمده که برای نوع بشر در عمل بیشترین فایده را داشته‌اند، و به احتمال جنبه عملی این کارها بیش از جنبه تئوریک آن مورد نظر بوده‌است. در نتیجه ریاضیات علمی نبود که به حال بشریت فایده‌ای عملی داشته باشد؛ چیزی که اساس تشکیل بنیاد نوبل را تشکیل می‌داد.[۱۲] یک دلیل احتمالی دیگر این بود که پیش از آن در اسکاندیناوی یک جایزه مشهور برای ریاضیات وجود داشت. جوایزی که در آن زمان در زمینه ریاضیات داده می‌شد، عمدتا به دلیل تلاش‌های گوستا میتاگ لفلر بود که بنیانگذار نشریه «اکتا متمتیکا» بود و این نشریه پس از گذشت یک قرن همچنان یکی از مهمترین نشریات ریاضی در جهان است. او با استفاده از نفوذش در استکهلم، شاه اسکار دوم را متقاعد کرد تا رقابت‌های جایزه‌داری را ترتیب داده و از ریاضیدانان برجسته سراسر اروپا از جمله هرمیت، برتراند، ویرستراس و پوینکار تقدیر بعمل آورد. اغلب گفته می‌شود دلیل آنکه نوبل از ارائه جایزه به ریاضیات خودداری کرد این بود که همسرش با میتاگ لفلر روابط نامشروع داشت. البته این داستان یک دروغ محض است زیرا نوبل هیچگاه ازدواج نکرده بود. [۱۳] درسال ۲۰۰۱، دولت نوروژ ارائه جایزه آبل را در زمینه ریاضیات آغاز کرد تا جای خالی جایزه ریاضی نوبل را پر کند. جایزه شاو نیز که اهدای آن در سال ۲۰۰۴ آغاز شده و به جایزه نوبل شباهت دارد، در زمینه علوم ریاضی اعطا می‌شود. مدال فیلد اغلب به «جایزه نوبل ریاضی» تشبیه می‌شود، اما از آنجا که این جایزه به ریاضیدانان زیر چهل سال محدود می‌شود، این مقایسه چندان مناسب نیست. جایزه کرافورد در زمینه ریاضی، مانند جوایز علمی نوبل، توسط آکادمی سلطنتی سوئد اعطا می‌شود. بطور کلی، این جایزه معادل جوایز علمی نوبل است. دانستنی‌ها ماری کوری؛ اولین کسی که دو بار برنده جایزه نوبل شد
در تاریخ جوایز نوبل تنها چهار نفر بوده‌اند که دوبار موفق به دریافت جایزه شده‌اند. این افراد عبارتند از: ماری اسکلودوسکا کوری فیزیک [۱۹۰۳]: کشف رادیو اکتیویتهشیمی [۱۹۱۱]: انزوای رادیوم خالص لینوس پاولینگ شیمی [۱۹۵۴]: نظریه اوربیتال به‌هم‌آمیختهصلح [۱۹۶۲]:عمل‌گرایی پیمان منع آزمایش‌های هسته‌ای جان باردین فیزیک [۱۹۵۶]: اختراع ترانزیستورفیزیک [۱۹۷۲]: نظریه ابررسانایی فردریک سانگر شیمی [۱۹۵۸]: ساختار مولکول انسولینشیمی [۱۹۸۰]: توالی ویروس نوکلئوتاید
علاوه بر این، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در سال‌های ۱۹۱۷، ۱۹۴۴ و ۱۹۶۳ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. دو جایزه اول، بطور ویژه به خاطر تلاش‌های این گروه در طی جنگ‌های جهانی اعطا شدند.
تنها خواهر-برادرانی که برنده جایزه نوبل شدند جان تینبرگن (اقتصاد ۱۹۶۹) و برادر کوچکترش نیکو تینبرگن (پزشکی، ۱۹۷۳) بودند.
تاکنون دو نفر برنده هر دو جایزه اسکار و نوبل بوده‌اند. جورج برنارد شاو از ایرلند در سال ۱۹۵۲ جایزه ادبیات نوبل و در سال ۱۹۳۸ به خاطر بهترین بازی روی صحنه، جایزه اسکار را به خود اختصاص داد و ال گور آمریکایی که در سال ۲۰۰۷ نوبل صلح را به خاطر تلاش برای پایان جنگ عراق و در فوریه ۲۰۰۸ اسکار بهترین فیلم مستند برای کارگردانی فیلم یک حقیقت آزاردهنده را بدست آورد.

اتوئو به چلسی پیوست

خبر رسمی: اتوئو به چلسی پیوست

خبر رسمی: اتوئو به چلسی پیوست

19:16:00

این مهاجم 32 ساله پیش از این در اینتر زیر نظر مورینیو در اینتر کار کرده و ششمین خرید تابستانی این فصل آبی ها محسوب می شود.

سایت گل- باشگاه چلسی اعلام کرد که ساموئل اتوئو، مهاجم باتجربه کامرونی را با قراردادی یک ساله به خدمت گرفته است.

این مهاجم 32 ساله پیش از این در اینتر زیر نظر مورینیو در اینتر کار کرده و ششمین خرید تابستانی این فصل آبی ها محسوب می شود.
گزارش

چلسی سخت به دنبال به خدمت گرفتن وین رونی، مهاجم منچستریونایتد بود اما هر دو پیشنهاد آنها توسط شیاطین سرخ رد شد. چند روز قبل مورینیو اعلام کرد که قرار است پیشنهاد سومی برای خرید این بازیکن بدهند اما با خرید اتوئو، به نظر می رسد پرونده انتقال رونی در این تابستان بسته شده است.

اتوئو بعد از امضای قرارداد با چلسی گفت:" این تصمیم دشواری نبود. می دانم که چلسی چه کیفیتی دارد. من قبلا از کار با مورینیو خیلی راضی بودم و خوشحالم این فرصت بار دیگر فراهم شده است.

گزارش تصویری

گزارش تصویری: اولین جام قهرمانی نیمار و تاتا با بارسلونا

گزارش تصویری: اولین جام قهرمانی نیمار و تاتا با بارسلونا

بعد از تساوی بدون گل بارسلونا و اتلتیکومادرید در بازی برگشت سوپرکاپ اسپانیا، آبی اناری ها جام قهرمانی را مال خود کردند

سایت گل- بعد از تساوی 1-1 دو تیم بارسلونا و اتلتیکومادریددر دیدار رفت سوپرکاپ اسپانیا، سرنوشت مالک جام به بازی برگشت کشیده شد.دیشب ودر بازی برگشت دو تیم در نوکمپ، تلاشهای بازیکنان  هر دو تیم برای گلزنی ثمری نداشت تاپس از تساوی بدون گل، جام قهرمانی به بارسلونا برسد.
این اولین جام تاتا مارتینو ونیمار با بارسلوناست. دراینجا می توانید تصاویر منتخبی از این بازی و بعد از آن جشن قهرمانی آبی اناری ها در نوکمپ را ملاحظه کنید:


foton

foton

روسای دو باشگاه: ساندرو روسل و انریکه سرسو در جایگاه اختصاصی نوکمپ

foton

foton

foton
اینیستا و پدرو بازی را از روی نیمکت آغاز کردند

foton

foton

foton

foton

foton

foton
foton

foton

foton

foton

foton

foton
اخراج فیلیپه لوئیس از زمین مسابقه به خاطرخطا برروی دانی آلوس..در قسمت پایئن سمت راست تصویر،چهره آقای سیبیلو برای شما آشنا نیست؟
foton
مسی  و پنالتی ای که از دست رفت

foton

foton
foton

foton

سيدبندي ليگ قهرمانان اروپا مشخص شد


حضور سه تيم انگليسي در سيد اول

سيدبندي ليگ قهرمانان اروپا مشخص شد


سيد بندي رقابت‌هاي ليگ قهرمانان اروپا که امشب قرعه‌کشي مي‌شود، مشخص شد.


قرعه‌کشي رقابت‌هاي ليگ قهرمانان اروپا ساعت 17:45 دقيقه به وقت محلي در موناکو برگزار مي‌شود. بايرن‌مونيخ که فصل گذشته قهرمان اين مسابقات شد، مدعي قهرماني است. آنها اين بار با سرمربي جديدشان، پپ گواردويلا وارد رقابت‌ها مي‌شوند. سرمربي اسپانيايي دوبار در سال‌هاي 2009 و 2011 با بارسلونا قهرمان اين مسابقات شده است.

به گزارش فارس، بارسا و رئال مادريد اميدوار هستند که در فصل 2014 بتوانند جام قهرماني را بالاي سر ببرند اما بايد تيم‌هايي مثل منچستريونايتد، چلسي، يوونتوس، پاري‌سن‌ژرمن يا منچسترسيتي را از پيش رو بردارند. تيم‌هايي چون بايرن‌مونيخ و بورسيا دورتموند را نبايد در اين مسابقات فراموش کرد.

فينال اين مسابقات در بنفيکا استاديو دا لوز در ليسبون پرتغال در 24 مي (3 خرداد سال آينده) برگزار خواهد شد.

سيدبندي اين رقابت‌ها به شرح زير است:

سيد اول:

بايرن‌مونيخ (آلمان)، بارسلونا (اسپانيا)، چلسي (انگليس)، رئال مادريد (اسپانيا)، منچستريونايتد (انگليس)، آرسنال (انگليس)، پورتو (پرتغال)، بنفيکا (پرتغال)

سيد دوم:

اتلتيکو مادريد (اسپانيا)، شاختار دونتسک (اوکراين)، آث ميلان (ايتاليا)، شالکه 04 (آلمان)، المپيک مارسي (فرانسه)، زسکا مسکو (روسيه)، پاري سن ژرمن (فرانسه)، يوونتوس (ايتاليا)

سيد سوم:

زنيت سن‌پترزبورگ (روسيه)، منچسترسيتي (انگليس)، آژاکس (هلند)، بورسيا دورتموند (آلمان)، اف سي بازل (سوئيس)، المپياکوس (آلمان)، گالاتاسراي (ترکيه)، باير لورکوزن (آلمان)

سيد چهارم:

اف‌سي کپنهاگ (دانمارک)، ناپولي (ايتاليا)، اندرلخت (بلژيک)، سلتيک (اسکاتلند)، استوا بخارست (روماني)، ويکتوريا پلزن (چک)، رئال سوسيه‌داد (اسپانيا)، آستريا وين (اتريش)

اپل کمپانی AlgoTrim را خرید

تاریخ ارسال خبر: 6 شهریور 1392

امروزه کیفیت عکاسی دوربین‌های موبایل یکی از مهمترین ویژگی‌هایی است که کاربران در هنگام خرید بسیار به آن توجه دارند، اپل نیز این نیاز را به خوبی درک کرده است.

 

به گزارش جی اس ام اپل AlgoTrim (شرکت سوئدی متخصص در تکنیک های فشرده سازی تصویر و ویدئو) را با قیمتی نامشخص خریده است. این حرکت اپل در جهت این امر است که عمر باتری‌ و کیفیت عکاسی و ویدئویی گجت‌های خود را بالا ببرد.

 

اما AlgoTrim چه کاری انجام می‌دهد؟

 

این کمپانی کدهایی می‌سازد که دیتاها، عکس‌های موبایلی و کارآیی گرافیک کامپیوتر را افزایش می‌دهند در حالی که مصرف انرژی را کاهش می دهند.

 

 

با این توصیف اکنون اپل در حال آماده سازی خود برای مقابله با تکنولوژی هایی مانند PureView نوکیا است، زیرا این کمپانی به دوربین آیفون کمک می‌کند تا در نور کم عکاسی بهتری را انجام دهد.

 

این خبر ما را آگاه می‌کند که بزودی شاهد رقابتی سخت بین اپل و نوکیا بر سر دوربین موبایل خواهیم بود.

چند خبر کوتاه از باشگاه استقلال





باشگاه استقلال به صورت جدی قصد پیگیری پرونده کسر امتیاز خود را دارد.
فتح‌اله‌زاده جمعه در شبکه خبر
 جمعه‌ای که می‌آید علی فتح‌اله‌زاده به شبکه خبر می‌رود تا به صورت زنده در برنامه‌ای حضور یابد. این برنامه ساعت 18 روی آنتن می‌رود و با توجه به مسائل اخیر باشگاه استقلال می‌‌تواند جذاب باشد. مسائل مالی استقلال، اسپانسر البسه باشگاه و نتایج تیم در لیگ برتر و لیگ قهرمانان از جمله موارد مورد بحث است.
شکایت استقلال به فیفا جدی است
 باشگاه استقلال به صورت جدی قصد پیگیری پرونده کسر امتیاز خود را دارد. حتما می‌دانید که در ابتدا کمیته انضباطی یک امتیاز از استقلال کم کرد و اعتراض آبی‌پوشان به کمیته استنیاف هم ره به جایی نبرد و با تایید حکم کمیته انضباطی توسط استنیاف، این حکم حالت اجرایی به خود گرفت.
روز گذشته علی فتح‌اله‌زاده از معاونت حقوقی خود خواست تا با بررسی پرونده، شکوائیه‌ای برای ارسال به فیفا تنظیم کند.
دو روز پیش فتح‌اله‌زاده گفته بود که در اعتراض به حکم کمیته استنیاف حتی به فیفا شکایت می‌برد و حالا این قضیه حالت اجرایی به خود گرفته است.

فیلم احداث کمپ روی سایت
 باشگاه استقلال می‌خواهد فیلم احداث کمپ را روی سایت رسمی خود قرار دهد فیلمی مستند با محوریت سخنان فتح‌اله‌زاده که در آن به مراحل ساخت کمپ اشاره شده است.
زمین کمپ استقلال در غرب تهران با تلاش فتح‌اله‌زاده تهیه شد و در صورت تجهیز کمپ، این باشگاه دارای ثروتی مثال زدنی می‌شود.
حسن‌زاده: شاید از استقلال تقدیر کنیم
 اسماعیل حسن‌زاده، رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، گفت: اگر در گزارش بازی‌ استقلال و راه‌آهن قید شده باشد محسن ترکی از سوی تماشاگران استقلال مورد تشویق قرار گرفته قطعا از این تیم تقدیر می‌کنیم.

او با اشاره به کسر یک امتیاز از استقلال به دلیل اتفاقات دیدار استقلال و سپاهان ادامه داد: همانطور که از تیمها به دلیل تخلفاتشان امتیاز کسر میشود در قبال رفتار خوب نیز کمیته انضباطی برنامه‌های ویژه‌ای دارد همانند کاری که درباره تیمهای ملوان و پرسپولیس انجام دادیم . تماشاگران این دو تیم با وجود شکست در هفته گذشته رفتار خوبی داشتند.

کری‌خوانی شاهرخ برای پرسپولیس
 شاهرخ بیانی بازی برگشت مقابل بوریرام را به مراتب آسان تر از بازی رفت ارزیابی کرد و گفت: تیم به مرور در زمان باقی مانده تا بازی برگشت به آمادگی بدنی بیشتری خواهد رسید و در کنار آن با رسیدن بازیکنان مصدوم و هماهنگی بیشتر میان بازیکنان قطعا بهتر عمل خواهیم کرد. او ادامه داد: پنج روز قبل از بازی با بوریرام به تایلند خواهیم رفت تا بازیکنان بهتر بتوانند با شرایط آب و هوایی آنجا منطبق شده و بهتر بتوانند در آن شرایط هوایی ویژه مقابل این تیم به میدان بروند.
شاهرخ با توجه به در پیش بودن داربی تهران در پاسخ به سوالی در مورد پیش‌بینی خود از نتیجه‌ بازی مقابل پرسپولیس گفت:
در داربی هر تیمی که تمرکز بهتری داشته باشد و بهتر بتواند بر استرس خود غلبه کند برنده بازی خواهد بود و یک لحظه غفلت می‌تواند سرنوشت مسابقه را تعیین کند، البته تیم ما در مجموع بازیکنان با تجربه‌تری نسبت به پرسپولیس دارد و خود آنها هم می‌دانند که تیم استقلال قوی‌تر از آنهاست.

قهر اوزیل؛

گزارش روز:قهر اوزیل؛ با سوت پایان بازی اوزیل دراتوبوس بود

گزارش روز:قهر اوزیل؛ با سوت پایان بازی اوزیل دراتوبوس بود

ستاره آلمانی از اینکه آنچلوتی بار دیگر او را تعویض کرده به شدت عصبانی شدوبعد از خروج از میدان مستقیما به رختکن رفت


سایت گل- مسعوت اوزیل ستاره آلمانی باشگاه رئال مادرید رقابتهای این فصل را خوب شروع نکرده. او در بازیهای ابتدایی تیمش در رقابتهای این فصل ، مثل فصول قبل خوش ندرخشیده وهمین موضوع باعث شده تا کارلو آنچلوتی در دو بازی برگزار شده تیمش تا به اینجای کار، او را تعویض کند.

طبق گزارش منتشره در روزنامه های مارکا و آ.اس، بعد از تعویض اوزیل در اولین بازی تیمش در این فصل او واکنش خاصی نشان نداد ولی تعویض این ستاره آلمانی در جریان بازی با گرانادا، اصلا به مذاق او خوش نیامد و او این را به روی سرمربی ایتالیایی تیمش آورد. اوزیل با ترش رویی و باچهره ای درهم زمین مسابقه را ترک کرد و حتی روی نیمکت ذخیره ها ننشست و مستقیم به رختکن رفت. البته بعد از خروج از میدان، با آنچلوتی که برای دست دادن با او جلوآمده بود، دست داد. اوزیل بعد از آنکه دوش گرفت درکنار بازیکنان ذخیره تیمش نشست ولی جالب آنجا بود که بعد ازاتمام بازی، او به رختکن رئال نرفت و بلافاصله بعد از آنکه استرادا، داور بازی سوت پایانی بازی را به صدا درآورد، مستقیما به سمت اتوبوس تیم مادریدی رفته و سواراتوبوس شد ودرکنار هم تیمی هایش درمیکسد زون شرکت نکرد.

درجریان بازی این هفته رئال مقابل گرانادا، آنچلوتی در دقیقه 65 بازی اوزیل را از زمین بیرون کشید و کاسمیرو را به جای او روانه میدان کرد و در بازی با بتیس نیز در دقیقه 68 دی ماریا را به جای اوزیل به زمین فرستاد. این طور به نظر می رسد که مسعوت از این تعویض ها اصلا راضی نیست و دوست ندارد که در بال راست تیم بازی کند. البته او در بازی این هفته رئال به عنوان بازیکن شماره 10 به میدان رفت ولی باز هم نتوانست آن نمایش جذاب همیشگی اش را به نمایش بگذارد. او نمی توانست به راحتی بنزما و رونالدو را در زمین بیابد و البته در پایان بازی برای آنکه درظاهر هم که شده اوضاع را عادی نشان دهد در صفحه اش در توئیتر نوشت:« شش امتیاز از دو بازی ؛ این از همه مهمتر است. آلا مادرید.»

درشرایطی که این روزها تیم های بزرگی مثل یونایتدبه دنبال اوزیل هستند، خیلی ها معتقدند که شاید او دلش با تیم دیگری است.

foton

اتحاديه انگليس

دور دوم جام اتحاديه انگليس

اورتون ، آستون ويلا و نيوکاسل صعود کردند


با برگزاري 7 ديدار پرونده بازي‌هاي دور دوم رقابت‌هاي جام اتحاديه انگليس بسته شد.


بازي‌هاي دور دوم رقابت‌هاي جام اتحاديه انگليس شب گذشته (چهارشنبه) با انجام بازي‌هايي به پايان رسيد که در آنها پيروزي از آن تيم‌هاي ليگ برتري بود.

به گزارش تسنيم ، در يکي از اين بازي‌ها اورتون در خانه با نتيجه 2 بر يک از سد استيونيج گذشت که در آن جرارد دلوفئو (45) و ماروانه فليني (115) براي آبي‌پوشان منطقه مرسي‌سايد گلزني کردند و براي تيم دسته سومي استيونيج هم لوک فريمن در دقيقه 36 گل زد.

براساس اين گزارش در ديداري ديگر آستون‌ويلا با نتيجه 3 بر صفر مقابل ميهمان خود، تيم دسته سومي روترهام به پيروزي دست پيدا کرد. آندرياس ويمن (19)، کريستين بنتکه (40) و فابيان دلف (53) گل‌هاي اين بازي را به ثمر رساندند.

ديگر تيم ليگ برتري که شب گذشته به دور سوم جام اتحاديه صعود کرد، نيوکاسل بود که در خانه تيم دسته چهارمي مورکامبه با دو گل شولا آمئوبي در دقيقه 84 و سامي آمئوبي در دقيقه 90 پيروز شد.

نتايج ساير ديدار‌ها به شرح زير است:

ناتينگهام فارست 2 - ميلوال يک

استوک سيتي 3 - والسال يک

آکرينگتون صفر - کارديف 2

واتفورد 2 - بورنموث صفر

بارسلونا صفر – اتلتیکو مادرید صفر

بارسلونا صفر – اتلتیکو مادرید صفر: قهرمانی خفیف!

بارسلونا صفر – اتلتیکو مادرید صفر: قهرمانی خفیف!

لیونل مسی یک پنالتی را از دست داد و دو بازیکن اتلتیکو هم در اواخر بازی کارت قرمز گرفتند.

سایت گل – بارسلونا و اتلتیکو مادرید در نوکمپ به تساوی بدون گل رسیدند و بارسا توانست با گل زده بیشتر در خانه حریف فاتح سوپرجام شود. بازی رفت دو تیم در بیسنته کالدرون به تساوی یک بر یک انجامید.

بارسا در این دیدار نشانی از تیم همیشگی نداشت و آشفتگی و بی‌دقتی در بازی این تیم بارز بود. پاس‌های آنها مانند همیشه نبود. دیه‌ سیمئونه تیمی بسیار سازمان‌یافته را به میدان فرستاده بود و بارسا نمی‌توانست دروازه تیبو کورتوا را با خطر خاصی مواجه کند. در آن سو اتلتیکو در حملات نه بازیکنان زیادی داشت و نه رادامل فالکائو را. آنها هم نمی‌توانستند چندان به موقعیت برسند اما در معدود فرصت‌هایشان ویکتور والدس درخشید و مانع گل خوردن تیمش شد. دیگر بازیکن خوب بارسا در این دیدار نیمار بود که هرچند بسیار ناهماهنگ با دیگر بازیکنان بود اما در لحظاتی تکنیک تماشایی خود را به رخ کشید.

لیونل مسی و نیمار در ترکیب ثابت بارسا حضور داشتند و داوید ویا هم در ترکیب اتلتیکو بود. همچنین سسک فابرگاس به جای آندرس اینیستا در خط میانی بارسا بازی می‌کرد.

تنها موقعیت قابل ذکر نیمه اول برای اتلتیکو بود. فیلیپه لوییس، مدافع چپ اتلتیکو به پیش تاخت و توپ را به آردا توران سپرد. آردا با گذر از جرارد پیکه شوتی محکم زد که والدس آن را عالی دفع کرد.

دو تیم در نیمه دوم هم موقعیت‌های خاصی نداشتند. اما تنش بین بازیکنان بسیار بالا بود و در نهایت فیلیپه لوییس در دقیقه 81 اخراج شد. او از ابتدای بازی با دنی آلوز و مسی تنش داشت و در نهایت زمانی که آلوز تلاش کرد بدون توپ روی او خطا کند او لحظاتی بعد با آرنج به صورت آلوز کوبید و کارت قرمز گرفت.

دیگر بازیکن اخراجی اتلتیکو آردا بود که البته 20 دقیقه بعد از تعویض، و از روی نیمکت اخراج شد. اتلتیکو البته خوش‌اقبال بود که یکی دیگر از بازیکنانش به دلیل لگد کردن کمر آلوز کارت قرمز نگرفت.

بهترین فرصت برای گل‌زنی بارسا در دقیقه 89 پیش آمد. خوان‌فران ساق پای پدرو تازه‌وارد را زد و داور اعلام پنالتی کرد. مسی پشت توپ ایستاد اما ضربه او به تیر دروازه خورد و برگشت.

در نهایت تاتا مارتینو توانست اولین قهرمانی خود را با بارسا جشن بگیرد، اما این قهرمانی با درخشش به دست نیامد.

پلي‌آف ليگ قهرمانان اروپا

پلي‌آف ليگ قهرمانان اروپا

صعود ميلان، سلتيک و سوسيداد به مرحله گروهي


تيم‌هاي آث ميلان، سلتيک و رئال سوسيداد به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا صعود کردند.


از دور مرگشت مرحله پلي‌آف ليگ قهرمانان اروپا و در مهم‌ترين مسابقه از ساعت 23:15 تيم فوتبال آث ميلان ايتاليا در ورزشگاه خانگي خود سن‌سيرو ميزبان پي‌اس‌وي آيندهوون هلند بود.

اين ديدار در پايان با نتيجه 3 بر صفر به سود آث ميلان خاتمه يافت.

دو تيم در بازي رفت و در خانه آيندهوون به تساوي يک بر يک رسيده بودند.

نيمه اول اين ديدار با تک گل بواتنگ که روي شوت وي از پشت محوطه جريمه به ثمر رسيد يک بر صفر به سود ميلان به پايان رسيد.

نيمه دوم با حملات سنگين آيندهوون روي دروازه روسونري براي رسيدن به گل تساوي شروع شد اما پس از دقايقي دو تيم بازي پاياپايي را ارائه کردند. در دقيقه 55 ماريو بالوتلي موفق شد گل دوم ميلان را به ثمر برساند تا خيال ماسيميليانو آلگري مربي اين تيم از بابت صعود تيمش تا حدودي آسوده شود. در دقيقه 77 نيز مجددا بواتنگ براي ميلان گلزني کرد تا اختلاف به عدد سه برسد و بازي با همين نتيجه به پايان رسيد تا تيم فوتبال آث ميلان موفق شود در مجموع دو ديدار رفت و برگشت با نتيجه 4 بر يک آيندهوون را شکست داده و به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا صعود کند.

در ساير ديدارها نتايج زير به دست آمد:

زنيت روسيه 4 پاسوس پرتغال 2

بازي رفت (پاسوس 1 زنيت 4)

مجموع دو ديدار رفت و برگشت (زنيت 8 پاسوس 3)



ماريبور اسلووني 0 ويکتوريا پلژن جمهوري چک 1

بازي رفت (ويکتوريا پلژن 3 ماريبور 1)

مجموع دو ديدار رفت و برگشت (ماريبور 1 ويکتوريا پلژن 4)



سلتيک اسکاتلند 3 شاختر کاراگندي قزاقستان 0

بازي رفت (شاختر 2 سلتيک 0)

مجموع دو ديدار رفت و برگشت (سلتيک 3 شاختر 2)



رئال سوسيداد 2 المپيک ليون 0

بازي رفت (المپيک ليون 0 رئال سوسيداد 2)

مجموع دو ديدار رفت و برگشت (رئال سوسيداد 4 المپيک ليون 0)



بدين ترتيب تيم‌هاي آث ميلان، زنيت، ويکتوريا پلژن، سلتيک و رئال سوسيداد به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا صعود کردند.

سوپرجام اسپانيا

سوپرجام اسپانيا

اولين قهرماني مارتينو با بارسلونا


بارسلونا و اتلتيکو مادريد در نوکمپ به تساوي بدون گل رسيدند و بارسا توانست با گل زده بيشتر در خانه حريف فاتح سوپرجام شود. بازي رفت دو تيم در بيسنته کالدرون به تساوي يک بر يک انجاميد.


بارسا در اين ديدار نشاني از تيم هميشگي نداشت و آشفتگي و بي‌دقتي در بازي اين تيم بارز بود. پاس‌هاي آنها مانند هميشه نبود. سيمئونه تيمي بسيار سازمان‌يافته را به ميدان فرستاده بود و بارسا نمي‌توانست دروازه تيبو کورتوا را با خطر خاصي مواجه کند. در آن سو اتلتيکو در حملات نه بازيکنان زيادي داشت و نه رادامل فالکائو را. آنها هم نمي‌توانستند چندان به موقعيت برسند اما در معدود فرصت‌هايشان ويکتور والدس درخشيد و مانع گل خوردن تيمش شد. ديگر بازيکن خوب بارسا در اين ديدار نيمار بود که هرچند بسيار ناهماهنگ با ديگر بازيکنان بود اما در لحظاتي تکنيک تماشايي خود را به رخ کشيد.

ليونل مسي و نيمار در ترکيب ثابت بارسا حضور داشتند و داويد ويا هم در ترکيب اتلتيکو بود. همچنين سسک فابرگاس به جاي آندرس اينيستا در خط مياني بارسا بازي مي‌کرد.

تنها موقعيت قابل ذکر نيمه اول براي اتلتيکو بود. فيليپه لوييس، مدافع چپ اتلتيکو به پيش تاخت و توپ را به آردا توران سپرد. آردا با گذر از جرارد پيکه شوتي محکم زد که والدس آن را عالي دفع کرد.

دو تيم در نيمه دوم هم موقعيت‌هاي خاصي نداشتند. اما تنش بين بازيکنان بسيار بالا بود و در نهايت فيليپه لوييس در دقيقه 81 اخراج شد. او از ابتداي بازي با دني آلوز و مسي تنش داشت و در نهايت زماني که آلوز تلاش کرد بدون توپ روي او خطا کند او لحظاتي بعد با آرنج به صورت آلوز کوبيد و کارت قرمز گرفت.

ديگر بازيکن اخراجي اتلتيکو آردا بود که البته 20 دقيقه بعد از تعويض، و از روي نيمکت اخراج شد. اتلتيکو البته خوش‌اقبال بود که يکي ديگر از بازيکنانش به دليل لگد کردن کمر آلوز کارت قرمز نگرفت.

بهترين فرصت براي گل‌زني بارسا در دقيقه 89 پيش آمد. خوان‌فران ساق پاي پدرو تازه‌وارد را زد و داور اعلام پنالتي کرد. مسي پشت توپ ايستاد اما ضربه او به تير دروازه خورد و برگشت.

در نهايت تاتا مارتينو توانست اولين قهرماني خود را با بارسا جشن بگيرد، اما اين قهرماني با درخشش به دست نيامد.

جو زمین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو لایه‌های جو زمین[الف][ب][پ]
جو زمین[۱][پ ۱] بالاترین بخش تشکیل‌دهندهٔ کرهٔ زمین است که مخلوطی از گازهایی از جمله نیتروژن (۷۸٪)، اکسیژن (۲۱٪)، آرگون (۰٫۹٪) و کربن دی‌اکسید (۰٫۰۳٪) است. جو زمین از سطح زمین آغاز شده و تا ارتفاع ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر (۶٫۲۰۰ مایل) ادامه می‌یابد و پنج لایهٔ اصلی تروپوسفر،[پ ۲] استراتوسفر،[پ ۳] مزوسفر،[پ ۴] ترموسفر[پ ۵] و اگزوسفر[پ ۶] را در بر می‌گیرد. مولکول‌های ازون که لایهٔ ازون را تشکیل می‌دهند، در استراتوسفر قرار دارند و از ورود پرتوهای فرابنفش خورشیدی جلوگیری می‌کنند و موجب ادامهٔ زندگی بر سطح زمین می‌شوند. سردترین بخش جو زمین با دمای ۹۰- درجهٔ سانتی‌گراد در بالای مزوسفر قرار دارد. یونوسفر،[پ ۷] مگنتوسفر[پ ۸] و کمربند تابشی وان آلن بخش‌های جداگانه‌ای در جو با توجه به ویژگی‌های الکترومغناطیسی[پ ۹] هستند.
جو نخست زمین حدود ۴٫۵۷ میلیارد سال پیش شکل‌گرفت که شامل گازهای هیدروژن و هلیم بود. که پس از مدتی به‌دلیل سبک‌بودن، بر گرانش زمین غلبه‌کردند و به فضا گریختند. جو دوم حدود ۳٫۵ یا ۲٫۷ میلیارد سال پیش شکل‌گرفت و شامل گازهایی مانند بخار آب، کربن دی‌اکسید و آمونیاک بود. با فعالیت باکتری‌ها و انجام فرایند فتوسنتز و عوامل دیگر، اکسیژن در جو آزاد شد و موجب شکل‌گیری جو سوم شد. در این زمان، ابردوران پیرازیستی شکل‌گرفت که طی آن جانوران با تنفس اکسیژن، زندگی‌های جانوری را تشکیل‌دادند.
هرچه از سطح زمین به ارتفاعات می‌رویم، فشار هوا و چگالی کاهش می‌یابد. مجموع جرم جو زمین ۱۰۱۸×۵٫۵ کیلوگرم است. بخشی از نور خورشید در جو پراکنده می‌شود. نور خورشید دارای طیف‌های الکترومغناطیسی مختلفی است که یکی از آن‌ها طیف مرئی است که انسان قادر به تشخیص آن است. ضریب شکست هوا ۱٫۰۰۰۲۹ است.
گردش جوی موجب توزیع گرما در سطح زمین می‌شود. سه چرخش پایه در گردش عرضی به نام‌های سلول هادلی،[پ ۱۰] سلول فرل[پ ۱۱] و سلول قطبی[پ ۱۲] وجود دارند. محتویات ۱ ویژگی‌های شیمیایی۲ تکامل جو ۲.۱ جو نخست۲.۲ جو دوم۲.۳ جو سوم ۲.۳.۱ آلودگی هوا۲.۳.۲ گرمایش زمین ۲.۴ آیندهٔ جو زمین ۳ بخش‌های مختلف ۳.۱ بخش‌بندی بر پایهٔ دما ۳.۱.۱ تروپوسفر۳.۱.۲ استراتوسفر۳.۱.۳ مزوسفر۳.۱.۴ ترموسفر۳.۱.۵ اگزوسفر ۳.۲ بخش‌بندی بر پایهٔ ویژگی‌های الکترومغناطیسی ۳.۲.۱ یونوسفر۳.۲.۲ مگنتوسفر۳.۲.۳ کمربند وان آلن ۴ ویژگی‌های فیزیکی ۴.۱ فشار۴.۲ چگالی و جرم۴.۳ وزن اتمی ۵ ویژگی‌های نوری ۵.۱ پراکندگی نور۵.۲ جذب نور خورشید۵.۳ ضریب شکست ۶ گردش۷ نگارخانه۸ جستارهای وابسته۹ واژه‌نامه۱۰ یادداشت۱۱ پانویس۱۲ پیوند به بیرون ویژگی‌های شیمیایی جو زمین، سطح زمین را پوشانده‌است.
جو مخلوطی از گازهاست. غلظت گروهی از گازها مانند نیتروژن، اکسیژن و آرگون ثابت و غلظت گروه دیگر گازها مانند بخار آب، کربن دی‌اکسید و ازون متغیر است. اگرچه مقادیر گازهای متغیر ناچیز است، اما این گازها برای ادامهٔ زندگی بر زمین ضروری هستند. برای نمونه، کربن دی‌اکسید علاوه بر درگیرشدن در فرایند فتوسنتز، در جذب پرتو فروسرخ نقش دارد.[۲] هم‌چنین اکسیژن و کربن دی‌اکسید در دو فرایند فتوسنتز و تنفس نقش دارند.[۳]
ذرات معلق در هوا به ذرات جامد و مایع در موجود در جو گفته می‌شود که مقادیر آن در جو از اقیانوس‌ها، بیابان‌ها، کوه‌ها، جنگل‌ها، یخ و اکوسیستم بیشتر است. بر خلاف اندازهٔ کوچک این ذرات، تأثیر مهمی بر آب‌وهوا و سلامتی دارند. ذرات مهم معلق در هوا شامل سولفات‌ها، کربن آلی، کربن سیاه، نیترات‌ها، گرد و غبارهای معدنی و نمک دریا می‌شوند. حدود ۹۰ درصد ذرات معلق در هوا منشأ طبیعی دارند. برای نمونه، آتشفشان‌ها خاکسترهای آتشفشانی را بیرون می‌رانند و آتش‌سوزی در جنگل‌ها موجب پراکنده‌شدن کربن آلی نیمه‌سوخته در جو می‌شود. ۱۰ درصد باقی‌ماندهٔ این ذرات یا ساختهٔ بشر هستند یا توسط انسان‌ها در جو معلق شده‌اند. خودروها، کارخانه‌های ذوب، نیروگاه‌های تولید برق، جنگل‌زدایی، چرای بی‌رویهٔ دام، کشیدن سیگار، پخت‌وپز، شومینه و شمع از منابع انسانی معلق‌کنندهٔ این مواد در جو هستند.[۴]
گاز گلخانه‌ای از دیگر گازهای جو است و به گازی گفته می‌شود که پرتو فروسرخ را جذب می‌کند و موجب انجام‌گرفتن پدیده‌ای به نام اثر گلخانه‌ای می‌شود. مهم‌ترین این گازها کربن دی‌اکسید، متان و بخار آب هستند. ازون، اکسیدهای نیتروژن‌دار و گازهای فلوئوردار از اجزای دیگر این گازها هستند.[۵] انرژی خورشید از جو عبور می‌کند و به سطح زمین می‌رسد و آن را گرم می‌کند. بخشی از این انرژی به عنوان پرتو فروسرخ به فضا بازمی‌گردد. پرتوهای فروسرخ هنگام بازگشت به فضا توسط گازهای گلخانه‌ای جذب می‌شوند و در جو باقی می‌مانند و موجب گرمایش زمین می‌شوند.[۶] اکنون غلظت گازهای گلخانه‌ای به بیشترین مقدار در ۳ میلیون سال پیش رسیده‌است که در تاریخ بشریت بی‌سابقه بوده‌است. غلظت کربن دی‌اکسید برای نخستین‌بار در طول ۳ میلیون سال پیش به ۴۰۰ پی‌پی‌ام رسیده‌است.[۷] گازهای موجود در جو زمین بر پایهٔ مقادیر موجود[۸][ت][۹][ث] گاز نماد شیمیایی درصد موجود گاز نماد شیمیایی درصد موجود نیتروژن[پ ۱۳] N۲ ۷۸٫۰۸۴ دی نیتروژن مونوکسید[پ ۱۴] N۲O ۰٫۰۰۰۰۳۱ اکسیژن[پ ۱۵] O۲ ۲۰٫۹۴۷ زنون[پ ۱۶] Xe ۰٫۰۰۰۰۰۸۷ آرگون[پ ۱۷] Ar ۰٫۹۳۴ ازون[پ ۱۸] O۳ تقریباً ۰٫۰۰۰۰۲۵ کربن دی‌اکسید[پ ۱۹] CO۲ ۰٫۰۳۵۰ کربن مونوکسید[پ ۲۰] CO تقریباً ۰٫۰۰۰۸ نئون[پ ۲۱] Ne ۰٫۰۰۱۸۱۸ گوگرد دی‌اکسید[پ ۲۲] SO۲ تقریباً ۰٫۰۰۰۰۱ هلیم[پ ۲۳] He ۰٫۰۰۰۵۲۴ نیتروژن دی‌اکسید[پ ۲۴] NO۲ تقریباً ۰٫۰۰۰۰۰۲ متان[پ ۲۵] CH۴ ۰٫۰۰۰۱۷ آمونیاک[پ ۲۶] NH۳ تقریباً ۰٫۰۰۰۰۰۰۳ کریپتون[پ ۲۷] Kr ۰٫۰۰۰۱۱۴ بخار آب[پ ۲۸] H۲O کم‌تر از ۰٫۱ تا بیش از ۶[ج] هیدروژن[پ ۲۹] H۲ ۰٫۰۰۰۰۵۳ تکامل جو جو نخست
منظومه شمسی و کرهٔ زمین حدود ۴٫۶ میلیارد سال پیش[۱۰] و جو زمین حدود ۴٫۵۷ میلیارد سال پیش شکل‌گرفتند.[۱۱] نخستین جو زمین را به احتمال زیاد هیدروژن (H۲) و هلیم (He) تشکیل می‌دادند، زیرا این دو گازهای اصلی تشکیل‌دهندهٔ گرد و غبار بودند که به دور از خورشید، سیارات را تشکیل می‌دادند. در آن زمان، زمین و جو آن بسیار داغ بودند. مولکول‌های هیدروژن و هلیم به‌ویژه در دمای زیاد سریع حرکت می‌کردند. سرعت حرکت این مولکول‌ها آن‌قدر زیاد بود که سرانجام بر گرانش زمین غلبه‌کردند و به فضا گریختند.[۱۲][۱۳] جو دوم کلروپلاست[پ ۳۰] دیسه‌هایی دارای سبزینه هستند که عمل فتوسنتز را در گیاه انجام می‌دهند. نمایی از فرآیند فتوسنتز
جو دوم حدود ۳٫۵[۱۱] یا ۲٫۷ میلیارد سال پیش شکل‌گرفت.[۱۴] پیدایش جو دوم احتمالاً با فعالیت‌های آتشفشانی مرتبط بوده‌است.[۱۵] آتشفشان‌ها با انتشار بخار آب (H۲O)، کربن دی‌اکسید (CO۲) و آمونیاک (NH۳) جو دوم را پدید آوردند.[۱۲] هم‌چنین، گازهایی مانند نیتروژن و کربن مونوکسید در جو دوم وجود داشتند.[۱۱] اکسیژن توسط باکتری‌های ساده[۱۲] و تابش پرتوهای فرابنفش (دارای طول موج کوتاه) بر بخار آب در جو دوم پدید آمد. به‌طوری که پرتوهای فرانبفش با انرژی بسیار خود بخار آب را شکستند و آن را به هیدروژن و اکسیژن تبدیل‌کردند که هیدروژن از جو گریخت و اکسیژن در جو باقی‌ماند. پس از آن، عمل فتوسنتز[پ ۳۱] آغاز به فعالیت‌کرد. موجودات زنده مانند سیانوباکترها[پ ۳۲] (جلبک‌های سبزآبی)، کربن دی‌اکسید و آب را دریافت کردند و آن‌ها را در فتوسنتز به کار بردند و کربوهیدرات (مواد قندی)[پ ۳۳] تولید کردند و موجب آزادسازی اکسیژن شدند. کشف سیانوباکترها در سنگ‌های آهک ۳٫۵ میلیارد ساله نشان می‌دهد که سیانوباکترها در آن زمان وجود داشته‌اند.[۱۵] جو سوم
جو سوم حدود ۴۰۰ میلیون سال پیش پدید آمد.[۱۶] بسیاری از مولکول‌های کربن دی‌اکسید (CO۲) در اقیانوس‌ها حل‌شدند و باکتری‌های ساده‌ای پدید آمدند که اکسیژن تولید کردند. در همین زمان، مولکول‌های آمونیاک توسط تابش خورشید شکسته‌شدند و نیتروژن و هیدروژن‌های آن‌ها از هم جدا شد و هیدروژن‌ها به دلیل سبک‌بودن خود از جو به فضا گریختند.[۱۲] در این زمان، ابردوران پیرازیستی (ابردورانی که جانوران در زمین فراوان شدند) شکل‌گرفت که طی آن جانوران با تنفس اکسیژن انواع مختلف زندگی جانوری را آغاز کردند.[۱۱] جو زمین زمانی تکامل یافت که دارای اکسیژن شد. این مولکول سپس خود موجب پیدایش لایهٔ ازون شد؛ لایه‌ای که از زندگی بر روی زمین محافظت می‌کند و از ورود پرتوهای مضر فرابنفش به سطح زمین جلوگیری می‌کند.[۱۷] آلودگی هوا آلودگی هوا توسط یک کارخانهٔ تولیدی در زمان جنگ جهانی دوم نوشتار اصلی: آلودگی هوا
هوا زمانی آلوده‌است که دارای گازها، گرد و غبار، دود و بوهای زیان‌آور باشد و آلودگی هوا می‌تواند به سلامتی انسان، جانوران، گیاهان و مواد آسیب برساند. موادی که موجب آلودگی می‌شوند، آلاینده نام دارند. آلاینده‌هایی که از جای دیگر وارد هوا شده و به‌طور مستقیم هوا را آلوده می‌کنند، آلاینده‌های اولیه نامیده می‌شوند که شامل کربن مونواکسید خارج‌شده از اگزوز خودروها و گوگرد دی‌اکسید حاصل از سوختن زغال سنگ است. علاوه بر این، اگر آلاینده‌های اولیه در جو با یک‌دیگر واکنش‌دهند، آلاینده‌های ثانویه را تولید می‌کنند که مه‌دود فتوشیمیایی از این نوع است.[۱۸] مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد که شمار کسانی که در اثر آلاینده‌های سمی اگزوز هواپیماها درگذشته‌اند، از شمار کسانی که در سقوط هواپیماها درگذشته‌اند، بیشتر است. در سال‌های اخیر، حدود هزار نفر سالانه در اثر سقوط هواپیماها و حدود ده هزار نفر در اثر تولید گازهای گلخانه‌ای هواپیماها درگذشته‌اند. اگزوز هواپیماها مانند اگزوز خودروها شامل انواع آلاینده‌های هوا مانند گوگرد دی‌اکسید و اکسیدهای نیتروژن است. با این که این ذرات آلاینده، کوچکتر از عرض تار موی انسان هستند، مقصر اصلی سلامتی انسان هستند و می‌توانند وارد ریه و احتمالاً جریان خون شوند.[۱۹]
گازهای آلایندهٔ هوا شامل گوگرد دی‌اکسید، نیتروژن دی‌اکسید، کربن مونواکسید که نگرانی اصلی در شهرها هستند، از سوخت‌های سنگواره‌ای مانند نفت، بنزین و گاز طبیعی تولید می‌شوند. ازون (یکی از اجزای مهم مه‌دود فتوشیمیایی) نیز یک آلایندهٔ گازی است که از واکنش‌های شیمیایی پیچیده میان نیتروژن دی‌اکسید و ترکیبات آلی فرار (برای نمونه، بخارهای بنزین) تشکیل می‌شود. کربن مونواکسید گازی نامرئی و بی‌بو است که از سوختن ناقص تشکیل می‌شود. علاوه بر این، وسایل نقلیه، سیستم‌های گرمایش خانه‌ها و برخی از فرایندهای صنعتی مقدار قابل توجهی از این گاز تولید می‌کنند. این گاز به‌شدت زیان‌آور است و به آسانی می‌تواند در جریان خون جایگزین اکسیژن شود که حتی منجر به خفگی می‌شود. گوگرد دی‌اکسید گازی بی‌رنگ و دارای بو است که در اثر سوختن زغال سنگ یا نفت تشکیل می‌شود. تنفس این گاز می‌تواند به چشم‌ها، گلو و بافت‌ها آسیب برساند. این گاز هم‌چنین در هوا با اکسیژن و بخار آب واکنش می‌دهد و موجب تشکیل سولفوریک اسید می‌شود. سولفوریک اسید نیز یکی از اجزای باران اسیدی است که به زمین می‌رسد و موجب آسیب رساندن و نابود کردن ماهی‌ها می‌شود و باعث خوردگی و فرسایش فلزات می‌شود و سطوح ساختمان‌ها و سازه‌های عمومی را از بین می‌برد. نیتروژن دی‌اکسید نیز موجب ورم ریوی و تجمع بیش از حد مواد مایع در ریه‌ها می‌شود و این گاز نقش مهمی در تشکیل مه‌دود فتوشیمیایی دارد.[۲۰] گرمایش زمین
گرمایش زمین میزان افزایش و کاهش دما بر حسب درجهٔ سانتی‌گراد نوشتار اصلی: گرم‌شدن زمین
به پدیدهٔ افزایش میانگین دمای جو در نزدیکی سطح زمین از یک تا دو سدهٔ گذشته گرمایش (گرم‌شدن) زمین می‌گویند. از اواسط سدهٔ بیستم، دانشمندان علوم جوی مشاهدات دقیقی از پدیده‌های آب‌وهوایی مختلف (مانند دما، بارش و توفان) و تأثیرات مربوط به آب‌وهوا (مانند جریان‌های اقیانوسی و ترکیب شیمیایی جو) جمع‌آوری کرده‌اند.این داده‌ها نشان می‌دهد که آب‌وهوای زمین از ابتدای مقیاس زمانی زمین‌شناسی تاکنون بسیار تغییر کرده و نیز فعالیت‌های انسانی، حداقل از انقلاب صنعتی به بعد، با تغییرات آب‌وهوای زمین پیوند زیادی داشته‌است.[۲۱]
عامل گرمایش زمین، انتشار گازهای گلخانه‌ای است و انسان‌ها این گازها را به شیوه‌های گوناگونی منتشر می‌کنند. بیشتر گازهای گلخانه‌ای از سوختن سوخت‌های سنگواره‌ای در خودروها، کارخانه‌ها و نیروگاه‌های تولید برق پدید می‌آیند. بزرگ‌ترین عامل گرمایش زمین، گاز کربن دی‌اکسید (CO۲) است. هم‌چنین متان آزادشده از محل‌های دفن زباله و کشاورزی، دی‌نیتروژن مونواکسید از کودها، گازهای مورد استفاده برای سردخانه‌ها و فرآیندهای صنعتی و نیز از بین رفتن جنگل‌ها که توانایی جذب کربن دی‌اکسید را دارا هستند، از دیگر عوامل گرمایش زمین هستند. گازهای گلخانه‌ای توانایی به دام انداختن گرما را دارند و حتی برخی از آن‌ها توانایی بیشتری نسبت به گاز کربن دی‌اکسید برای به دام انداختن گرما دارند؛ برای نمونه، گاز متان بیش از ۲۰ برابر کربن دی‌اکسید، گاز دی‌نیتروژن مونواکسید ۳۰۰ برابر کربن دی‌اکسید و گازهایی مانند کلروفلوئوروکربن‌ها (سی‌اف‌سی‌ها) هزاران برابر کربن دی‌اکسید توانایی به‌دام‌اندازی گرما در جو زمین را دارا هستند. اما به این دلیل که غلظت این گازها بسیار پایین‌تر از کربن دی‌اکسید است، تأثیر آن‌ها نسبت به کربن دی‌اکسید در گرم کردن جو کمتر بوده‌است. [۲۲]
گرمایش زمین تأثیراتی بر زمین گذاشته‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره‌کرد: یخ‌های سراسر جهان به ویژه یخ‌های قطب جنوب در حال ذوب‌شدن هستند.بالاآمدن آب دریاها در طول سدهٔ گذشته سریع‌تر شد.بارش به‌طور متوسط در سراسر جهان افزایش یافته‌است.
اگر گرمایش زمین ادامه‌یابد، در اواخر سده می‌تواند اتفاقات زیر روی‌دهد: سطح دریاها ۱۸ تا ۲۵ سانتی‌متر بالا خواهد آمد و اگر ذوب یخ در قطب ادامه پیداکند، می‌تواند ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متر سطح دریاها را بالا بیاورد.[۲۳] این رویداد باعث خواهد شد که صدها میلیون نفر در مناطقی زندگی‌کنند که در معرض خطر جاری‌شدن سیل قرار دارد و این افراد وادار به ترک خانه‌های خود و نقل مکان به جایی دیگر خواهند بود. امکان دارد که جزیره‌های کم‌ارتفاع نیز به طور کامل زیر آب فرو برود.[۲۴]احتمال دارد که گردبادها و طوفان‌ها قوی‌تر شوند.ممکن‌است گونه‌هایی که به یک‌دیگر وابسته‌اند، از همگام‌سازی خارج‌شوند. برای نمونه، گیاهان زودتر از این که حشرات گرده‌افشان فعال‌شوند، شکوفه بدهند.برخی از بیماری‌ها مانند مالاریا شیوع پیدا خواهند کرد.اکوسیستم‌ها تغییر خواهند کرد و برخی گونه‌ها به شمال حرکت خواهند کرد، اما گونه‌های دیگر قادر به حرکت نخواهند بود و امکان‌دارد منقرض شوند.[۲۳] آیندهٔ جو زمین نوشتار اصلی: آینده زمین تصویر شبیه‌سازی‌شده از ۶/۹ میلیارد سال بعد که سوختن کرهٔ زمین را پس از ورود خورشید به حالت غول سرخ نشان می‌دهد.
اگر در آینده نیز انرژی حاصل از سوخت‌های سنگواره‌ای در جهان مصرف شود، غلظت گازهای گلخانه‌ای و درجهٔ حرارت زمین افزایش خواهد یافت. هیئت بین دولتی تغییرات آب‌وهوایی تخمین زده‌است که درجهٔ حرارت زمین تا ۲ تا ۶ درجهٔ سانتی‌گراد افزایش خواهد یافت. در آینده گرمای زمین در روزهای گرم بیشتر و در روزهای سرد کمتر خواهد شد (روزهای گرم، گرمتر و روزهای سرد، سردتر خواهد شد).[۲۵] طبق پژوهش ناسا، طی سدهٔ آینده بارش باران در بخش‌های مرطوب زمین افزایش خواهد یافت و بخش‌های خشک زمین دوران خشکسالی طولانی‌تری را خواهند داشت. به ازای افزایش هر درجهٔ فارنهایت،[پ ۳۴] بارش در مناطق مربوط ۴ درصد افزایش و دورهٔ خشکسالی و فقدان بارش در بخش‌های خشک ۲٫۶ درصد کاهش خواهد یافت. دلیل علمی این تغییر جوی این است که هم‌زمان با افزایش دما، جو می‌تواند مقدار بیشتری از بخار آب را در خود حفظ‌کند و بیشترین بخش این بخار آب در بخش‌های مرطوب ذخیره خواهد شد و بارش در بخش‌های خشک کاهش می‌یابد. سرعت وقوع این تغییرات جوی در الگوی بارش به میزان تولید کربن دی‌اکسید بستگی دارد، اما دانشمندان ناسا می‌گویند که این پژوهش‌ها و پیش‌بینی‌ها مربوط به سدهٔ آینده است.[۲۶]
سناریوهای بسیاری توسط هیئت بین دولتی تغییرات آب‌وهوایی برای پیش‌بینی تغییرات جوی در آینده پیشنهاد شده‌است. این سناریوها به فرضیات گوناگون دربارهٔ میزان رشد، جمعیت، توسعهٔ اقتصادی، تقاضای انرژی و پیشرفت فن‌آوری بستگی دارد و با افزایش گازهای گلخانه‌ای، رشد اقتصادی و افزایش استفاده از فن‌آوری سازگار با محیط زیست در ارتباط است.[۲۱] بخش‌های مختلف بخش‌بندی بر پایهٔ دما تروپوسفر شاتل فضایی اندور بر فراز زمین. لایهٔ نارنجی رنگ تروپوسفر است و پس از آن، استراتوسفر و مزوسفر دیده می‌شوند.
تروپوسفر پایین‌ترین لایهٔ جو و نزدیک‌ترین لایه به سطح زمین است و از سطح زمین آغاز شده و تا ارتفاع ۱۸–۱۰ کیلومتری (۱۱–۶ مایلی) ادامه می‌یابد. بسیاری از ابرها و سیستم‌های آب‌وهوایی در این لایه قرار دارند.[۲۷] ضخامت تروپوسفر در قطب حدود ۸–۷ کیلومتر (۵ مایل) و در استوا حدود ۱۸–۱۶ کیلومتر (۱۱–۱۰ مایل) است. علاوه بر این، ارتفاع این لایه به تغییر فصل‌ها نیز بستگی دارد. ۸۰ درصد کل جرم جو و ۹۹ درصد بخار آب جو در تروپوسفر قرار دارد. بخار آب موجود در تروپوسفر در مناطق گرم و به ویژه مناطق استوایی زیاد و در مناطق قطبی کم است.[۲۸] بخار آب با جذب انرژی تابشی گرمایی خورشید نقش مهمی در تنظیم آب‌وهوای زمین دارد.[۲۹]
با افزایش ارتفاع در تروپوسفر، چگالی گازها کاهش می‌یابد و هوا رقیق‌تر می‌شود. بنابراین، دمای هوا با افزایش ارتفاع در این لایه نیز کاهش می‌یابد.[۳۰] هم‌چنین با افزایش ارتفاع، فشار هوا نیز کاهش می‌یابد. دمای هوا در سطح زمین ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد و ارتفاع ۱۰ کیلومتر ۴۹٫۹- درجهٔ سانتی‌گراد است. فشار در سطح زمین ۱۰۱۳٫۲ بار و در ارتفاع ۱۰ کیلومتر ۲۶۵ بار است.[۳۱] با افزایش ارتفاع، چگالی کاهش می‌یابد و در نتیجه تروپوسفر چگال‌ترین لایهٔ جو است. ابرهایی مانند کومولوس[پ ۳۵] و استراتوس[پ ۳۶] در این لایه قرار دارند. هواپیماها عمدتاً در این لایه پرواز می‌کنند.[۳۲]
در این لایه، مولکول‌های ازون تروپوسفری[پ ۳۷] وجود دارند که آلاینده هستند.[۳۳] مولکول‌های ازون موجود در تروپوسفر می‌توانند به راحتی با بافت‌های زیستی واکنش‌داده و آن‌ها را از بین ببرند. این مولکول‌ها موجب احساس سوزش در شش‌های انسان می‌شوند. پژوهشگران دانش پزشکی دریافته‌اند که تنفس ازون بیش از چند ماه تا چند سال، یکی از عوامل برگشت‌ناپذیری است که به شش‌های پستانداران آسیب می‌رساند. مولکول‌های ازون به ویژه برای کودکان، سالمندان و بزرگسالانی خطرناک است که در فصل تابستان به طور منظم برای ورزش بیرون از خانه می‌روند.[۳۴] تروپوپاز[پ ۳۸] مرز میان تروپوسفر و استراتوسفر است.[۳۵] استراتوسفر چرخهٔ ازون-اکسیژن
استراتوسفر دومین لایهٔ جو زمین است که از ارتفاع ۱۰ کیلومتری (۶٫۲ مایلی) آغاز شده و تا ارتفاع ۵۰ کیلومتری (۳۱ مایلی) ادامه می‌یابد. ارتفاع استراتوسفر به طول و عرض جغرافیایی و تغییر فصل‌ها بستگی دارد.[۳۶]
استراتوسفر از ارتفاع ۱۶ کیلومتری (۱۰ مایلی) بر فراز استوا و از ارتفاع ۱۰ کیلومتری (۶ مایلی) بر فراز قطب آغاز می‌گردد. بخار آب بسیار کمی در استراتوسفر وجود دارد و دلیلش این است که تقریباً همهٔ ابرها به استثنای ابرهای استراتوسفری قطبی در تروپوسفر قرار دارند. این ابرها در ارتفاع ۲۵–۱۵ کیلومتری (۱۵٫۵–۹٫۳ مایلی) یافت می‌شوند. هوا در این لایه تقریباً هزار برابر نازکتر از هوا در سطح دریا است (تراکم مولکول‌ها در سطح دریا تقریباً هزار برابر تراکم مولکول‌ها در استراتوسفر است).[۳۷] پیش‌بینی ناسا از ضخامت ازون استراتوسفری بر حسب دابسون (اگر سی‌اف‌سی‌ها ممنوع نشده‌بودند)
در این لایه با افزایش ارتفاع، دما نیز افزایش می‌یابد و دلیل آن وجود غلظت بالایی از مولکول‌های ازون است.[۳۸] دما در ارتفاع ۵۰ کیلومتری به حدود ۶- درجهٔ سانتی‌گراد می‌رسد.[۳۹] پرتوی فرابنفش تولید شده توسط تابش خورشید در صورت رسیدن به سطح زمین می‌تواند موجب سرطان پوست، آب‌مروارید چشم، آسیب‌رساندن به سیستم ایمنی بدن و تأثیر منفی بر رشد گیاهان شود.[۴۰] مولکول‌های ازون و اکسیژن که در استراتوسفر قراردارند، پرتوهای فرابنفش خورشید را جذب می‌کنند و مانند یک سپر مانع از ورود این پرتوها به سطح زمین می‌شوند. ازون و اکسیژن می‌تواند ۹۹٫۹–۹۵٪ پرتوهای فرابنفش به ویژه فرابنفش نوع C و B که پرانرژی‌ترین پرتوهای فرابنفش هستند و موجب آسیب زیستی می‌شوند را جذب‌کند. نقش نگهبانی ازون به قدری حیاتی است که به باور دانشمندان زندگی بر روی زمین بدون لایهٔ ازون امکان‌پذیر نبود.[۴۱] لایهٔ ازون پرتو فرابنفش را به پرتو فروسرخ تبدیل می‌کند و به سطح زمین می‌فرستد.[۴۲] کلروفلوئوروکربن‌ها (سی‌اف‌سی‌ها)[پ ۳۹] باعث کاهش مولکول‌های ازون در استراتوسفر زمین شده‌اند.[۴۳] هالوکربن‌ها[پ ۴۰] نیز از دیگر مواد تخریب‌کنندهٔ ازون استراتوسفری هستند و با انتشار کلر و برم لایهٔ ازون را تخریب می‌کنند. هم‌چنین، برخی از مواد تخریب‌کنندهٔ لایهٔ اُزون در وسایل نقلیهٔ هوایی، گازهای به کاررفته در فرایند خنک‌سازی در یخچال، حلال‌ها، افشانه‌ها و کپسول‌های آتش‌نشانی وجود دارند.[۴۴] گرمایش زمین افزایش نظام‌مند گرمای زمین است که عمدتاً ناشی از گازهای گلخانه‌ای است.[۴۵] ازون یک گاز گلخانه‌ای است و در آب‌وهوای کرهٔ زمین نقش دارد. افزایش گازهای گلخانه‌ای مانند کربن دی‌اکسید ممکن‌است بر چگونگی بهبود لایهٔ ازون در سال‌های آینده اثر بگذارد.[۴۶] لایهٔ ازون سالانه کوچک‌تر از پیش می‌شود. به طوری که آمار ناسا در ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۷ نشان‌داد که حفره ازون به اوج خود رسیده‌است و لایهٔ ازون تنها می‌تواند ۹٫۷ میلیون مایل مربع (یعنی به قاره‌ای به اندازهٔ آمریکای شمالی) را پوشش‌دهد.[۴۷] حفرهٔ ازون در قطب جنوب هنوز مثل هر سال است.[۴۸] دلیل این پدیده نیز ورود کلرهای موجود در مواد شیمیایی ساخته‌شده توسط انسان‌ها به استراتوسفر است.[۴۹] ناسا اعلام کرده‌است که دو سوم لایهٔ اُزون تا سال ۲۰۶۵ نه تنها بر فراز قطب جنوب، بلکه در همه جای زمین نابود خواهدشد.[۵۰] مرز میان استراتوسفر و مزوسفر، استراتوپاز[پ ۴۱] نام دارد.[۵۱] مزوسفر یک شهاب‌سنگ روشن
مزوسفر لایهٔ بعدی زمین است که میان استراتوسفر و ترموسفر قرار دارد. این لایه از ارتفاع ۵۰ کیلومتری (۳۱ مایلی) آغاز شده و تا ارتفاع ۸۵ کیلومتری (۵۳ مایلی) ادامه می‌یابد. با افزایش ارتفاع در مزوسفر، دما کاهش می‌یابد.[۵۲] سردترین بخش جو زمین با دمای ۹۰- درجهٔ سانتی‌گراد در بالای این لایه قرار دارد.[۵۳] فشار هوا در بخش‌های بالایی مزوسفر یک میلیونیم فشار هوا در سطح دریا است.[۵۴]
روزانه حدود ۵۰ تن شهاب‌سنگ وارد جو زمین می‌شود[۵۵] و بیشتر آن‌ها در مزوسفر تبخیر می‌شوند. این‌گونه مواد موجود در شهاب‌سنگ‌ها در مزوسفر پراکنده می‌شوند و این لایه هم‌اکنون دارای مقادیر آهن و فلزات دیگر است. بالون‌های هواشناسی و هواپیما نمی‌توانند به این لایه برسند. ابرهای شب‌تاب از دیگر ابرها بسیار بالاتر هستند و بالای مزوسفر قرار دارند. جزر و مد جو نیز تحت تأثیر این لایه است و هوا در این لایه بسیار رقیق است.[۵۳] مرز میان مزوسفر و ترموسفر، مزوپاز[پ ۴۲] نام دارد.[۵۶] ترموسفر پدیدهٔ شفق قطبی در گرینلند
ترموسفر بالاترین لایهٔ جو زمین است که میان مزوسفر و اگزوسفر قرار دارد. این لایه از ارتفاع ۹۰ کیلومتری (۵۶ مایلی) آغاز شده و تا ارتفاع ۵۰۰ کیلومتری (۳۱۱ مایلی) یا ۱٬۰۰۰ کیلومتری (۶۲۱ مایلی) ادامه می‌یابد. با افزایش ارتفاع در ترموسفر، دما در بخش‌های پایینی این لایه به شدت افزایش می‌یابد اما در بخش‌های بالایی دما نسبتاً ثابت می‌ماند. فعالیت‌های خورشیدی دما در این لایه را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. دمای ترموسفر معمولاً در طول روز ۲۰۰ درجهٔ سانتی‌گراد بیشتر از شب است و زمان‌هایی که خورشید بسیار فعال است، دما در این لایه از ۵۰۰ درجهٔ سانتی‌گراد به ۲٬۰۰۰ درجهٔ سانتی‌گراد افزایش می‌یابد.[۵۷][۵۸]
چگالی در ترموسفر بسیار کم است و برخی بر این باورند که فضای بیرونی از بخش‌های پایینی ترموسفر آغاز می‌گردد، اما این لایه بخشی از جو زمین به‌شمار می‌آید. شاتل‌های فضایی و ایستگاه‌های فضایی بین‌المللی در این لایه قرار دارند. در بخش‌های پایینی این لایه اکسیژن اتمی (O)، نیتروژن اتمی (N) و هلیم (He) اجزای اصلی هوا هستند. بخش عمده‌ای از پرتو ایکس و فرابنفش در این لایه جذب می‌شوند. یونوسفر زمین متشکل از ذرات یونیزه‌شده در جو است و با ترموسفر که از نظر الکتریکی خنثی است، هم‌پوشانی دارد. ذرات باردار یونوسفر با اتم‌ها و مولکول‌های ترموسفر برخورد می‌کنند و انرژی اضافی تولید می‌کنند. این انرژی اضافی توسط فوتون‌ها[پ ۴۳] به‌شکل نور ساطع می‌شود و شفق‌های قطبی را رخ می‌دهد. شفق‌های قطبی عمدتاً در ترموسفر رخ می‌دهند. ترموپاز[پ ۴۴] مرز میان ترموسفر و اگزوسفر است.[۵۷][۵۸] اگزوسفر
اگزوسفر بالاترین لایهٔ جو زمین است که جو پس از آن پایان می‌پذیرد و خلأ آغاز می‌گردد. هوا در این لایه بسیار رقیق است و تفاوت چندانی با خلأ ندارد.[۵۹] اجزای اصلی این لایه هیدروژن و هلیم هستند که تراکم کمی دارند و بسیاری از ماهواره‌ها در این لایه قرار دارند.[۶۰]
اگزوسفر مرز میان جو و فضای بیرونی به‌شمار می‌رود و از ارتفاع حدود ۵۰۰ کیلومتر آغاز شده و تا ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر (۶٬۲۰۰ مایل) ادامه می‌یابد.[۶۱] اتم‌ها و مولکول‌های هوا در این لایه به‌طور مداوم به فضا می‌گریزند و راه می‌یابند. این لایه شامل حرکات ذرات به درون و بیرون مغناطیس‌سپهر (مگنتوسفر) و باد خورشیدی است.[۶۲] به‌دلیل رقیق‌بودن بسیار هوا در اگزوسفر، گرمای زیادی در هوا به اشیا منتقل نمی‌شود، حتی اگر هوا بسیار گرم باشد.[۶۳] بخش‌بندی بر پایهٔ ویژگی‌های الکترومغناطیسی یونوسفر
یونوسفر (یون‌کره) بخشی از بخش‌های بالایی جو است[۶۴] که توسط تابش‌های خورشیدی یونیزه[پ ۴۵] شده‌است[۶۵] و در ارتفاع حدود ۸۰۰–۶۰ کیلومتر قرار دارد.[۶۶] بخش عمده‌ای از این یونیزه‌شدن توسط پرتو ایکس و فرابنفش و باد خورشیدی صورت می‌گیرد. اگرچه خورشید مهم‌ترین عامل یونیزه‌شدن است، اما پرتوهای کیهانی نیز در این عمل سهم کمی دارند و هرگونه اختلال در جو، در یونیزه‌شدن اثر می‌گذارد.[۶۴] به‌دلیل رقیق‌بودن بسیار هوا در تروپوسفر، الکترون‌های آزاد در این لایه وجود دارند، اما امکان دارد الکترون‌ها توسط کاتیون‌ها[پ ۴۶] (یون‌های مثبت) اسیر شوند. تعداد الکترون‌ها به اندازه‌ای است که می‌توانند بر انتشار فرکانس رادیویی[پ ۴۷] تأثیر بگذارند. این بخش یونیزه‌شدهٔ جو را یونوسفر می‌نامند.[۶۵] تراکم پلاسما[پ ۴۸] در یونوسفر در طول روز و شب و فصل‌ها تغییر می‌کند و به گرانش زمین نیز بستگی دارد. بیشترین چگالی پلاسما در یونوسفر در ارتفاع ۳۰۰–۲۵۰ کیلومتر است.[۶۶] یونوسفر می‌تواند امواج رادیویی در محدودهٔ فرکانس خاصی را منعکس کند.[۶۷] مگنتوسفر مگنتوسفر از زمین در برابر باد خورشیدی محافظت می‌کند.
مگنتوسفر فضای پیرامون یک جسم فضایی است که توسط میدان مغناطیسی جسم کنترل می‌شود.[۶۸] مگنتوسفر منطقهٔ تعامل میان میدان مغناطیسی طبیعی سیاره و باد خورشیدی است. در این منطقه بسیاری از ذرات دارای بار الکتریکی نزدیک سیاره وجود دارند. بخش‌های اصلی مگنتوسفر زمین، باد خورشیدی و میدان مغناطیسی هستند.[۶۹] میدان مغناطیسی زمین تا ۳۶٬۰۰۰ مایل به درون فضا می‌رسد. مگنتوسفر این میدان مغناطیسی را پوشش داده‌است و از بسیاری از ذرات خورشید مانند باد خورشیدی که می‌تواند به زمین آسیب برساند، جلوگیری می‌کند. اما برخی از بادهای خورشیدی از مگنتوسفر هم می‌گذرند و شفق‌های قطبی می‌سازند.[۷۰]
مگنتوسفر زمین علاوه بر مزایای پنهان خود خطراتی نیز دارد که یکی از این خطرات توفان‌های مغناطیسی هستند. هنگامی که بادهای نیرومند خورشیدی با مگنتوسفر برخورد می‌کنند، می‌توانند به مدارهای الکتریکی آسیب‌بزنند و موجب قطع برق و خاموشی بشوند. خورشید و سیارات دیگر مگنتوسفر دارند، اما مگنتوسفر زمین نیرومندترین مگنتوسفر در میان سیارات سنگی است.[۶۹] کمربند وان آلن دو کمربند هلالی‌شکل وان آلن
کمربند تابشی وان آلن از دو لایهٔ هلالی‌شکل ساخته‌شده و دارای ذرات باردار انرژی (پلاسما) است و پیرامون زمین قرار دارد و میدان مغناطیسی زمین را در جای خود نگه می‌دارد. کمربند وان آلن از ارتفاع ۱٬۰۰۰ کیلومتر آغاز شده و تا ارتفاع ۶۰٬۰۰۰ کیلومتر گسترش می‌یابد.[۷۱]
این کمربند دارای دو منطقهٔ درونی و بیرونی است. منطقهٔ درونی در ارتفاع ۳٬۰۰۰ کیلومتر (۱٬۸۶۰ مایل) بالاتر از سطح زمین و منطقهٔ بیرونی آن که بیشترین چگالی را دارد، در فاصلهٔ ۱۵٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ کیلومتر (۹٬۳۰۰ تا ۱۲٬۴۰۰ مایل) بالاتر از سطح زمین واقع شده‌است. منطقهٔ درونی دارای پروتون‌[پ ۴۹]های پرانرژی است که بیش از ۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ الکترون‌ولت[پ ۵۰] انرژی دارند. منطقهٔ بیرونی دارای ذرات بارداری هستند که از جو و خورشید (برای نمونه، یون‌[پ ۵۱]های هلیم که از باد خورشیدی سرچشمه گرفته‌اند) منشأ گرفته‌اند. این منطقه دارای پرتون‌های کم‌انرژی و الکترون‌[پ ۵۲]های پرانرژی است که انرژی آن تا چند صد میلیون الکترون‌ولت می‌رسد.[۷۲]
چندی پیش، ناسا سومین کمربند تابشی در پیرامون زمین را کشف‌کرد. مشاهدات جدید ناسا طی مأموریت وان آلن پروبز نشان‌داد که پیرامون زمین سه کمربند مجزا و طولانی وجود دارد که میان آن‌ها فضا وجود دارد.[۷۳] ویژگی‌های فیزیکی فشار
فشار هوا مقدار نیرویی است که توسط هوای جسم بالای سطح بر سطح وارد می‌شود. اگر وزن هوای جسم یا تعداد مولکول‌های آن افزایش‌یابد، فشار هوا افزایش و اگر وزن هوای جسم یا تعداد مولکول‌های آن کاهش‌یابد، فشار هوا کاهش می‌یابد.[۷۴] هر چه ارتفاع افزایش می‌یابد، فشار هوا کاهش می‌یابد؛ زیرا مولکول‌های جو در ارتفاعات بالاتر کاهش یافته و در نتیجه فشار هوا نیز کاهش می‌یابد. از آن‌جا که بسیاری از مولکول‌های جو توسط گرانش زمین در نزدیکی سطح زمین هستند، ابتدا کاهش فشار هوا به سرعت انجام می‌گیرد (از پایین به بالا) و سپس از سرعت کاهش فشار کاسته می‌شود. از آن‌جا که بیش از نیمی از مولکول‌های جو در زیر ارتفاع ۵٫۵ کیلومتر هستند، ۵۰ درصد فشار هوا در این ارتفاع است.[۷۵]
فشار هوا با دستگاهی به نام فشارسنج (بارومتر)[پ ۵۳] اندازه‌گیری می‌شود.[۷۴] فشارسنج دارای یک لولهٔ باریک شیشه‌ای است که هوایی در آن وجود ندارد و به یک ظرف جیوه وارد می‌شود. هوا به جیوهٔ درون ظرف فشار می‌آورد و جیوه حدود ۳۰ اینچ (اگر فشارسنجی در سطح زمین انجام‌گیرد) به درون لوله می‌رود. نوع دیگری از فشارسنج، فشارسنج آنروید[پ ۵۴] است که امروزه در هواشناسی و حمل‌ونقل هوایی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ زیرا این فشارسنج فضای کم‌تری اشغال می‌کند و دقیق‌تر است.[۷۶] فشار هوای استاندارد ۷۶۰ میلی‌متر جیوه (mmHg) در سطح دریا[۷۷] است.[۷۸] واحدهای اندازه‌گیری فشار هوا عبارتند از: جیوه،[پ ۵۵] اتمسفر، کیلوپاسکال[پ ۵۶] و میلی‌بار.[پ ۵۷] در هوانوردی از واحد جیوه استفاده می‌شود، اما هواشناسان از واحد میلی‌بار بر روی نقشه‌های آب‌وهوایی استفاده می‌کنند. مقایسهٔ مقادیر واحدهای فشار هوا به شرح زیر است:[۷۴]
۲۹٫۹۲ Hg = ۱٫۰ atm = ۱۰۱٫۳۲۵ kPa = ۱۰۱۳٫۲۵ mb چگالی و جرم چگالی و دمای جو در ارتفاعات مختلف بخش‌های تودهٔ هوا: cA:بخش قاره‌ای قطب شمال cP:بخش قاره‌ای قطبی cT:بخش قاره‌ای گرمسیری mP:بخش دریایی قطبی mT:بخش دریایی گرمسیری
چگالی هوا به معنی جرم گازهای جو و بر حجم آن‌ها است. چگالی هوای خشک در صفر درجهٔ سانتی‌گراد در سطح دریا با فشار استاندارد ۱٫۲۹ گرم در هر لیتر[پ ۵۸] است. چگالی هوا در سطح دریا با دمای ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد ۱٫۲۷۵ kg/m۳ است که جو استاندارد بین‌المللی نام دارد.[۷۹] در دستگاه بین‌المللی یکاها (سیستم متریک)[پ ۵۹] چگالی بر حسب کیلوگرم بر متر مکعب (kg/m۳) اندازه‌گیری می‌شود. چگالی هوا به دما، فشار و بخار آب موجود در هوا بستگی دارد. مولکول‌های تشکیل‌دهندهٔ جو به‌سرعت در حال حرکت‌اند و با یک‌دیگر و اشیاء دیگر برخورد می‌کنند. هرچه دما افزایش‌یابد، سرعت حرکت این مولکول‌ها افزایش و چگالی هوا کاهش می‌یابد. با افزایش فشار هوا، چگالی هوا نیز افزایش می‌یابد. هرچه ارتفاع از سطح زمین افزایش می‌یابد، فشار کاهش می‌یابد. در نتیجه چگالی نیز کاهش می‌یابد.[۸۰]
مجموع جرم جو زمین ۱۰۱۸×۵٫۵ کیلوگرم است[۸۱][۸۲] که حدود یک میلیونم جرم زمین است. هوا در سطح دریا سنگین‌تر است، چون مولکول‌های هوا به یک‌دیگر نزدیک‌اند و توسط وزن هوای بالای خود فشرده شده‌اند. با افزایش ارتفاع، فاصلهٔ مولکول‌های هوا از یک‌دیگر جداشده و هوا سبک‌تر می‌شود.[۸۱] تودهٔ هوا به حجم بزرگی از هوا می‌گویند که دما و رطوبت آن در سطح افقی برای صدها یا هزاران کیلومتر یکسان باشد. تودهٔ هوا معمولاً به چهار بخش قطبی (سرد)، قطب شمال (بسیار سرد)، استوایی (گرم و بسیار مرطوب) و گرمسیری (گرم) طبقه‌بندی می‌شود.[۸۳] مقدار جرم جو زمین در ارتفاعات به شرح زیر است:[۸۴] ۵۰ درصد زیر ارتفاع ۵٫۶ کیلومتر۹۰ درصد زیر ارتفاع ۱۶ کیلومتر۹۹٫۹۹۹۹۷ درصد زیر ارتفاع ۱۰۰ کیلومتر وزن اتمی
جو را با استفاده از ترکیبات تشکیل‌دهندهٔ آن می‌توان به دو منطقهٔ گسترده به نام‌های هتروسفر[پ ۶۰] و هوموسفر[پ ۶۱] طبقه‌بندی کرد. هتروسفر بخش بیرونی این طبقه‌بندی است که گازها در آن توسط گرانش و باتوجه به جرم اتمی نسبی (وزن اتمی) خود پراکنده شده‌اند. بنابراین، سبک‌ترین عناصر (هیدروژن و هلیم) در بخش‌های بیرونی هتروسفر و عناصر سنگین‌تر (نیتروژن و اکسیژن) در بخش‌های درونی هتروسفر قرار می‌گیرند. هوموسفر میان سطح زمین و هتروسفر است و گازها در این منطقه تقریباً یکسان پراکنده شده‌اند و پراکندگی آن‌ها ربط به عواملی هم‌چون ارتفاع ندارد. موارد استثنا در پراکندگی آن‌ها لایهٔ ازون، بخار آب، کربن دی‌اکسید و آلاینده‌های هوا است.[۸۵] ویژگی‌های نوری پراکندگی نور ابری در هنگام غروب آفتاب مقاله مرتبط: پراکندگی
بخشی از نور خورشید در هوا پراکنده می‌شود.[۸۶] هنگامی که نور از یک ماده یا گاز می‌گذرد، بخشی از آن جذب ماده یا گاز می‌شود و بقیهٔ آن پراکنده می‌شود. مرحلهٔ اصلی پراکندگی نور، جذب نور توسط مولکول‌ها و بازتاب در جهات مختلف است.[۸۷] آبی بودن رنگ آسمان به دلیل پراکندگی نور خورشید میان مولکول‌های جو است. این پراکندگی نور، پراکندگی رایلی[پ ۶۲] نام‌دارد و بر طول موج‌های کوتاه (انتهای رنگ آبی در طیف مرئی) اثر می‌گذارد.[۸۸] جذب نور خورشید
همهٔ جانوران و اشیاء بی‌جان قادر به جذب نور هستند. گیاهان جذب نور را در فرایند فتوسنتز انجام می‌دهند. جذب نور به طیف الکترومغناطیسی (رنگ‌ها) و ماهیت اتم‌های جسم بستگی دارد.[۸۹] برای نمونه، مولکول‌های ازون، پرتوهای فرابنفش B و C را که طول موج آن‌ها ۲۰۰ تا ۳۲۰ نانومتر[پ ۶۳] است، جذب می‌کند.[۹۰] آب خالص امواجی را که طول موج آن‌ها میان ۳۸۰ تا ۷۰۰ نانومتر است، جذب می‌کند.[۹۱]
در مناطقی از جو، نور می‌تواند نفوذ بسیاری داشته‌باشد که این بخش‌ها پنجره‌های جوی نامیده می‌شوند. این پنجره‌ها اغلب در مناطق دارای طیف مرئی و فرکانس رادیویی دیده می‌شوند.[۹۲] در این مناطق میزان جذب پرتوها کم یا هیچ است و موجب می‌شود که پرتوها به آسانی به سطح زمین برسند.[۹۳] گازها برخی از طول موج‌های خاص را جذب می‌کنند و برخی از طول موج‌ها نیز از گازها می‌گذرند. مناطقی که طیف‌های الکترومغناطیسی توسط گازهای جو جذب می‌شوند، باندهای جذب نامیده می‌شوند.[۹۴] جو زمین از عبور پرتوهای زیان‌آور و پرانرژی ایکس، گاما و فرابنفش و هم‌چنین پرتوهای کم‌انرژی فروسرخ و امواج رادیویی جلوگیری می‌کند و نور مرئی و هم‌چنین امواج رادیویی و محدودهٔ طول موج کمی از فروسرخ را از خود عبور می‌دهد.[۹۵]
طیف مرئی مخلوطی از رنگ‌ها است که دارای طول موج میان ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر است و توسط چشم انسان تشخیص داده می‌شود. اشیاء دارای رنگ‌های مختلفی هستند، چون هر شیء طول موج خاصی را جذب می‌کند.[۹۶] طیف‌های الکترومغناطیسی با طول موج آن‌ها رنگ‌های مختلف طیف مرئی:[۹۶] رنگ طول موج قرمز ۷۷۰ نانومتر نارنجی ۶۶۷ نانومتر زرد ۶۲۵ نانومتر سبز ۵۵۶ نانومتر نیلی ۴۷۷ نانومتر آبی ۴۳۵ نانومتر بنفش ۴۰۰ نانومتر ضریب شکست
ضریب شکست یک محیط مقدار تغییر سرعت نور در آن محیط نسبت به خلأ است. هنگامی که پرتو نور با زاویهٔ قائم به سطح بین دو ماده یا محیط (مانند هوا و لیوان) بتابد، بدون شکست از محیطی به محیطی دیگر وارد می‌شود. اما اگر با زاویه‌ای دیگر بتابد، با شکست وارد محیط دیگر می‌شود. این انحراف به سرعت نور بستگی دارد.[۹۷] برای نمونه، اگر نور از آب وارد هوا شود، دچار انحراف می‌شود. زاویهٔ شکست نمی‌تواند بیش از ۹۰ درجه باشد و زاویه‌ای که شکست آن برابر با ۹۰ درجه باشد، زاویهٔ بحرانی نام دارد. اگر زاویهٔ شکست بیش از ۹۰ درجه باشد، نمی‌تواند از محیط عبور کند و بازتاب می‌شود که به این پدیده بازتاب کلی می‌گویند.[۹۸] ضریب شکست هوا ۱٫۰۰۰۲۹ است.[۹۹][۱۰۰] گردش نمایی از گردش جوی نوشتار اصلی: گردش جوی
گردش جوی به‌طور کلی به گردش زمین و جنبش‌های منطقه‌ای هوا گفته می‌شود. به‌طور متوسط، این گردش مربوط به سیستم‌های وزش بادی بزرگ است که در چند کمربند شرقی-غربی، زمین را احاطه کرده‌اند.[۱۰۱] گردش جوی موجب توزیع گرما در سطح زمین می‌شود. سه چرخش پایه در گردش عرضی وجود دارد:[۱۰۲] سلول هادلی: سلول هادلی یک الگوی گردش جوی در مناطق گرمسیر است که بادهای بسامان تولید می‌کند. سلول هادلی ۳۰ درجهٔ شمالی تا ۳۰ درجهٔ جنوبی زمین (یعنی ۳۰ درجه بالاتر و پایین‌تر از استوا) را در بر می‌گیرد. دلیل رخ‌دادن این جریان هوا، گرم‌کردن هوا در سطح زمین نزدیک استوا توسط خورشید است. هوا به سمت بالا می‌رود و یک باند کم‌فشار در استوا ایجاد می‌کند. هنگامی که هوا به ارتفاع ۱۰–۱۵ کیلومتر (بخش‌های بالایی تروپوسفر) می‌رسد، جریان آن به سوی قطب شمال و قطب جنوب ادامه می‌یابد. در پایان، سلول هادلی هوا را به سطح زمین در نواحی استوایی نزدیک به ۳۰ درجه شمال یا جنوب عرضی بازمی‌گرداند.[۱۰۳]سلول فرل: در سلول فرل، جریان هوا به سمت قطب و شرق تا نزدیکی سطح زمین و به سمت استوا و غرب تا ارتفاعات بالاتر ادامه می‌یابد. این حرکت معکوس جریان هوا در سلول هادلی است[۱۰۴] و به‌طور متوسط در اواسط عرض‌های جغرافیایی (۳۰ تا ۶۰ درجه)[۱۰۵] حرکت می‌کند.[۱۰۶] به‌طور کلی، جریان غربی بر سلول فرل در سطح زمین و نقاط بالای زمین حکم‌فرماست. اعتقاد بر این است که سلول فرل یک پدیدهٔ اجباری ناشی از کنش میان دو سلول دیگر است. حرکت عمودی رو به پایین تا ۳۰ درجهٔ شمالی و حرکت عمودی رو به بالا تا ۶۰ درجهٔ شمالی موجب گردش سلول فرل می‌شود. این الگو تا حد زیادی موجب تبادل هوای قطبی در حال حرکت به جنوب و هوای گرمسیری در حال حرکت به شمال می‌شود.[۱۰۷]سلول قطبی: سلول قطبی یک منطقهٔ هوا و جریان قوی غرب به شرق است.[۱۰۸] این سلول شمالی‌ترین گردش جوی است و موقعیت متوسط آن میان ۶۰ درجهٔ شمالی و قطب شمال است. در قطب، هوا به سمت جنوب گسترش می‌یابد. از آن‌جا که اثر کوریولیس (نیروی کوریولیس)[پ ۶۴] قوی در قطب وجود دارد، هوایی که به سمت جنوب در حال حرکت است، به‌شدت به سمت راست منحرف می‌شود. نزدیک به ۶۰ درجهٔ شمالی، جنوب شرقی هوای در حال حرکت با جریان ضعیف هوای شمال غربی که ناشی از گسترش هوا از ۳۰ درجهٔ شمالی است، برخورد می‌کند. با این برخورد، هوا دوباره بالا می‌رود.[۱۰۷] نگارخانه
پراکندگی رایلی عامل آبی بودن رنگ آسمان از سطح زمین است. (عکس توسط ایستگاه فضایی بین‌المللی)
رنگ‌ها تقریباً لایه‌های جو زمین را نشان می‌دهند. (عکس به هنگام غروب آفتاب در اقیانوس هند گرفته‌شده توسط ایستگاه فضایی بین‌المللی)
نگاره‌ای از خورشیدگرفتگی که توسط یک دوربین عکاسی متحرک به قطر ۱۶ میلی‌متر از فضاپیمای آپولو ۱۲ گرفته شده‌است.
بخش نارنجی رنگ نگاره، تروپوسفر است. تروپوسفر در تروپوپاز (مرز میان نارنجی و آبی) به پایان می‌رسد.
طوفان‌های ژئومغناطیسی موجب نمایش زیبای شفق قطبی در سراسر جو می‌شوند.
نمایی از شهر قاهره در حالی که مه‌دود در جو آن وجود دارد.

گزارش تصویری

گزارش تصویری: چرا آنچلوتی، لوپس را به کاسیاس ترجیح می دهد؟

گزارش تصویری: چرا آنچلوتی، لوپس را به کاسیاس ترجیح می دهد؟

دیگو لوپس در بازی دیشب تیمش مقابل گرانادانمایش قابل قبولی را به اجرا گذاشت و بارها دروازه تیمش را نجات داد

سایت گل- شاید خیلی ها معتقد باشند که کارلو آنچلوتی بدون دلیل و یا برای نشان دادن اقتدارش به کاسیاس و یا ازسرلجبازی با سنگربان اسپانیایی رئال او را روی نیمکت گذاشته و در هفته های اخیر دیگو لوپس را به او ترجیح داده و در درون دروازه تیمش قرار می دهد.
در شرایطی که خیلی از ما قادر به تماشای بازیهای فصل جدید رئال مادرید نیستیم، شاید قضاوت دراین باره سخت باشد. اما اگر به چند مهار استثنایی لوپس در جریان بازی دیشب تیمش مقابل گرانادا نگاهی بیندازید، شاید کمی حق را به کارلتو بدهید. الحق و النصاف که لوپس دروازه بان خوب و قادری است...و باید بدون زیرسوال بردن توانایی های کاسیاس به این نکته اذعان کرد.



foton

foton

foton

قهرمان ايران بازي برده را باخت

قهرمان ايران بازي برده را باخت

شکست گيتي‌پسند مقابل چونبوري


تيم فوتسال گيتي‌پسند در دومين ديدار خود در مرحله گروهي جام باشگاه‌هاي آسيا مقابل نماينده تايلند با نتيجه 4 بر 3 شکست خورد.


در دومين روز از مسابقات جام باشگاه‌هاي فوتسال آسيا، گيتي‌پسند ايران به مصاف چونبوري تايلند رفت که در پايان با نتيجه 4 بر 3 شکست خورد.

در اين ديدار شاگردان لک با ترکيب سپهر محمدي، محمد کشاورز، محمد طاهري، احمد اسماعيل‌پور و حسين طيبي به ميدان رفتند. گيتي‌پسند ابتدا از نماينده تايلند گل دريافت کرد اما در اواخر نيمه اول احمد اسماعيل‌پور گل تساوي را به ثمر رساند. در ابتداي نيمه دوم حسين طيبي توانست با پاس محمد طاهري گل دوم گيتي‌پسند را وارد دروازه اسماعيل عباسيان‌مهر، گلر ايراني چونبوري کند. در ادامه اين بار حسين طيبي با پاسي، محمد طاهري را در موقعيت گل قرار داد که اين بازيکن توانست گل سوم نماينده ايران را به ثمر برساند.

در حالي که 4 دقيقه تا پايان بازي باقي مانده بود چونبوري در چندين صحنه از سيستم 5 نفره استفاده کرد و همين امر هم باعث شد تا اين تيم بتواند گل‌هاي دوم و سوم خود را به ثمر برساند. در فاصله 30 ثانيه به پايان بازي بازيکنان چونبوري توانستند گل چهارم را به ثمر برسانند و مقابل نماينده ايران به برتري برسند و با 4 امتياز به صدر جدول صعود کنند. به اين ترتيب تکليف اين گروه به روز آخر يعني فردا کشيده شد.

در ديگر ديدار اين گروه السد قطر توانست 5 بر 3 اردوس ازبکستان را شکست دهد.

گيتي‌پسند روز گذشته توانست با نتيجه 3 بر 2 مقابل السد قطر به برتري برسد. اين تيم فردا در آخرين ديدار مرحله گروهي از ساعت 12 به وقت تهران به مصاف اردوس ازبکستان مي‌رود.

تيم ملي فوتسال ايران در جام ملت‌هاي آسيا در سال 2012 نيز مغلوب تايلند شده بود.

همچنين شب گذشته تيم فوتسال شن‌زن چين که مسعود دانشور را در ترکيب خود دارد به مصاف تاي‌سون‌نام ويتنام رفت. اين ديدار که در گروه اول برگزار شد با نتيجه 2 بر 2 به پايان رسيد. دانشور در اين ديدار توانست گل اول تيمش را به ثمر برساند. ناگوياي ژاپن با برتري مقابل الصداقه لبنان 4 بر 2 به پيروزي رسيد و صدرنشين گروه شد.

واليبال جوانان جهان – ترکيه

واليبال جوانان جهان – ترکيه

واليبال ايران مقتدرانه مصر را شکست داد


تيم ملي واليبال جوانان ايران با يک نمايش مقتدرانه 3 بر صفر مصر را از پيش‌رو برداشت.


در مرحله يک هشتم نهايي مسابقه‌هاي واليبال قهرماني جوانان جهان تيم ملي واليبال ايران مقابل مصر به ميدان رفت. شاگردان فرهاد نفرزاده با ارائه يک نمايش مقتدرانه در تمام دقايق اين مسابقه از حريف خود پيش بودند.

به گزارش ايسنا ، درخشش کاپيتان جواد حسين‌آبادي در اسپک و همچنين دريافت‌هاي خوب سيد آرش تقوي و مصطفي باقري و اميرعلي فتحعلي، موجب شد که مصري‌ها نتوانند خودي نشان دهند. محمد فلاح هم که در مسابقه قبل روي نيمکت استراحت کرده بود، در اين ديدار کاملا سرحال بود و به تنهايي بيش از 10 امتياز براي ايران به ارمغان آورد.

در نهايت شاگردان فرهاد نفرزاده برابر مصر با نتيجه 3 بر صفر و امتيازهاي 25 – 21 ، 25 – 20 و 25 – 13 حريف خود را مغلوب کردند.

ايران در دور مقدماتي اين رقابت‌ها با کسب 12 امتياز به عنوان صدرنشين گروه B به مرحله يک هشتم صعود کرده بود و در اين مرحله به مصاف مصر تيم چهارم گروه اول مسابقه‌ها رفت.

شاگردان نفرزاده با اين برد مقتدرانه به يک چهارم نهايي صعود کردند.

آشتي اجباري با جباري!

محروميت ابراهيمي و بولكو، نياز سپاهان به مجتبي/ آشتي اجباري با جباري!

محروميت ابراهيمي و بولكو، نياز سپاهان به مجتبي/ آشتي اجباري با جباري!

سپاهان در بد مخمصه‌اي قرار گرفته و بدون هافبك وسط و بازي‌ساز بايد به رشت برود. شايد كمبود بازيكن باعث شود كرانچار از موضع خود كوتاه بيايد و براي بازگشت جبازي چراغ سبز نشان دهد

سایت گل- سپاهان بدون مجتبي جباري صبا را برد. اين برد خط بطلاني كشيد روي اين نظريه كه سپاهان بدون مجتبي نمي‌تواند موفق باشد. حد اقل در بازي مقابل صبا اين نظريه ثابت شد كه سپاهان متكي به يك بازيكن نيست و بدون جباري هم مي‌تواند همان تيمي باشد كه همه انتظارش را دارند.

جباري حالا هم جزيي از تيم سپاهان نيست. او آمده تهران و چند روزي مي‌شود كه دور از تمرينات سپاهان است. بازي با صبا براي سپاهان به خير گذشت اما آيا بازي‌هاي بعد هم به همين شكل و بدون مشكل مي‌گذرد؟ روبروي صبا، كرانچار يك تغيير در خط مياني لوزي‌گونه خود به‌وجود آورد. تغيير اينچنيني بود: «امين جهان‌عاليان جانشين مجتبي جباري». اشتباه نكنيد. جهان‌عاليان در پست جباري يا همان هافبك بازي‌ساز بازي نكرد. او جانشين بولكو در جناح راست خط مياني شد و در عوض بولكو به وسط آمد تا هم جاي جباري را پر كند و هم هافبك بازي‌ساز سپاهان شود. البته در كنار اميد ابراهيمي كه هم كارهاي دفاعي انجام مي‌داد و هم در حملات شركت مي‌كرد. سمت چپ هم مثل چند بازي اين فصل و بازي‌هاي نيم‌فصل دوم فصل قبل متعلق به حسين پاپي بود، آن هم در روزهايي كه يعقوب كريمي بهبود يافته و مي‌تواند براي سپاهان بازي كند.

اين تركيب و اين بازيكنان، يك برد حياتي براي سپاهان به دست آوردند. اين برد سرنوشت‌ساز باعث شد غيبت جباري به چشم نيايد. در طول بازي يا بعد از بازي كسي نپرسيد مجتبي كجاست و كي برمي‌گردد؟ همه از به دست آوردن اين برد خوشحال بودند اما بازي‌هاي بعد چه مي‌شود؟ مشكل از همين بازي با داماش آغاز مي‌شود. جايي كه نه اميد ابراهيمي حضور دارد و نه اروين بولكو. در زمين عضدي كه به قول امير قلعه‌نويي، كمتر تيمي مي‌تواند از سد داماش بگذرد و براي اين تيم دردسر بسازد، سپاهان بايد بدون چند بازيكن كليدي خود بازي كند.

بدون شك اميد ابراهيمي جزو 3 بازيكن موثر سپاهان است. چه اين فصل و چه فصول گذشته، او بدون وقفه در تركيب سپاهان بازي كرده و هميشه هم بدون نوسان ظاهر شده. غيبت اميد ابراهيمي را قطعا كرانچار نمي‌تواند هضم كند. او بازيكني را در اختيار ندارد كه در ورزشگاه عضدي مي‌تواند خيلي كمكش كند. هم او را و هم سپاهاني را كه بعد از چند بازي كم‌هيجان، صبا را برد و حالا مي‌خواهد داماش را قرباني انگيزه خود كند. نه اميد ابراهيمي هست و نه تنها جايگزين او يعني اروين بولكو. به اروين بولكو مي‌گويند آچار فرانسه سپاهان. او در چندين و چند پست براي سپاهان بازي مي‌كند. هافبك مياني، هافبك دفاعي، هافبك راست، هافبك چپ، دفاع راست، دفاع مركزي و حتي دفاع چپ. كرانچار اما بولكو را هم مقابل داماش در خدمت ندارد. او هم سه اخطاره شده و با سپاهان به رشت نمي‌رود.

محروميت همزمان بولكو و ابراهيمي كه مقابل صبا مكمل يكديگر بودند و اجازه ندادند غيبت جباري به چشم بيايد، نگراني سپاهاني‌ها را به دنبال داشته. آنها مي‌دانند كه در مركز خط مياني با كمبود بازيكن روبرو هستند. مشكل هافبك دفاعي، مشكلي نيست كه خيلي راحت حل شود. درست مثل تراكتورسازي كه جايگزيني براي مهدي كياني در پست هافبك تدافعي نمي‌خرد، سپاهان هم آلترناتيوي براي اميد ابراهيمي ندارد. تنها راهي كه پيش روي كرانچار مي‌ماند انتقال علي احمدي از قلب دفاع به يك خط جلوتر و پست هافبك دفاعي است تا به نوعي خلا اميد ابراهيمي پوشش داده شود. هر چند علي احمدي هم در ذوب‌آهن و هم در سپاهان بارها در اين پست بازي كرده اما توانايي‌هاي او براي بازي در هافبك دفاعي كجا و اميد ابراهيمي كجا.

كرانچار بايد بسوزد و بسازد با نبود اميد ابراهيمي. علي احمدي را جايگزينش كند و از او بازي بگيرد. حداقل شانس كرانچار اين است كه براي هافبك دفاعي، علي احمدي را دارد اما براي بازي‌سازي چه؟ هيچ مهره‌اي نيست كه بتواند ابتدا جاي مجتبي جباري بازي كند و بعد جانشين اروين بولكو شود. جباري تا اطلاع ثانوي اخراج شده و بولكو هم محروم است. ديگر هافبك بازي‌سازي نمي‌بينيم كه بيايد و در ميانه زمين، بار سپاهان را به دوش بكشد. فقط حسين پاپي است كه شايد بتواند از كناره‌ها به ميانه زمين بيايد و به‌عنوان هافبك بازي‌ساز و كمي جلوتر از علي احمدي به ميدان برود.

به ظاهر، اين تنها راه كرانچار است اما يك راه ديگر هم وجود دارد. راهي مثل بازگرداندن مجتبي جباري به سپاهان و بازي گرفتن از او مقابل داماش. سپاهان در بد مخمصه‌اي قرار گرفته و بدون هافبك وسط و بازي‌ساز بايد به رشت برود. شايد كمبود بازيكن باعث شود كرانچار از موضع خود كوتاه بيايد و براي بازگشت جبازي چراغ سبز نشان دهد. فعلا كه چنين اتفاقي رخ نداده و سپاهان بايد بدون جباري در رشت بازي كند اما اين احتمال وجود دارد كه مسوولان سپاهان وساطت كنند و جباري را به تيم بازگردانند.

اين موضوع اگر اتفاق بيفتد هم به سود سپاهان است و هم به سود كرانچار. اگر جباري برگردد و در رشت براي سپاهان بازي كند خيلي از مشكلات خط هافبك اين تيم برطرف مي‌شود. ديگر كرانچار نگراني به دلش راه نمي‌دهد و البته حسين پاپي هم اسير نمي‌شود كه از كناره‌ها بيايد وسط زمين و غريبه‌ترين نقش زندگي خود را به‌عنوان هافبك بازي‌ساز بازي كند. با اين شرايط است كه سپاهان مي‌تواند اميدوار به موفقيت در رشت باشد. در ورزشگاهي كه جهنم تيم‌هاي حريف است و كمتر تيمي مي‌تواند با امتياز از آنجا خارج شود.

اين سپاهان با توجه به محروميت اميد ابراهيمي و اروين بولكو، بعيد است بتواند با حداكثر امتياز از عضدي خارج شود. مگر اينكه اتفاق خاصي تا روز بازي براي اين تيم رخ دهد. اتفاقي مثل بازگشت مجتبي جباري كه مي‌تواند گره از مشكلات خط مياني سپاهان باز كند. به نظر مي‌رسد مسوولان سپاهان هم متوجه اين موضوع شده‌اند كه هافبك وسط ندارند و بايد هر چه زودتر جباري را به تيم برگردانند. به همين خاطر هم هست كه قرار شده يكي دو روز آينده جلسه‌اي درباره بازگشت شماره 8 برگزار شود و همه چيز به خير و خوشي به پايان برسد. اين را هم نبايد ناديده بگيريم كه جباري چند روز تمرين نكرده و اين‌كه آيا مي‌توان به بازي او در رشت اميدوار بود؟ پاسخ اين سوال را كرانچار مي‌دهد، البته اگر جباري را قبل از بازي با داماش بخشيد

قلعه‌نويي: اهواز خانه استقلال است

قلعه‌نويي: اهواز خانه استقلال است


سرمربي تيم استقلال با اعلام اين موضوع که اهواز به نوعي خانه دوم تيمش است، گفت: بازي سختي مقابل نماينده خوزستان داريم.


امير قلعه‌نويي پس از پايان تمرين امروز تيم استقلال اظهار داشت:‌ اهواز به نوعي خانه استقلال است و از جنس آبي‌ها اما بازي سختي داريم و مي‌دانيم که با حريف سرسختي بازي مي‌کنيم و از مجموعه استقلال خوزستان تشکر مي‌کنم که با عقب‌ افتادن بازي ما موافقت کردند.

به نقل از فارس، وي در خصوص تأخير در برگزاري اين بازي گفت: اين اتفاق بايد از قبل مي‌افتاد ولي اگر جمعه هم بازي برگزار مي‌شد براي ما فرقي نمي‌کرد. استقلال خوزستان هم بازيکنان جوان دارد و هم با تجربه ولي اين دو روز خيلي به ما کمک کرد.

قلعه‌نويي در خصوص مصدومان تيمش گفت: فکر مي‌کنم به جز مجيدي و جمشيديان همه بازيکنانمان را در اختيار داريم.

وي در خصوص اينکه آيا اين بازي تأثيري روي دربي خواهد داشت يا خير، گفت: ما بازي به بازي جلو مي‌رويم و اين بازي هم سه امتياز دارد. هرچند آن مسابقه حساس است.

وي در پايان در پاسخ به اين سؤال که آيا مشکل لاوره حل شد يا خير، گفت: او آماده نيست چون با ما تمرين نکرده است البته حق دارد چون حقوقش را مي‌خواهد و آنها بازيکنان حرفه‌اي هستند که متأسفانه نتوانستيم پول او را پرداخت کنيم.

عکس رسمی باشگاه بارسلونا با حضور نمایندگان قطرایرویز

گزارش تصویری: عکس رسمی باشگاه بارسلونا با حضور نمایندگان قطرایرویز

گزارش تصویری: عکس رسمی باشگاه بارسلونا با حضور نمایندگان قطرایرویز

مراسم گرفتن عکس رسمی این فصل بارسلونایی ها با حضور نمایندگان قطر ایرویز اسپانسر اصلی باشگاه کاتالان برگزار شد

سایت گل- آبی اناری ها عکس رسمی این فصل خود را در حضور نمایندگان اسپانسر اصلی خود ، قطر ایرویز گرفتند. در جریان این مراسم از ویدئوی تبلیغاتی قطرایرویز نیز پرده برداری شد. دراین ویدئو پروازی به مقصد جزیره اف سی بارسلونا در این جزیره به زمین می نشیند و دراین ویدئو بازیکنان باشگاه بارسلونا نیز نقش ایفا می کنند. برای تماشای این ویدئو اینجا کلیک کنید:

foton

foton
foton

foton

foton

foton

foton

بازی استقلال دو روز عقب افتاد

بازی استقلال دو روز عقب افتاد/ استراحت کمتر قبل از داربی

بازی استقلال دو روز عقب افتاد/ استراحت کمتر قبل از داربی

حالا استقلالی‌ها برای داربی تهران یک روز کمتر از پرسپولیس استراحت می‌کنند و البته زمان بازگشت از سفر اهواز هم به این یک روز اضافه می‌شود

سایت گل- طی روزهای اخیر مسئولان و کادر فنی استقلال بارها با گلایه از برنامه‌ریزی سازمان لیگ اعلام کرده‌اند مسئولان باید هوای استقلال ایران را به عنوان نماینده کشورمان در رقابت‌های آسیایی بیشتر از این‌ها داشته باشند. بالاخره مسئولان با یک درخواست استقلال موافقت کرده و بازی هفته هفتم این تیم مقابل استقلال خوزستان را دو روز به تعویق انداخته‌اند. به این ترتیب ديدار تيم هاي استقلال خوزستان و استقلال تهران که قرار بود روز پنجشنبه از هفته هفتم ليگ برتر در اهواز برگزار شود به روز شنبه موکول شد. اين بازي از ساعت 19 روز شنبه در اهواز آغاز مي‌شود، اما حالا استقلالی‌ها می‌توانند یک دلیل دیگر برای نارضایتی داشته باشند. این‌که در آستانه داربی تهران آن‌ها یک روز کمتر از پرسپولیس استراحت می‌کنند و با توجه به این‌که بازی پرسپولیسی‌ها خانگی است باید زمان بازگشت از اهواز را هم به این یک روز اضافه کرد.

تیم منتخب هفته لیگ جزیره

تیم منتخب هفته لیگ برتر: درخشش تازه‌واردها

تیم منتخب هفته لیگ برتر: درخشش تازه‌واردها



سایت گل – تنها یک خرید جدید در تیم منتخب این هفته قرار گرفته است. اما برخی از بازیکنان تیم این هفته فصل گذشته را در مسابقات چمپیونشیپ حضور داشتند و تازه به لیگ برتر آمده‌اند.

کاردیف سیتی بی‌تردید ماجرای اصلی این هفته را رقم زد. آنها تیمی را سه بر دو بردند که بسیاری آن را بخت اول قهرمانی می‌دانند. برای کاردیف مقابل منچسترسیتی دو بازیکن درخشش فوق‌العاده‌ای داشتند.

فریزر کمپل که در ژانویه از ساندرلند جدا شد تا کمک کند تیم مالکی مک‌کی به لیگ برتر بیاید بازگشتی فوق‌العاده به لیگ برتر داشت و دو گل سرنوشت‌ساز در ورزشگاه کاردیف زد. او هر دو گل را با سر روی کرنر به ثمر رساند. البته بازی او تنها به این فرصت‌طلبی‌ها محدود نبود. او در تمام بازی خط دفاعی منچسترسیتی را آزار داد و از سایت گل نمره 4.5 گرفت. این بازیکن سابق منچستریونایتد شب خوبی داشت.

هرچند بسیاری از هم‌تیمی‌های کمپل در تیم پرندگان آبی شایسته حضور در تیم منتخب بودند اما یک نفر در این میان باید در این تیم قرار می‌گرفت: گری مدل (4)، گران‌ترین خرید باشگاه. این بازیکن شیلیایی به‌سرعت در فوتبال انگلیس جا افتاده و نمایش دفاعی فوق‌العاده‌ای مقابل مردان خلاق منچسترسیتی داشت.


WESTWOOD v Southampton
CHESTER v Norwich City
VIDIC v Chelsea
SANTON v West Ham
WARD-PROWSE v Sunderland
CAZORLA v Fulham
MEDEL v Manchester City
TOWNSEND v Swansea City
STURRIDGE v Aston Villa
CAMPBELL v Manchester City
PODOLSKI v Fulham

تیم دیگری که تازه صعود کرده بود و برد مهمی کسب کرد هال سیتی بود. آنها خط حمله تقویت‌شده نوریچ سیتی را مهار کردند و سه امتیاز را از آنها گرفتند. جیمز چستر (3.5) چند تکل عالی در دفاع زد. این بازیکن سابق جوانان منچستریونایتد نماینده تیم استیو بروس در تیم منتخب هفهت است.

بازی اول این هفته سر ظهر در خانه فولام برگزار شد، جایی که آرسنال منتقدانش را با نمایشی برتر خاموش کرد. سانتی کاسورلا (4) الهام‌بخش تیمش بود و در نقش بازی‌ساز نمایشی درخشان داشت. او روی گل سوم تیمش پاس مرگباری داد.

این گل را لوکاس پودولسکی (4) زد. او روی گل اول هم شم گل‌زنی بالایش را به رخ کشیده بود. هر دو گل او با پای چپ بود. این بازیکن آلمانی ترکیب خوبی را با اولیویه ژیرو داشت. شایعات مبنی بر جدایی او و پیوستنش به شالکه به گوش می‌رسید که البته تکذیب شد.

بازی دوشنبه‌شب بین منچستریونایتد و چلسی انتظارات را برآورده نکرد و به تساوی بدون گل انجامید. اما نمانیا ویدیچ (3.5) شب خوبی داشت. هرچند آبی‌ها مهاجمان اصلی خود را در ترکیب ثابت نداشتند، اما این بازیکن صرب توانست سرعت آندره شورله را مهار کنه و تلاش فوق‌العاده‌‌ای داشت تا مردان ژوزه مورینیو نتوانند فرصت خاصی داشته باشند.

در تیم منتخب ما پشت سر ویدیچ در دروازه کایرن وستوود (4) قرا رمی‌گیرد. او پس از جدایی سیمون مینیوله در تابستان و پیوستنش به لیورپول ستاره ساندرلند شده است. او مقابل ساوتهمپتون نمایشی عالی داشت و از گل زودهنگام تیمش تلاش کرد محافظت کند. وستوود بداقبال بود که تیمش پیروز نشد.

در سمت دیگر میدان جیمز وارد-پراوز نوجوان (4) از ساوتهمپتون فوق‌العاده بود. او در سمت راست با سانترها و پاس‌هایش بارها خطرساز شد و روی ضربه ایستگاهی او بود که خوسه فونته با ضربه سر گل زد.

داویده سانتون (3.5) از نیوکاسل در تساوی بدون گل این تیم مقابل وستهم درخشید. او احتمالا تهاجمی‌ترین بازیکن نیوکاسل بود.

آندرس تاونسند (4) دوره قرضی چندان موفقی را در کویینز پارک رنجرز نگذراند، اما این فصل در تاتنهام عالی بوده و ارزش خود را در دیداری پایاپای مقابل سوانزی به رخ کشید. این بال جوان با اعتماد به نفس خود مرتبا دوید و شوت زد. او پنالتی سرنوشت‌سازی را در این مسابقه برای تیمش گرفت.

در نهایت در خط حمله تنها بازیکنی که در تیم هفته قبل هم حضور داشت دیده می شود: دانیل استاریج (4). او در غیاب لوییس سوارس مصدوم خوش درخشید و مرتبا روی دروازه استون ویلا خطرساز شد. او گلی را زد که تفاوت را رقم زد. او برد گازان، دروازه‌بان حریف را جا گذاشت و ضربه‌ای عالی به توپ زد. رکورد صددرصدی او در تیم منتخب هفته همچنان پابرجاست.

 

آنچلوتی: دیگو لوپس بهتر کار می کند

آنچلوتی: دیگو لوپس بهتر کار می کند؛ همین و بس

آنچلوتی: دیگو لوپس بهتر کار می کند؛ همین و بس

سرمربی ایتالیایی باشگاه رئال مادرید در صحبت هایی به این نکته اشاره کرد که دیگو لوپس دراولین و دومین بازی تیمش در لالیگا درون دروازه رئال قرار گرفت ودرحال حاضر خوب بازی می کند

سایت گل- درپایان بازی دیشب رئال مادرید مقابل گرانادا در هفته دوم رقابتهای لالیگا که با برد 0-1 تیم مادریدی همراه بود، کارلو آنچلوتی سرمربی ایتالیایی رئال مادرید درکنفرانسی خبری شرکت کرد و پاسخگوی سوالات خبرنگاران شد.دراینجا می توانید متن صحبت های او را به گزارش آ.اس مطالعه کنید:

*چرا اینقدرسختی؟ : ما به گل دوم نرسیدیم ولی نتیجه بازی 1-0 بود، کار کنترل بازی برایمان آسان بود ولی مهم این است که نتیجه خوبی گرفتیم و هرسه امتیاز بازی را کسب کردیم. این برد خوبی است. ما خیلی خوب بازی کردیم وریتم بالایی داشتیم.درعین حال منسجم بودیم. با وجودی که بازیکنان تهاجمی زیادی داشتیم، خوب کار کردیم و از این بابت راضی هستم

*ماجرای کاسیاس: دیگو در بازی اول درون دروازه قرار گرفت و در بازی دوم هم همین طور. دراین روزها او خوب کار می کند و این اتفاقات در جریان است. همین و بس

*بنزما: او با خوب بازی کردن به گل می رسد. بنزما شروع خوبی در لالیگا داشته وگلزنی می کند. در ابتدای بازی خیلی خوب بود ولی تدریجا از ریتم بازی کاسته شد و بازی سخت تر شد

*بارسلونا:بارسلونا هم بازیهای سختی داشته و البته آنها یک فلسفه خاص دارندو ما هم تلاش می کنیم تا اوضاع را تغییر دهیم .دراین شرایط مهم کسب امتیاز است و باید تلاش کنیم تا بهتر شویم.

*مودریچ ، تنها در خط میانی: تیم ما تعادل خوبی داشت. بازیکنان  ما خوب تمرین کردند و کار دی ماریا در ترکیب تیم مهم بود. فشار برروی ما مثل گازوئیل است که مارا به جلو می راند

* پنالتی:دوست ندارم راجع به داوری ها صحبت کنم ولی فکر می کنم که داور این بازی عملکرد درتس و خوبی داشت

*گرانادا: آنها بازی را با ترس شروع کردند ولی سازماندهی و کیفیت بالایی دارند.

صعود آرسنال، شالکه و بازل به مرحله گروهي

صعود آرسنال، شالکه و بازل به مرحله گروهي


تيم هاي فوتبال آرسنال انگليس، بازل سوييس، شالکه صفر چهار آلمان، اوستريا وين اتريش و استوا بخارست روماني روز سه شنبه به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا صعود کردند.


ديدارهاي برگشت مرحله مقدماتي ليگ قهرمانان اروپا سه شنبه شب برگزار شد.

آرسنال در ورزشگاه خانگي خود ( امارات ) با نتيجه دو بر صفر بر فنرباغچه غلبه کرد. شاگردان آرسن ونگر در بازي رفت در ترکيه نيز سه بر صفر پيروز شده بودند. آرون رمزي در دقايق 25 و 72 گل هاي آرسنال را به ثمر رساند.

بازل سوييس که در بازي رفت چهار بر دو بر لودوگورتس بلغارستان پيروزي شده بود، اين برتري را در برگشت نيز با نتيجه دو بر صفر تکرار کرد.

شالکه صفر چهار در بازي رفت مقابل پائوک سالونيکي يونان يک بر يک متوقف شده بود اما در بازي برگشت با نتيجه سه بر دو به پيروزي رسيد.

استريا وين اتريش در مجموع با نتيجه چهار بر سه ( دو - صفر و دو - سه ) دينامو زاگرب کرواسي را حذف کرد.

لژيا ورشو لهستان هم به غلبه بر استوا بخارست روماني به مرحله گروهي صعود کرد. دو تيم در بازي رفت به تساوي يک بر يک رسيدند و در بازي برگشت دو بر دو مساوي شدند.

اين ديدارها روز چهارشنبه پيگيري مي شود: (نتايج نوشته شده براي ديدار رفت مي باشد)

رئال سوسيداد ( اسپانيا ) 0 - 2 ليون ( فرانسه )

زنيت سن پترزبورگ ( روسيه ) 4 - 1 پاسوس ( پرتغال )

سلتيک گلاسکو ( اسکاتلند ) 2 - 0 شاختار (‌ قزاقستان )

آ ث ميلان (‌ ايتاليا ) 1 - 1 آيندهوون (‌هلند )

ماريبور ( اسلووني ) 1 - 3 ويکتوريا پلژن ( جمهوري چک )

احتمال یک انتقال جذاب: معاوضه برهانی- جباری در نیم‌فصل

احتمال یک انتقال جذاب: معاوضه برهانی- جباری در نیم‌فصل

احتمال یک انتقال جذاب: معاوضه برهانی- جباری در نیم‌فصل

اگر سپاهانی‌ها راضی به جدایی جباری نشوند باز هم این احتمال وجود دارد که آرش با استقلال خداحافظی کند و پیراهن تیمی به نام سپاهان و یا حتی تراکتورسازی را به تن کند

سایت گل- آرش برهانی از نیمکت‌نشینی ناراحت است. برای او سخت است که یک بازی گل بزند اما برای بازی بعد روی نیمکت بنشیند و حتی یک دقیقه هم بازی نکند. آرش برهانی از این شرایط به تنگ آمده. او ناراحت است و شاید به دلیل همین ناراحتی، نیم‌فصل از استقلال جدا شود.

سپاهان، تیمی بود که ابتدای فصل برهانی را می‌خواست. آرش اما به خاطر حضور در تهران، قید اصفهان را زد. حالا اما شنیده می‌شود شاید برهانی نیم‌فصل از استقلال جدا و راهی سپاهان شود. حتی بحث معاوضه او با مجتبی جباری هم شنیده می‌شود. جباری با سپاهانی‌ها و به خصوص کرانچار به مشکل خورده و این امکان وجود دارد که در تعطیلات نیم‌فصل از سپاهان جدا شود. با توجه به این‌که جباری علاقه‌مند به حضور در استقلال است و البته سپاهان هم با توجه به مصدومیت سوکای به یک مهاجم نیاز دارد هیچ بعید نیست این اتفاق بیفتد و جباری و برهانی در نیم‌فصل با هم معاوضه شوند. حتی اگر سپاهانی‌ها راضی به جدایی جباری نشوند باز هم این احتمال وجود دارد که آرش با استقلال خداحافظی کند و پیراهن تیمی به نام سپاهان و یا حتی تراکتورسازی را به تن کند.

آرسنال دو–صفر فنرباغچه

آرسنال دو–صفر فنرباغچه: سلام توپچی ها به چمپیونزلیگ

آرسنال دو–صفر فنرباغچه: سلام توپچی ها به چمپیونزلیگ

دو گل آرون رمزی، صعود آرسنال به لیگ قهرمانان را قطعی کرد

سایت گل – آرسنال توانست برای شانزدهمین سال پیاپی به مرحله گروهی لیگ قهرمانان راه یابد. آنها فنرباغچه را در پلی‌آف لیگ قهرمانان دو بر صفر شکست دادند و با توجه به پیروزی سه بر صفر در ترکیه به مرحله گروهی رسیدند.

آرسنال در دقایق اولیه بهتر از حریف بود. پس از آن که هر دو تیم موقعیت‌هایی را از دست داند توپچی‌ها به گل رسیدند. پاس خوب لوکاس پودولسکی به تئو ولکات را گوکهان گونول خواست دفع کند اما توپ دقیقا مقابل پای آرون رمزی افتاد و او با شوت گل اول را زد.

هر دو تیم دست به حمله زدند و دیداری تماشایی را رقم زدند. فنرباغچه در یکی از حملات داشت به گل می‌رسید اما ضربه امانوئل امنیکه را وویچیخ اشچسنی دفع کرد و توپ به تیر دروازه خورد.

پودولسکی سپس به دلیل مشکلی که به نظر از ناحیه همسترینگ بود میدان را ترک کرد. بیرون رفتن او روند آرسنال را مختل کرد و فنر حملاتش را بیشتر کرد.

آرسنال در نیمه دوم کنترل بازی را در دست گرفت و در دقیقه 63 ضربه عالی سانتی کاسورلا با واکنش فوق‌‌العاده ولکان دمیرل به بیرون رفت. سپس ضربه ایستگاهی تئو ولکات به تیر دروازه برخورد کرد.

در نهایت در دقیقه 72 بود که کار تمام شد. کیه‌ران گیبس از سمت چپ فرار کرد و سانتری انجام داد که رمزی آن را سر ضرب به گوشه دروازه فرستاد. دمیرل هم نتوانست واکنشی نشان دهد.

در نهایت آرسنال بازی را برد.

مارتينو: اتلتيکو به اندازه بارسا شانس قهرماني دارد

مارتينو: اتلتيکو به اندازه بارسا شانس قهرماني دارد


سرمربي بارسلونا معتقد است اتلتيکو مادريد نيز به اندازه تيمش شانس قهرماني در سوپرجام اسپانيا را دارد.


تاتا مارتينو در نشست خبري پيش از دور برگشت رقابت‌هاي سوپرجام اسپانيا مقابل اتلتيکو مادريد که بامداد پنج‌شنبه در نيوکمپ برگزار مي‌شود، در نشست خبري حاضر شد و به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت.

به گزارش فارس، وي در خصوص جذب يک مهاجم جديد اظهار داشت: نسبت به روز اول فرقي نداريم و از بازيکناني که داريم راضي هستيم. من به عنوان سرمربي پيش از فصل نيازهاي تيم را برطرف کردم، نه در زماني که بازي‌ها در حال برگزاري است. اين همان گروهي است که من مي‌خواهم. در حالي که بازار نقل و انتقالات همچنان باز است، همين گونه باقي خواهيم ماند. در خط دفاعي هم شرايط به همين صورت است. با شروع فصل اگر ببينيم به بازيکني نياز داريم، در پنجره نقل و انتقالات زمستاني اقدام مي‌کنيم.

سرمربي بارسلونا ادامه داد: شرايط مسي خوب است و تمرينات معمول را انجام مي‌دهد. او با گروه کار مي‌کند و نسبت به بازي با مالاگا بهتر شده است.

مارتينو خاطرنشان کرد: نيمار آماده است و ما تصميم مي‌گيريم که در کدام بازي حضورش در ترکيب اصلي را تجربه کند. منتظرم که حضور او را در کنار مسي ببينم اما بايد درباره هر بازيکن تصميم درست را بگيرم. تصميم من درباره نيمار اين است که 10-12 سال در اين تيم بماند نه اينکه تنها در يک مسابقه، بازيکن فيکس تيم باشد. چيزي که من براي اين بازيکن مي‌خواهم اين است که شرايط خوبي داشته باشد و احساس کند به او کمک کرده‌ايم. کار درست را درباره او انجام داديم. اين موضوعي مورد علاقه رسانه‌ها است و مردم دوست دارند اين چيزها را بخوانند. رفتار او عالي است. زياد با هم صحبت کرديم. کم‌کم بهترين راه را براي معرفي وي به تيم پيدا خواهيم کرد. او انتخاب کرد که به بارسلونا بيايد و در کنار مسي بازي کند.

وي اضافه کرد: از روز اول هافبک‌‌ها را به صورت چرخشي به کار برديم. فکر مي‌کنم اينکه تمام بازيکنان احساس کنند، مهم هستند و در بازي‌ها به ميدان مي‌روند. چيزي که دوست دارم اين است که همه بازيکنان آماده هستند. پس از يک سال مي‌بينيم که برخي از بازيکنان بيشتر از ديگران بازي کردند.

سرمربي بارسلونا درباره ديدار با اتلتيکو مادريد افزود: براي ما منطقي است که مدعي قهرماني باشيم. ما بايد با اين مسئوليت زندگي کنيم. اين مسئله مرا نگران نمي‌کند و بازيکنان مي‌دانند چگونه با آن رو در رو شوند. اتلتيکو حريف بسيار سختي خواهد بود که به اندازه ما شانس قهرماني دارد. فکر مي‌کنيم اين بازي با مسابقه دور رفت متفاوت باشد. ما مالکيت بيشتري روي توپ خواهيم داست و آنها به دنبال فضاهاي خالي هستند. با اين مسئله موافقم که بايد فردا به هر شکلي سرسخت باشيم.

مارتينو تأکيد کرد: هميشه فکر مي‌کنم در فوتبال بازيکنان تصميم‌گيرنده هستند. نمي‌توانم هواداران آرژانتيني را به اينجا بياورم تا سر و صدا به راه بيندازند. من تازه وارد هستم بنابراين بايد خودم را با شرايط اينجا تطبيق دهم.